تبليغاتX
از چشم من
برخورد از نوع نزدیک

توی اتاقم هیشکی جز من نیست

اما همیشه یاد تو اینجاست

توی خیالم عشق تو مونده

روی دلم رد تو پا برجاست

آرومه آرومه شبای من

وقتی که میخندی و آرومی

پیدا نمیشی تا چشام بازه

چشمامو میبندم تو معلومی

میبینمت هر شب توو رویاهام

گم میشه اشکای من از گونه م

هر چی خوشی دارم برای تو

هر خنده ای رو به تو مدیونم

چیزی نمیخوای از منِ عاشق

چیزی نمیخوای جز یه حال خوش

میون حس و حال هم غرقیم

چه دلپذیره این خیال خوش

 

این ترانه م با عنوان "رویاهام"توی شماره ی 150 از مجله ی اتفاق نو در صفحه ی آلاچیق که نیمه ی شهریور ماه بیرون اومد منتشر شده.که با چنداشکال تایپی فاحش همراهه.ترجیح دادم صحیح و سالمش رو اینجا بنویسم.

خوشحال میشم نظرتون رو در موردش بدونم.

 ضمنا باید عرض کنم یکی دو مصرع بنا به صلاحدید  مسئول صفحه ی آلاچیق تغییر پیدا کرد تا هم 

 زیبایی بیشتری پیدا کنه و هم از ممیزی های مطبوعاتی پیروی کرده باشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 8:9  توسط محمد   | 

<<جواز>>

جواز خارج شدن از قلبمو

صادر نمیکنم نباید بری 

اخم نمیکنم ازم برنجی 

گلایه مو بشنوی،شاید بری 

اگه بری دستم به جایی بند نیس

دلخور میشم وقتی پیشم نمیای 

اشک رفیق چشمای من میشه 

غصه دارم وقتی منو نمیخوای 

من حاضرم بد باشی اما باشی

آدمیم که عاشق جنونه 

از رفتنت همسایه ی ترسم و 

تموم شهر به من میگن دیوونه 

قبول دارم  که مثل دیوونه هام 

توو این روزا دیوونگی کارمه  

مهم ترین دلیل آشفتگیم

اینه که با تو بودن اصرارمه 

خرداد 90


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 13:42  توسط محمد   | 

<<آَشفتگی>>
من و این سردرگمی 
من و این آشفتگی 
نفسم بند اومده 
نمیخوای چیزی بگی؟
نمیخوای یه خاطره 
بگی از بودن من  
تا میگم از قدیما 
میگی حرفشو نزن 
تاب و طاقت نداری 
صبر تو سر اومده 
دوس داری جدا شی و 
میگی بودنم بده  
گریه میکنم ولی 
بی تفاوتی و سرد 
میگی دنبال خودت 
توی قلب من نگرد 
-------------------
ترانه ی آشفتگی چندان جدید نیست.برای اوایل اردیبهشت ماه امساله.اما یکی از ترانه هامه که خیلی دوستش دارم چون به فضای اجرایی نزدیک تره.حتی اگر چندان حرف جدیدی توش نزده باشم و خلاقیت خاصی توش نباشه.امیدوارم ازش خوشتون بیاد.
--------------------
امروز روز پدره.این دو بیت نا قابل رو به پدر عزیز و مهربونم تقدیم میکنم.

تو شعر جا نمیشه توصیف مهربونیت
واژه ها  کم میارن موقع گفتن از تو 
باعث شادیامو مانع غصه هامی
وظیفمه همیشه حرف شنفتن از تو
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 12:30  توسط محمد   | 

<<خنده های ممتد>>

چشاش بدجور حواسو پرت کرده

منو برده به سالایی که رد شد

با اغوا و با خنده های ممتد

دلم این عشق خوشرنگو بلد شد

چشاش حس عجیبی داشت امشب 

یه حسی بین خواستن و بریدن 

یه لحظه حس میکردم دل میبنده

ولی خو میکنه اون به ندیدن

ولی عادت داره خوش خنده باشه 

براش فرقی نداره من کی باشم 

یه وقتایی میگم واسه چی تزویر؟

همون بهتر که خیلی خاکی باشم

همون بهتر که تصویر حقیقیم 

برابر باشه با هر چی میبینه

نیازی نیست بازی در بیارم 

به من ربطی نداره چی میبینه

مهم اینه که صادق باشم امشب 

همین امشب  که میگم عشق خوبه 

همین امشب که چشمای خمارش 

داره یکضرب  توو مغزم میکوبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 4:40  توسط محمد   | 

علی رغم اینکه دوست زیاد دارم،اما دوستی که اسمش رو دوست بذارم و واقعا تعریف دقیق دوستی رو برام معنا کنه،کمه.فربد عزیز یکی از اوناس.از حدود دو سال پیش که باهاش آشنا شدم نشده کاری کنه که موجبات دلخوریمو فراهم کنه و همیشه دلخوش به شاد کردن دل دوستاش بوده.برای فربد عزیز که امشب بیست و سومین شمع تولدشو فوت میکنه  بهترین آرزو ها رو دارم و امیدوارم به هر خواسته ی قشنگی که توی زندگیش داره برسه.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 20:1  توسط محمد   | 

از دوشنبه  که آلبوم یادگاری از سیاوش قمیشی منتشر شد تا الان شاید 10 بار آلبوم رو گوش کرده باشم.واقعا به سیاوش توی 65 سالگی تبریک میگم که هنوز هم میتونه ملودی های بسازه که در عین سادگی،جذاب باشه و بتونه ما رو به وجد بیاره و هنرش رو تحسین میکنم.درسته که از 10 آهنگ این آلبوم 6 تا جدید بودن، ولی از بین این شش آهنگ به جرات 3 آهنگ فوق العاده بود.بن بست،فرشته و خیلی ممنون.امیدورام علی رغم شایعات آلبوم یادگاری آخرین یادگاری سیاوش قمیشی توی دنیای موسیقی نباشه و ما باز هم از آثارش لذت ببریم.به همه ی عزیزانی که توی این آلبوم با سیاوش قمیشی همکاری کردن تبریک میگم.علی الخصوص شبنم حکیم هاشمی و محسن شیرالی و زینب علاقه سراینده ی قطعات فرشته ،خیلی ممنون و بن بست.

<< بن بست>>

من،به بن بست نرسیدم راهمو کج کردم 
با تو مشکلی ندارم با خودم لج کردم
دنبال راه فرارم از تو نه از اینجا
میدونی فایده نداره بسه دیگه رویا
تو،چرا خسته نمیشی از منه دیوونه
از منی که شب و روزام مثل هم میمونه
تو چرا چیزی نمیگی این خودش کابوسه
غصه کم کم جون میگیره دل یهو میپوسه

من،نمیتونم بسازم خونه ی رویاتو
حیفه پای من بریزی همه ی دنیاتو
من خودم اسیر راهم تو اسیرم میشی
من نمیخوام توی سختی تو کنارم باشی 


<<فرشته>>

فرشته اومدی از دور، چطوره حال و احوالت؟
یه کم تن خسته ی راهی،غباره روو پر و بالت
فرشته اومدی از دور ببین از شوق تابیدم
می دونستم میای حالا،تو رو  من خواب می دیدم
چه خوبه اومدی پیشم تو هستی این یه تسکینه
چقد آرامشت خوبه،چقد حرفات تسکینه
فرشته آسمون انگار خلاصه س توو دو تا بالت
تو میگی آخرش یک شب میان از ماه دنبالت
میان میری نمیمونی تو مال آسمونایی
زمین جای قشنگی نیست برای تو که زیبایی
تو میری آره میدونم نمیگم که بمون پبشم

ولی تا لحظه ی رفتن یه عالم عاشقت میشم

<<خیلی ممنون>>


خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردی
واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی
تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی
منو به محبت دو روزه مهمون کردی
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم
من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 18:10  توسط محمد   | 

<<بی مقدمه>>

عشق جدید من
ای خوش ترین خبر
هر چی داری گله 
قطع کن با یه تبر
ای همنشین من
توو بهترین سفر
ای ماه روشنم
تاریکیو ببر
لبخند نابتو سهم دلم بذار
از عشق پاکمون هرگز نکن فرار
همراه من شو و همراه خنده هام
تو بی مقدمه با من بذار قرار

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 20:54  توسط محمد   |