تابستون 85 هم داره آخرین نفساشو میکشه و مثل برنامه ی روی خط جوانی که از شبکه ی جوان رادیو پخش میشد رفتنیه.
برنامه ای که شهرت فرشید منافی مجری رو بسیار زیاد کرد تا جایی که ازش برای اجرای اختتامیه جشن خانه ی سینما که 21 شهریور برگزار شد دعوت به عمل اومد و اون هم با کله و همراه با گروه برنامه ی روی خط جوووووووووووووووووونی این دعوت رو قبول کرد. حسن ختام این برنامه هم مراسمیه که فردا در فرهنگسرای بانو از حوالی ساعت 5 عصر شروع میشه و تا 8 هم ادامه داره. بعدا در مورد این برنامه اطلاعات بیشتری بهتون میدم.
اما شروع پاییز برای خیلی ها میتونه جذاب باشه مخصوصا گروه دانش آموزای عاشق علم که فکر میکنم تعدادشون از تعداد انگشت های یه دست بیشتر باشه.
وقتی علی نیکی پنالتی رو به اوت زد در خیال و توهم جام رو بالای دست های لوکا بوناچیچ میدیدم و متاسفانه این خیال به یک آرزوی محال تبدیل نشد.
یک خورده بابد به اعماق جمله بیندیشید تا مفهومشو درک کنید کلا این جزو تست های هوش کنکور به حساب میاد!!!!!!
با این باخت تنها دلخوشی انصاری فرد هم از بین رفت و سرخپوشان پایتختی با دست های خالی باید به فکر جام های حدفی و لیگ برتر سال فعلی باشند و حضور در آسیا رو بی خیال بشن.
از همینجا هم به عموم علاقمندان به تیم ملی قول میدم معدنچی با این جور بازی کردنش جایی بهتر از نیمکت توی تیم ملی گیر نمیاره اونم وقتی گزینه هایی مثل نیکی و کعبی هستند.
اما قوت قلب دنیزلی که دیگه از این به بعد باید دیزلی صداش کنیم حضور کریم باقری با تجربه و مسلط در زمین بود که بی نقص ترین پنالتی پرسپولیس رو زد.
اینکه چرا مهرداد اولادی هنوز بعد از گذشت بیش تر از 1 ماه از قرار دادش با پرسپولیس وارد بازی های این تیم نشده یه سواله بی جوابه که تا بحال هزار دفعه از خودم پرسیدم.
عدم صدور کارتITC یکی از دلایلش بوده و چندین دلیل دیگشم با خودشون.
یه خبر نسبتا سیاسی اینکه همزمان با پخش فینال جام حذفی، سخنرانی سید حسن نصر الله خودمون که جزو بروبکس محبوب مقامات هست از شبکه های خبر و 2 به طور مستقیم پخش شد و از طریق زیرنویس هم به اطلاع جماعت فوتبالدوست رسید.
به هر حال این باخت منو در آخرین ساعات تابستون 85 به یه کما برد و فقط میتونم بگم خیلی بد شد به همین مناسبت هم آهنگ خیلی بد شد رو که مهدی مقدم خونده برای دانلود میذارم.
امشب آخرین قسمت از ماراتن نرگس پخش میشه و به گفته روزنامه جام جم، پایان غیر منتظره ای داره! البته اینو خیلی ها گفته بودند.
اما حالت خنده دارش اینه که منصور با نسرین ازدواج کنه و همه با خوبی و خوشی برن سر زندگیشون، و بهروز هم بر اثر یک بیماری که معلوم نیست سرطانه یا ایدزه بمیره. اما حال می کنم اگه یه جور دیگه تموم شه. ![]()
ضمن اینکه در روزنامه جام جم امروز تو ضمیمه تماشا یک مطلب نسبتا جالب و طنز در مورد نرگس نوشته شده.
من از خودم حرف سیاسی در نوکنم.![]()
اینم قسمتی از شعر این آهنگ:
چشمای خیس من
این چشمه های غم
دیوونه ی تو ان
ای رود مهربون
چیزی بگو به من
حرفی بزن گلم
من کم تحملم
با گریه های تو
روزای شادم از یاد میبرم
اما چه فایده میترسم عاقبت از یاد تو برم
باچشمای خیس
با گریه ی زیاد
با خنده های کم
انگار تا ابد با این بهونه ها
جای من و تو این دیوونه خونه ها
سفید پوشان پرسپولیس که امروز در غیاب کریم باقری ضعف زیادی در خط دفاعی حس میکردند با 3 گلی که خوردند بازی رو به شاگردان اکبر میثاقیان واگذار وکردند.
دو گل پرسپولیس رو حسین بادامکی و فراز فاطمی به ثمر رسوندند که هر دو این فصل به پرسپولیس نقل مکان کردند.
نیمه ی شعبان رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم این روز ها بهتون خوش بگذره. ضمن اینکه امشب ساعت 19:30 از شبکه ی 3 فیلم سینمایی زیر درخت هلو به کارگردانی ایرج طهماسب پخش میشه.
این فیلم نوروز 85 روی اکران بود و یکی از داغ ترین فیلم های سینمایی به حساب میاد که تا حالا تلویزیون امتیاز اون رو برای پخش خریداری کرده.
امروز روز جوان بود. البته نامگذاری این روز ها بیشتر در ظاهر امر آدم رو امیدوار به آینده ی این کشور میکنه اما در عمل کار خاصی از جانب مسئولین صورت نمیگیره. به هر حال این روز رو به همه ی جوون های فعلی مثل خودم و جوون های قدیم مثل خیلی از کسانی که وبلاگم رو نمی خونند تبریک میگم.
تیم ایران در بازی فردا مقابل سوریه تغییر خاصی در ترکیب خود نخواهد دید به غیر از حضور غلامرضا عنایتی گلزن به جای مهرزاد معدنچی شوتزن البته طبق گفته شکبه ی خبر.
کسب 3 امتیاز کامل در این دیدار میتونه خیلی ها رو نسبت به قلعه نویی و تیمش امید وار کنه.
![]()
![]()
![]()
امروز که ۳۱ آگوست بود، روز جهانی وبلاگ نامگذاری شده. البته من نمی دونم چندمین سالگردشه! توی صفحه ی آخر روزنامه ی شرق امروز در موردش توضیحات جالبی داده شده که اگه حال دارید برید بخونید! ![]()
البته بیشتر درباره وبلاگ ننوشتن نوشته تا وبلاگ نوشتن! که اینم در نوع خودش یه سنت شکنی باحاله! ![]()
امروز بعد از کش و قوس های فراوان، آندوی جوان به بولتون انگلیس پیوست تا بعد از کریم باقری دومین بازیکن ایرانی تاریخ لیگ برتر فوتبال جزیره لقب بگیره، با این تفاوت که شاید آینده ای بسیار درخشان تری در انتظار ستاره ی جوان و ارمنی تیم ایران باشه.
وی اولین بازی ملی خودش رو در تاریخ 24آگوست 2005 در برابر تیم ضعیف لیبی انجام داد اما مرد 24 ساله ی فوتبال ایران در 22 فوریه 2006 در اولین دیدار رسمی ملی خودش تونست زننده ی اولین گل تیم ملی ایران در مقابل چین تایپه باشه.
او در جام جهانی 2006 بی شک درخشان ترین هافبک فوتبال آسیا بود در حالی که کسی توقعی از این هافبک ابومسلمی نداشت.
حضور موفق او در آلمان موجب شد بسیاری از باشگاه های فوتبال اروپا به دنبال او باشند که در نهایت به درخواست سام آلاردایس مربی این تیم وی به بولتون پیوست.
باید از هفته ی آینده ی لیگ برتر فوتبال انگلیس منتظر حضور او باشیم.
البته امیدوارم که نخونده باشین چون بر عکس لوگوش که نارنجیه یه مجله ی تماما زرده!!
به زودی بعضی از ادعاهای پوشالی این مجله رو در راستای حمایت از خوانندگان تازه کار روی وبلاگ میذارم.
فعلا ![]()
این فیلم که نسبتا جدیده و 2 سال پیش اکران شد امشب ساعت 2۳:30 از شیکه ی 3 پخش میشه بازیگر اصلی این فیلم هم ویل اسمیت سیه چرده بیده.
حدودا یک هفته ای میشه که آلبوم جدید فرزاد فرزین خواننده ی خوش استیل موسیقی پاپ مجاز با عنوان
(( تعقیب)) به سایت های اینترنتی راه پیدا کرده و سیستم موزیک دزدی از استودیو همچنان ادامه داره.
اما خبر جالب اینکه مجله ی اختصاصی موسیقی پاپ یعنی ((همدل)) که سردبیرش داریوش شهریاری از خواننده ها و ترانه سرا هاست و به عنوان تراسرا در آلبوم تعقیب با فرزاد همکاری کرده در خبری جالب عنوان کرده که آلبوم جدید فرزاد ((شوک)) نام داره و به زودی به صورت مجاز وارد بازار موسیقی میشه.
به زودی اخبار کامل تری از این آلبوم براتون مینوسیم.
اینم سایتی که آهنگ ها رو میشه ازش دانلود کرد:
امزوز تولد برادر یکی از دوستای دبیرستانیم بود. با اینکه از دوستم که اسمش محمد علی هست خبر خاصی ندارم و حدود 9 ماهه که باهاش صحبت نکردم اما به برادرش خیلی علاقه دارم.
چون فکر میکنم بچه های کوچولو از صداقت خاصی برخوردارند و هنوز وارد دنیای ما بزرگتر ها نشدن.
از اینکه 2 هفته واسه ی نوشتن ادامه ی پست مربوط به عروسی طول کشید زیاد تحجب نکنید من همینجوریم دیگه.
خلاصه ش اینکه اون شب عقاب آسیا اومده بود اولش که از اطرافیان این خبر رو شنیدم گفتم مثل همه ی خالی بندی های قبلیشون که جدی نگرفتم با این اتفاق برخورد مینکنم اما یهو دیدم احمد رضا عابدزاده از کنارم رد شد.
رفتم بهش سلام کردم، اون هم با لبخند به سلامم جواب داد ازش پرسیدم دیگه فعالیت باشگاهی رو ادامه نمی دید به عنوان مربی یا کمک مربی؟
اونم گفت نه دیگه، فعلا نه. ( نکته ی جالب توجه اینکه چند روز بعد یعنی هفته ی پیش سر تمرینات سرخپوشان پایتخت حاضر شده بود و به عنوان تمرین دهنده در کنار حمید استیلی به فعالیت مشغول شد اما همونجا هم اعلام کرد حاضر نیست که به عنوان کمک مربی در کنار مربی خارجی کار کنه. که این اتفاق هم رخ داد و حضور او در پرسپولیس به کل منتفی شده فعلا.)
به هر حال اگه تونستم از اون شب و اتفاقاتی که افتاد بیشتر مینویسم.