گروه دارکوب به سرپرستی همایون نصیری پس از مدت ها تلاش برای اخذ مجوز کنسرت در تهران بالاخره موفق شدند در غیاب محمدرضا گلزار به عنوان نوازنده پرکاشن در تاریخ ۲۹ ٬ ۳۰ ٬ ۳۱ خرداد ماه در سالن اریکه ایرانیان به روی سن بروند . دارکوب ها پیش از این با حضور محمدرضا گلزار در دبی کنسرت موفقی را اجرا کرده بودند که همین کنسرت باعث ایجاد شایعات بسیاری در رابطه با این بازیگر شد . گلزار فعلاً تصمیم دارد عضو هیچ گروه موسیقی نباشد و بزودی گروه موسیقی مستقل خودش را تشکیل بدهد . در این کنسرت همایون نصیری ٬ بابک بروجردی ٬ دارا دارائی ٬ امید حاجیلی ٬ وحید روحانی ٬ بهرام آقاخان ٬ شروین مهاجر ٬ حسن نجف ٬ پیام رونق و مهدی ساکی به عنوان نوازندگان دارکوب بر روی صحنه خواهند رفت . حامد بهداد نیز هم اکنون در خارج از کشور به سر می برد و احتمالاً در این اجرا همراه دارکوب ها نباشد . اخبار تکمیلی از گروه دارکوب بزودی بر روی سایت «سینمای ما» قرار خواهد گرفت. گلزار در حال حاضر با گریمی بسیار متفاوت مشغول بازی در فیلم دو خواهر است و مدتی است که در اصفهان بسر میبرد. به زودی عکسهای تازهای از گلزار با گریم جدید را هم در سایت خواهید دید.
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 20:19  توسط محمد
|
سینمای ما - نادر ابراهیمی که خود را در یکی از کتاب هایش ابوالمشاغل نامیده بود، از 9 سال پیش سخت بیمار بود .نادر ابراهیمی نویسنده، تصویرگر و سینماگر ایرانی، بعد از ظهر روز پنج شنبه پس از تحمل ۹ سال بیماری در سن ۷۳ سالگی در بیمارستانی در تهران در گذشت.
كمال تبريزي کار گردان سینما، درروزهايي كه جوان بود و تازهكار و بهدنبال آموختن، سعـي مـيكــرد در كلاسهاي اساتيد ويژه آموزش هنر شركت كند. يكي از آنها كلاسي بود كه هميشه براي تبریزی جذابيت خاصي داشت و هر روز در آن مفاهيم تازه و غيرتكرارياي ميآموخت؛ كلاس درس استاد نادر ابراهيمي. نفوذ كلام ابراهیمی از نظر تبریزی عميق بود و پرمعنا و هميشه حرفهايي ميزد كه وادار به تفكر ميشد. لحن بيانش بهگونهاي بود كه اورا به ساحت ديگري از زندگي اشاره ميداد.
/ظاهر و باطن/
تبریزی از نادرابراهیمی ياد مي گیرد كه همه پديدهها ظاهر و باطني دارند، خلوت و جلوتي دارند و آشكار و پنهاني دارند. از نادر ابراهيمي يادمی گیرد كه ساحت هنر و هنرمند، يافتن باطن و خلوت و پنهان است در بستر ظاهر و جلوت و آشكار. ياد می گیرد آنچه به چشم ميآيد اورا نفريبد و هميشه رازهاي پنهان را جستوجو كند.
/تجربه شکست/
به اعتقاد تبریزی اين سرمايه عظيمي بود كه استادنادر ابراهیمی بي هيچ چشمداشتي در كف او نهاده بود . تبریزی از او يادمی گیرد كه اخلاق در كار به اندازه خود كار اهميت دارد. فروتني و اعتمادبهنفس در كار هنرمند ارزشمند است و تجربه شكست و پذيرفتن آن به اندازه شادي ناشي از پيروزي، هنر را صيقل ميدهد. تبریزی از نادر ابراهيمي می آموزد كه هنر نمايش و سينما خلاقيتي است كه در جمعيت شكل ميگيرد. باهمبودن و باهم خوببودن و به علايق و سلايق يكديگر احترامگذاشتن، قدم اول ابداع و نوآوري است.
/پهلوانی وجوانمردی /
تبریزی امروز كه به كلاسهاي درس او فكر ميكند، يك نوع نگاه متفاوت در نظرش جلوه ميكند؛ شايد نادر ابراهيمي ميخواست پهلواني و جوانمردي را در عرصه هنر زنده كند و به ما بياموزد كه به جاي حسادت، غبطه بخوريم، به جاي بدگويي، نقد كنيم، به جاي خودپسندي، همفكري كنيم و به جاي غرور، تواضع كنيم. به قول يكي از دوستان، قدرت زنجير را هميشه ضعيفترين حلقه آن تعيين ميكند. نادر ابراهيمي از هنرمنداني است كه غصهدار حلقههاي ضعيف در ساحت مقدس هنرند و براي تقويم و تحكيم اين رشته ميكوشند.
/نادر ابراهیمی به روایت پوراحمد/
سال 1382کیومرث پور احمد درنشستی ،با یادآوری خاطرات خود از آثار مختلف ابراهیمی همچون مجموعه رمان آتش بدون دود ، آثاروی را شایسته تقدیر دانسته و با بیان اینکه نوشته های ابراهیمی تا سالها در ذهن و جان مردم ایران با قی خواهد ماند تاکید کرده بود : برخی افراد پس از گذشت یک مقطع زمانی تمام نمی شوند ، بلکه سیر اندیشه شان ادامه می یابد و ابراهیمی از زمره این افراد است .
/ابوالمشاغل/
نادر ابراهیمی که خود را در یکی از کتاب هایش ابوالمشاغل نامیده بود، از 9 سال پیش سخت بیمار بود .نادر ابراهیمی نویسنده، تصویرگر و سینماگر ایرانی، بعد از ظهر روز پنج شنبه پس از تحمل ۹ سال بیماری در سن ۷۳ سالگی در بیمارستانی در تهران در گذشت.
نادر ابراهیمی چنان که خود نوشته است پیش از این که نوشتن را به عنوان کار اصلی خود برگزیند کارهای زیادی انجام داده است که کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجره فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران شناسی عملی و چاپ مقاله های ایران شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتاب های کودکان، مدیریت یک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس و تدریس در دانشگاه ها بخشی از کارهای اوست.
/خانه ای برای شب/
نادر ابراهیمی یکی از چهره های پرکار هنر و ادبیات ایران بود که از سال ۱۳۴۲ در سن ۲۷ سالگی با انتشار نخستین کتابش با نام "خانه ای برای شب" به جرگه نویسندگان ایرانی پیوست و خیلی زود با کتاب هایی که پشت سر هم نوشته و به بازار کتاب ایران عرضه می شدند، برای خود جایی ویژه در میان نویسندگان ایرانی یافت. او هم چنین در ساخت سریال برای تلویزیون نیز فعال بود و از میان آثار او می توان به سریال تلویزیونی "آتش بدون دود" به نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی اشاره کرد که به زندگی ترکمن های ایران می پرداخت و در مدتی کوتاه به یکی از پر بیننده ترین برنامه های تلویزیون ایران دوره پیش از انقلاب تبدیل شد. او رمانی هفت جلدی هم به همین نام دارد.
/پوراحمد و نادر ابراهیمی /
کیومرث پوراحمد، کارگردان شناخته شده امروز ایران، در آن زمان از دستیاران نادر ابراهیمی در ساخت آتش بدون دود بود و خود بر نقش نادر ایراهیمی در فیلمساز شدنش تاکید دارد. ابراهیمی هم چنین سریالی با نام "سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن" ساخت که هدفشمعرفی ایران بود. این مجموعه در آخرین سال های پیش از انقلاب ایران به یکی از پر بیننده ترین مجموعه های تلویزیونی تبدیل شد. نادر ابراهیمی در زمینه سینما نیز فعالیت داشت و کارگردانی فیلم "صدای صحرا" در سال ۱۳۵۴ ومشاور فیلمنامه فیلم معروف "مغول ها" به کارگردانی پرویز کیمیاوی از جمله فعالیت های او در سال های پیش از انقلاب است.
نادر ایراهیمی تا پیش از انقلاب داستان ها و رمان های زیادی برای بزرگسالان و کودکان نوشت که از میان آن ها می توان به آتش بدون دود، مصابا و رویای گاجرات، بار دیگر شهری که دوست میداشتم، تضادهای درونی، رونوشت بدون اصل، غزل داستانهای سال بد را برای بزرگسالان و کتاب های کلاغ ها، سنجاب ها و دور از خانه برای کودکان اشاره کرد که هر سه این کتاب ها از کتاب های تقدیر شده در زمان خود بوده و موفق به دریافت جوایزی شده اند.
/ نادر ابراهیمی و حاتمی کیا /
نادر ابراهیمی در دوره جنگ ایران و عراق به همراه ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز جوان و گمنام آن زمان، سفری به مناطق جنگی کرد و کتابی درباره این سفر نوشت نادر ابراهیمی هم چنین در نوشتن کتاب های نظری و آموزش ادبی نیز فعال بوده و کتاب های "براعت استهلال" درباره ساختار و مبانی ادبیات داستانی، "مقدمه ای بر فارسی نویسی برای کودکان"، "مقدمه ای بر مصورسازی کتاب های کودکان"، "مقدمه ای بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودکان" و "مقدمه ای بر آرایش و پیرایش کتاب های کودکان" از جمله آثار اوست.
/چهل نامه کوتاه /
نادر ابراهیمی با نوشتن دو کتاب "ابن مشغله" و "ابوالمشاغل" تجربه ای تازه در زندگینامه نویسی ارائه کرد. از دیگر آثار او که از آن می توان به تجربه ای جدید در عاشقانه نویسی تعبیر کرد، "چهل نامه کوتاه به همسرم" است. نادر ابراهیمی علی رغم استقبالی که از سوی خوانندگان از آثارش به عمل آمده و اغلب آثارش بارها تجدید چاپ شده، از سوی محافل روشنفکری چندان با استقبال رو به رو نشده و در مجله های مشهور روشنفکری ایران به آثارش توجهی نشده است. این بی توجهی بعد از انقلاب سال 1357 ایران تشدید نیز شده است.
نادر ابراهیمی که مثل خیلی از روشنفکران در آغاز با انقلاب همراه شده بود و مجموعه ای چند جلدی با عنوان "قصه های انقلاب" نوشته بود، همراهی اش را بیش تر از نویسندگان دیگر با انقلاب ادامه داد و برگزاری کلاس های آموزش داستان نویسی و فیلمسازی در حوزه علمیه قم و بازدید از مناطق جنگی همراه هنرمند گمنام آن زمان و کارگردان مشهور این دوره ابراهیم حاتمی کیا که گزارش سفرش را در کتابی به نام "با سرودخوان جنگ، در خطه نام و ننگ" منتشر کرد و نیز نوشتن زندگی نامه ای از امام خمینی (ره )رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران از فعالیت های این دوره اوست.
/ "مردی در تبعید ابدی"/
او پس از انقلاب نیز آثار زیادی از خود بر جای گذاشت که از آن جمله می توان به "مردی در تبعید ابدی" درباره زندگی ملاصدرا فیلسوف ایرانی، "صوفیانه ها و عارفانه" بخشی از تاریخ تحلیلی ادبیات داستانی ایران و آخرین کتابش "برجاده های آبی سرخ" بر اساس زندگی میر مهنای دوغابی یکی از عرفای ایرانی اشاره کرد. گرایش او به عرفان و فلسفه ایرانی در سال های آخر عمرش از آثارش پیداست. با این همه او در سال های پس از انقلاب در زمینه نوشتن برای کودکان فعال تر بود و با تاسیس انشتارات "همگام با کودکان و نوجوانان" با همکاری همسرش دست به انتشار آثار خودش و برخی از نویسندگان از جمله شاعر مشهور و نویسنده کودکان احمدرضا احمدی زد. آثار منتشر شده توسط این انتشارات توانست جوایز محتلفی کسب کند و دو بار از سوی دوسالانه آسیایی و بین المللی تصویرگری تهران به عنوان ناشر برگزیده انتخاب شد.
/نادر ابراهیمی /
نادر ابراهیمی بعد از انقلاب پس از سال ها دوری از فضای سینما، فیلمی با عنوان "روزی که هوا ایستاد" با موضوع آلودگی هوا ساخت که تقریبا همه کار فیلم را خودش انجام داده بودنادر ابراهیمی یکی از برندگان جایزه پر سرو صدای ادبیات داستانی در ۲۰ سال بعد از انقلاب بود که در دوره وزارت ارشاد عطاء الله مهاجرانی برگزار شد. او پس از انقلاب در زمینه آموزش نیز فعال تر بود و برخی از چهره های داستان نویسی و سینما بر نقش نادر ابراهیمی در زندگی هنری خود تاکید کرده اند از آن جمله می توان به کمال تبریزی، کارگردان سینما و تلویزیون ایران، اشاره کرد. سال ۱۳۸۴ بزرگداشتی برای نادر ابراهیمی از سوی نهادهای غیر دولتی مربوط به ادبیات کودک در خانه هنرمندان برگزارشد که با استقبال بسیاری رو به رو شد.
/رنج ،خمیر مایه نوشته های نادر/
پدرام اکبری - مستندساز - سال گذشته در نشست رونمایی و نقد "بر جاده های آبی سرخ" با خواندن بخشی از یادداشت نادر ابراهیمی درباره نوشتن و چرایی نویسندگی گفته بود : نادر می گوید نوشتن برای او درد است اما نه درد جسمی. احمدرضا احمدی گفته است خمیرمایه نوشته های نادر رنج است. اما من باید اضافه کنم که اگرچه خمیرمایه آثار او رنج و درد است اما درآمیخته است با آردی که گندم آن در سراسر بوم ایران زمین پرورش یافته و عصاره های دلچسب آن از فرهنگ مردم همین دیار برآمده است. به بیان دیگر نادر ابراهیمی از این منظر مردم و جامعه اش را خوب شناخت و به درستی دریافت و به همین دلیل است که آثار او سالها و دهه ها بر دلها می نشیند و در تاریخ ادبیات معاصر ایران می درخشد.
/تجلیل از کیارستمی/
وی افزوده بود : اگر بخواهیم از ابراهیمی پژوهشگر و محقق و متخصص ادبیات کودک حرف بزنیم در دو وجه قرار می گیریم؛ یا در زمره مخاطب عام و یا میان اهالی ادب. او در گفتارش همیشه از مرتضی ممیز، اکبر رادی، عباس کیارستمی، ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی و احمدرضا احمدی تجلیل کرده و این بزرگان نیز از او به نیکی یاد کرده و کارش را متفاوت تشخیص داده اند.
/نادر ابراهیمی و سختکوشی/
سید علی ميرفتاح سردبير هفتهنامه مهردر اوائل دهه هشتاددر مراسم بزرگداشتی در مورد دلايل برپايي بزرگداشت و نادر ابراهيمي گفته بود : به پاس 50 سال خدمت به فرهنگ و ادب و هنر سرزمين و تلاش و مطالعات در مورد نشر فارسي و اين كه دوستان امروزي نادر ابراهيمي دوستي و رفاقت خود را به ايشان اثبات كنند اين همايش بر پا شد. وي در ادامه گفت: آن چه از او ديده ميشود، سختكوشي ميباشد و اين كه او راحت طلب نبود.
/نادر ابراهیمی و هنر دفاع مقدس/
اما نادر ابراهيمي، در اوائل دهه هفتاد در پيامي به سمينار كانون دانشجويان دانكشدههاي هنر و معمادري دانشگاه آزاد، به اظهار نظر درباره هنر دفاع مقدس پرداخته بود.نادر ابراهيمي در اين پيام آورده بود : در سراسر جهان امروز، نه هنر وجود دارد، نه آن گونه كه هفت هنر شايع شده و “دفاع مقدس“ به هر صورت ـ ضمن جنگ يا پس از جنگـ از هنرها به شمار نميآيد و هيچ يك از ويژگيهاي هنرها را هم ندارد. وي افزوده بود: دفاع، طبيعي است كه مقدس است ـ در هر صورت، در برابر تجاوز كه نامقدس است، تقديس دفاع، ربطي به هنر بودن آن ندارد. نادر ابراهيمي در اين پيام همچنين گفته بود : اصولا ضرورت آن كه “پس از جنگ“ به “دفاع مقدس“ بپردازيم روشن نيست؛ اگر مقصود، طرح مسايل گوناگون پس از به پايان رسيدن جنگ است، نميتوان گفت چه تفاوتي ميان “طرح مسايلي در زمان جنگ“ و “طرح مسايلي بعد از جنگ“ وجود دارد. وي اضافه كرد: هنرمند نقاشي كه جنگ را تصوير ميكند، در واقع، احساس ، عاطفه و انديشههاي خود را در باب جنگ، صورت ميبندد ـ چه هزار سال از جنگي گذشته باشد (مانند جنگهاي صدر اسلام و اعصار اسلامي ) چه جنگي در آستانهي وقوع باشد.
منبع: راه فیروزه
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 14:0  توسط محمد
|
گلشیفته فراهانی، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مانی حقیقی، مریلا زارعی، رعنا آزادیور، پیمان معادی، احمد مهرانفر و صابر ابر گروه نهنفرهی بازیگران چهارمین فیلم بلند اصغر فرهادی دارند که نام عجیب «
دربارهی الی...» را روی خود دارد.
به گزارش ۳۰نما، این روزها گروه تولید فیلم فرهادی در شمال کشور روزهای آغازین فیلمبرداری را به مدیریت حسین جعفریان پشت سر می گذارند. کار از هفتم اردیبهشت ماه آغاز شده و داستانش روایت زندگی چند خانواده است که برای گذراندن تعطیلاتی سه روزه به شمال کشور سفر کردهاند.
«دربارهی الی...» بر مبنای فیلمنامه ای از خود فرهادی جلوی دوربین رفته و او علاوه بر این، تهیهکنندگی کارش را نیز برعهده دارد. موسسه فرهنگی و هنری سیمای مهر به همراه سیدمحمود رضوی به عنوان سرمایهگذار در امر تهیه او را همراهی میکنند. در فیلم جدید فرهادی، محمدمهدی عسگرپور نیز به عنوان مشاور کارگردان با او هکاری دارد.
فهرست عوامل «دربارهی الی...»
نویسنده، تهیهکننده و کارگردان: اصغر فرهادی، سرمایهگذار و مجری طرح: سیدمحمود رضوی، مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان، مدیر صدابرداری: حسن زاهدی، طراح گریم: مهردادمیرکیانی، مدیر تولید: محمد صادق آذین، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: حمیدرضا قربانی، دستیار دوم: احسان بیگلری، منشی صحنه: مریم نراقی، عکاس: سیاوش نقشبندی.
برای دیدن عکسهای فیلم کلیک کنید.
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 22:44  توسط محمد
|
گروه فرهنگي، بابک غفوري آذر؛ «سلام، صبح بخير، اسم من کريس دي برگ، فارسي من بد است. من بايد فارسي را بيشتر تمرين کنم.» اينها اولين جملات خواننده مشهور انگليسي تبار زاده آرژانتين و ساکن فعلي ايرلند است که ديروز صبح در مواجهه با خبرنگاران ايراني و خارجي بيان کرد. کريس دي برگ که از دوشنبه شب به منظور «آشنايي با مردم ايران و بررسي امکان اجراي يک کنسرت مشترک با گروه آريان» به تهران سفر کرده است ديروز مقابل خبرنگاران ايراني و خارجي مستقر در تهران قرار گرفت تا پاسخگوي سوالات آنها درباره سفرش به تهران، اجراي مشترکش با گروه آريان و امکان برگزاري کنسرت در ايران باشد. او در سراسر اين نشست رسانه يي بارها از علاقه اش به ايران و آرزوي سفر به اين کشور صحبت کرد و گفت که از زمان کودکي روياي سفر به ايران و ديدار از اين سرزمين قديمي را داشته و حالا خوشحال است که اين آرزو به وقوع پيوسته است. مسوولان شرکت ترانه شرقي که مديريت گروه آريان را بر عهده دارند مدت دو روز گذشته مقابل سوالات خبرنگاران درباره حضور کريس دي برگ در ايران سکوت و حتي آن را رد کرده بودند و ظاهراً در اين مدت قصد داشتند در سکوت خبري امکان مواجهه مستقيم دي برگ را با مردم عادي و ديدار از شهر تهران بدون جنجال هاي رسانه يي فراهم کنند. هر چند از چند روز قبل، حضور دي برگ در تهران براي بسياري قطعي شده بود اما ظاهراً به مانند ديگر چهره هاي فرهنگي و هنري مشهور جهان کنجکاوي و پيگيري هاي قبلي درباره قطعيت حضور او در ايران ميان خبرنگاران وجود نداشت. اين چنين بود که در دو روز گذشته دي برگ فرصت داشت با خيال آسوده به «موزه ملي ايران» برود يا در «رستوران ياس» همراه مردم غذا بخورد و با استقبال آنها هم مواجه شود. اين نکات در صحبت هاي ديروز او هم منعکس شد، وقتي خبرنگاران از ديدارش از ايران و نظرش درباره آن سوال مي کردند و دي برگ تهران را از لس آنجلس و لندن امن تر معرفي مي کرد و مي گفت احساس حضور يک دولت قدرتمند و ناظر را ندارد. او درباره دلايل آمدنش به تهران و اجراي مشترک قطعه يي با گروه آريان با نام «The Words I love you» گفت؛ «من طرفدار بشريت هستم و وقايع را از ديد رسانه ها نگاه نمي کنم. سياست جدا از مردم است. بسياري قبل از آمدن به ايران مرا از اين سفر نهي مي کردند اما من به آنها مي گفتم شما براي ايجاد تغيير در شرايط فعلي چه کاري انجام مي دهيد. من براي مردم ايران به اين کشور آمده ام. همان طور که پس از جنگ هاي داخلي لبنان هم به آن کشور سفر کردم.» او گفت مي داند طرفداران زيادي در ايران دارد و اين را از انبوه مراجعه کنندگان ايراني به سايتش و نامه هاي آنها فهميده است. محسن رجب پور مدير گروه آريان و ميزبان کريس دي برگ در سفر به ايران در اين نشست رسانه يي در مقابل سوالات انبوه خبرنگاران درباره احتمال برگزاري کنسرت دي برگ در تهران و اجازه مسوولان وزارت ارشاد توضيح داد که ابتدا قصد داشتند کنسرت را همزمان با عرضه آلبوم جديد آريان که در آن دي برگ قطعه يي را به طور مشترک با اين گروه اجرا کرده، برگزار کنند، اما انتشار آلبوم به تاخير افتاد و همين برگزاري کنسرت را هم در زمان پيش بيني شده بر هم زد. به گفته رجب پور بخشي از سفر دي برگ و مدير برنامه هايش براي بازديد از امکانات سالن ها و محل هاي مستعد تهران براي برگزاري کنسرت بوده و بعد از بازگشت دي برگ و مشخص شدن قطعي زمان کنسرت فعاليت ها براي اخذ مجوز آغاز خواهد شد. به گفته رجب پور زمان احتمالي برگزاري اين کنسرت در پاييز امسال (اکتبر و نوامبر 2008) خواهد بود و در آن گروه آريان و کريس دي برگ به طور جداگانه هشت قطعه را اجرا خواهند کرد و در بخش پاياني هم قطعات مشترک کريس دي برگ و گروه آريان اجرا خواهد شد. رجب پور در مقابل اين سوال خبرنگار اعتماد که آيا نهاد يا شخص خاصي در راستاي سفر کريس دي برگ به تهران فعاليت يا توصيه يي داشتند، صرفاً مقامات مسوول در دفتر موسيقي وزارت ارشاد را به عنوان مقامات رسمي طرف مذاکره معرفي کرد و گفت اين افراد هم هيچ کدام توصيه يا فعاليتي در آوردن دي برگ به تهران نداشتند و وي صرفاً با دعوت شرکت ترانه شرقي به تهران آمده است. او البته درباره احتمال صدور مجوز کنسرت، خبرنگاران را به صحبت محمدحسين احمدي مديرکل دفتر موسيقي وزارت ارشاد با يکي از خبرنگاران در چند ماه پيش ارجاع داد که در آن احمدي گفته بود مشکلي براي اجراي کنسرت کريس دي برگ با گروه آريان در ايران وجود ندارد. کريس دي برگ درباره دلايل همکاري با گروه آريان گفت بعد از دريافت پيام دعوت شرکت ترانه شرقي براي همکاري به موسيقي آنها گوش داده و احساس کرده اين نوع موسيقي يک حوزه جديد در فعاليت هاي او خواهد بود. کريس دي برگ تاکيد کرد در مدت حضورش در تهران با موسيقي سنتي ايران هم در زمان ترافيک هاي سنگين شهري برخورد داشته و کارهايي از شجريان، عليزاده و کلهر را گوش داده و لذت برده است. او هنر موسيقي را منشاء رشد و نمو انسان در تمام مراحل زندگي دانست و گفت اجراي احتمالي کنسرتش در تهران يکي از شب هاي رويايي اش خواهد بود و ممکن است مانند ترانه هايي که درباره شب هاي بيروت داشته درباره شب هاي تهران هم آهنگ بسازد. کريس دي برگ و رجب پور هر دو تاکيد کردند در کنسرت احتمالي شان رعايت قوانين و مقررات را خواهند کرد و اجرايي متناسب با اين موضوع خواهند داشت، به همين دليل ممکن است تعدادي از قطعات معروف او امکان اجرا در تهران را نداشته باشند. کريس دي برگ برگزاري کنسرت در تهران را «اقدامي براي ايجاد تغيير» دانست و گفت از 1979 به بعد مردم دنيا درباره ايران صرفاً نکات منفي شنيده اند. در صورت برگزاري کنسرت آريان و کريس دي برگ براي نخستين بار بعد از انقلاب اسلامي خواهد بود که يک خواننده معروف غربي در ايران کنسرت اجرا مي کند. همين نکته موضوع سوال ديگر خبرنگار «اعتماد» از کريس دي برگ بود که از او پرسيد نگران نيست چنين اجراي خبرسازي باعث اتهام به او براي مطرح کردن نامش در دنيا و قرار گرفتن در صدر خبرها باشد، به ويژه که او ديگر محبوبيت دهه هاي 80 و 90 را ندارد. دي برگ پاسخ داد اين بدبيني پيراموني را درک مي کند و اين کنسرت بخشي از آرزوي قديمي او بوده و حاصل فکر اين چند سال اخير نبوده است. ضمن آنکه اعتبارش را در گذشته کسب کرده و نيازي به خبرسازي هاي اينچنيني ندارد. کريس دي برگ البته زوال جريان موسيقي پاپي که او اجرا مي کند را در کل جهان قبول کرد و گفت ورود کامپيوتر و دور شدن از احساسات دليل اين موضوع است. او جريان کپي غيرمجاز آثار موسيقايي در دنيا را هم در اين زمينه تاثيرگذار دانست.
وي تصريح کرد؛ زماني که من شروع به کار کردم با گيتار ساز مي زدم اما در حال حاضر مردم کامپيوتر را جايگزين ساز کرده اند و به همين دليل آن احساس خوب موسيقي که از قلب انسان برمي آيد از بين رفته است. البته نظر شخصي من بر اين واقعيت است که هنرمندان پاپ نمي توانند به تنهايي کار کنند بلکه سياستمداران نيز بايد کمک کنند. با وجود توضيحات مکرر کريس دي برگ و رجب پور درباره چگونگي حضور اين خواننده معروف در ايران باز هم عمده سوالات با نگاهي بدبينانه درباره دلايل اين اتفاق مطرح مي شد و همين موضوع در لحظاتي جو نشست را ملتهب کرد؛ زماني که رجب پور با عصبانيت حضور اين هنرمند را افتخاري براي موسيقي پاپ کشور و زمينه يي براي شنيدن صدايي متفاوت از ايران به دنيا دانست. اين موضوع تا پايان جلسه هم ادامه داشت تا جايي که جمله پاياني کريس دي برگ اين بود؛ «من سياستمدار نيستم، هنرمندم.» کريستوفر جان ديويسون ملقب به کريس دي برگ در 15 اکتبر سال 1948 در آرژانتين متولد شد. پدرش «چارلز ديويسون» ديپلمات انگليسي و مادرش «ماوي اميلي دي برگ» منشي ايرلندي بود. کودکي کريس دي برگ به خاطر شغل ديپلماتيک پدر به مسافرت و کسب تجربه در اين راه گذشت و به اين خاطر در کشورهاي مختلفي مثل مالت، نيجريه و زئير بزرگ شد. هنگامي که 1² ساله بود خانواده اش به شهري در ايرلند رفتند؛ جايي که هنوز هم کريس دي برگ با همسرش دايان و سه فرزندش رزانا، هوبي و مايکل زندگي مي کند. کريس نواختن گيتار را با روش سعي و خطا، يعني بدون هيچ نت از پيش نوشته شده يي ياد گرفت. نواختن موسيقي را از کار به عنوان گيتاريست در يک رستوران شروع کرد. در سال 1974 کريس با کمپاني M&A قرارداد امضا کرد و گروه سوپر ترمپ را در تور جديد ترين آلبومشان به نام «Crime of the Century» همراهي کرد. در اين زمان بود که نامش را به کريس دي برگ تغيير داد و در سال 1975 آماده انتشار اولين آلبومش به نام
«Far Beyond These Castle... Walls» شد.اولين موفقيت بين المللي کريس در سال 1975 با آهنگ «Turning Round» که بعدها به اسم «Flying» تغيير نام داد رقم خورد. اين آهنگ براي 17 هفته در صدر جدول بهترين ها در برزيل قرار گرفت و بيش از نيم ميليون نسخه از آن به فروش رفت. آلبوم بعدي کريس دي برگ به نام «Spanish Train & Other Stories» آهنگي به نام « Spaceman Came Travelling A» داشت که در انگلستان جزء بهترين آهنگ هاي کريسمس شناخته شد. آلبوم هشتم کريس دي برگ شامل يکي از معروف ترين آهنگ هاي کريس به نام «High On Emotion» بود که در آن زمان در ده کشور اروپايي به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد. در سال 1986 آلبوم «Into The Light» را که آهنگي به نام «The Lady In Red» داشت منتشر کرد. اين آهنگ در سراسر دنيا باعث شهرت کريس شد و در انگلستان و ²4 کشور ديگر به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد، ولي در امريکا رتبه دوم را کسب کرد. درباره آهنگ جنجالي «The Lady In Red» شايعات بسياري رواج يافت که کريس دي برگ اين آهنگ را براي پرنسس دايانا ساخته است.آلبوم بعدي کريس دي برگ به نام «Flying Colours» در سال 1988 منتشر شد. اين آلبوم پرفروش ترين آلبوم کريس دي برگ تا به حال بوده است. در طول 28 سال فعاليت، کريس دي برگ بيش از 200 جايزه طلايي و پلاتينيوم دريافت کرده است.کريس دي برگ تورها و کنسرت هاي زيادي در سراسر دنيا از جمله در آلمان، انگلستان، ايرلند، ژاپن، لبنان، کانادا، آفريقاي جنوبي، اروپاي شرقي، اروپاي مرکزي و خاور دور اجرا کرده است.محبوبيت کريس دي برگ از نيمه دوم دهه 90 در اروپا و امريکا کاهش يافته اما او به واسطه سفر به کشورهاي خاورميانه و امريکاي لاتين در اين کشورها بسيار محبوب است آنچنان که در يکي از آخرين آلبوم هاي او قطعه «شب هاي بيروت» وجود داشت که در کشورهاي عربي با موفقيت بسيار زيادي مواجه شد.
منبع: http://www.etemaad.com/Released/87-03-09/150.htm
+
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 20:44  توسط محمد
|
۲ روز پیش آریانی ها چهارمین اثرشون رو هم وارد بازار کردند. نقد این آلبوم باشه برای پست های بعدی اما همینو بگم که کلیپ های تصویریشون به طور چشمگیری پیشرفت کرده. شاید مهمترین دلیلش حضور آرش بهمنی به عنوان کارگردان این کلیپ هاست. در پست های بعدی بیشتر به این آلبوم خواهم پرداخت.
منبع: خودم
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 22:18  توسط محمد
|
سالهاست که به چند بازيکن پيله کردهاند. از خداداد عزيزي گرفته تا بقيه بازيکنان. اتهام کمکاري به مهدويکيا زدند. آنوقت به دنبال چه چيزي بودند؟ با هاشميان آن برخوردها را کردند از کريم باقري که در اوج فوتبال را کنار گذاشت حرفي نزنم بهتر است؛ حالا هم نوبت رسيده به من.
* خوشحالم که بهخاطر انتقاد دلسوزانه اينگونه مورد محبت مسئولان قرار گرفتم. من به کسي بياحترامي نکردم، بلکه بهطور کلي به ضعفهاي موجود اشاره کردم. سالهاست که در تيم ملي بازي ميکنم و خود را مديون اين پيراهن مقدس ميدانم. من به مردمي که هميشه در کنار تيم ملي بودهاند مديونم و اگر نتيجه موفقيتآميزي بهدست آمده، فقط بهخاطر حضور آنان و تشويقهايشان بوده است. همه مرا ميشناسند و ميدانند که نه باندباز بودهام و نه اهل سياهکاري. هيچوقت در زمان هيچ رئيس فدراسيوني سوگلي نبودهام. سوگليهايي که همه آنها را ميشناسند. من منافع ملي را به منافع شخصي ترجيح ميدهم و به همين دليل پس از مطرح کردن آن انتقادات زير بار نرفتم تا حرفم را پس بگيرم. مطمئنم اگر اين انتقاد هم نبود همه چيز طبق روال گذشته پيش ميرفت. گفتند حرفهايت را پس بگير تا همه چيز ناديده گرفته شود، اما قبول نکردم، چراکه براي خودم حرف نزده بودم. نه دنبال قراردادم و نه پاداش بلکه به موفقيت تيم ملي کشورم فکر ميکنم. من دلم براي تيم ملي ميسوزد و نگران نتايج تيم ملي هستم. براي همه مسئولان و زحمتکشان فدراسيون و سازمان تربيتبدني ارزش و احترام قائلم اما من براي خشنودي کسي حرف نميزنم. انتقاد درست و سازنده ميکنم تا تيم ملي به موفقيت برسد. من براي اولين بار بود که از فدراسيون انتقاد کردم. بازيکني نيستم که بگويند اين آقا سابقه اعتراض کردن دارد. ميخواهم بدانم مگر نميگويند انتقاد بجا و سازنده را با جان و دل ميپذيريم پس چرا درعمل بهگونهاي ديگر رفتار ميکنند. بودن يا نبودن علي کريمي مهم نيست بلکه مهم تيم ملي است. از تصميمي که گرفته شده به هيچوجه ناراحت نيستم. من هم مثل همه مردم براي موفقيت تيم کشورم دعا ميکنم. تيم ملي ارث پدري من نيست که ناراحت شوم. چند سال در جايگاه بازيکن انجام وظيفه کردهام حالا در کنار مردم براي موفقيتش دعا ميکنم. اگر قرار است براي يک انتقاد کوچک و بجا که از سر دلسوزي بوده، اينگونه با من برخورد کنند، بايد پيش از من سرمربي محترم تيم ملي را محروم ميکردند. آقاي علي دايي پيش از شروع جلسه هياترئيسه فدراسيون که در هتل المپيک برگزار شد، مگر انتقاد نکرد. اين مصاحبه از طريق تلويزيون هم پخش شد، اما چرا به کسي برنخورد. مگر قانون فقط براي من اجرا ميشود؟ يک ايراد من اين است که بلد نيستم تغيير موضع دهم. آن هم در جايي که پاي منافع ملي وسط باشد. البته يک سوال هم دارم؛ آيا من تنها بازيکني بودهام که از فدراسيون انتقاد کردهام؟ مگر نکونام بعد از مصدوميتش از مسئولان فدراسيون انتقاد نکرد؟اميدوارم تمامي تصميمات مسئولان کارشناسي شده و در جهت بهبود وضعيت فوتبال ملي باشد. مثل تصميمي نباشد که بعد از جامجهاني در خصوص دکتر دادکان گرفته شد! قطعا همگان بعد از برکناري دادکان همه شرايط را بهخاطر دارند. با من تماس گرفتند، گفتند بيا برويم پيش دادکان، اما من قبول نکردم. هرچند براي او احترام ويژهاي قائلم، اما دليل نداشت در چنين شرايطي با او ملاقات کنم. اين کارها مختص افرادي خاص است؛ افرادي که بهخاطر منافع شخصي خود سريع تغيير مسير ميدهند. فکر ميکنم دادکان بعد از گذشت دو سال و اندي متوجه خيلي چيزها شده است. سالهاست که به چند بازيکن پيله کردهاند. از خداداد عزيزي گرفته تا بقيه بازيکنان. اتهام کمکاري به مهدويکيا زدند. آنوقت به دنبال چه چيزي بودند؟ با هاشميان آن برخوردها را کردند از کريم باقري که در اوج فوتبال را کنار گذاشت حرفي نزنم بهتر است؛ حالا هم نوبت رسيده به من. يک ماه پيش اعلام کردم به محض صعود تيم ملي به جام جهاني از تيم ملي خداحافظي ميکنم. بايد قبول کرد که ميدان را در اختيار جوانترها بگذاريم اما مثل اينکه مصلحت بر اين بود که زودتر بروم. در حقيقت سناريو به اين ترتيب بود که خودم هم نتوانم تاريخ دقيق خداحافظيام را مشخص کنم. همه بايد به تيم ملي فکر کنيم. از رسانهها گرفته تا کارشناسان کاري کنيم که باعث خوشحالي مردم و سربلندي کشور شود، چراکه افتخار همه ما سرافرازي ايران است.در کسب موفقيتها خودشان را همهکاره معرفي ميکنند تا همه چيز به اسم آنها تمام شود اما در شکستها يا غيبشان ميزند يا به دنبال توجيهکردن هستند. ميگويند وقت نداشتيم، امکانات لازم فراهم نبود، بازي تدارکاتي نداشتيم، قرار بود اينطوري شود آنطوري شد. درست مثل نوشدارو بعد از مرگ سهراب! رکوردشکني در روحيه من نيست. الحمدالله خدا به من لطف داشته و محبوبيتي به من داده تا نزد مردم از جايگاه ويژهاي برخوردار باشم. فکر ميکنم اين بالاترين رکورد است که محبوب مردم هستم. هم استقلاليها به من لطف دارند و هم پرسپوليسي ها. از شما يک سوال دارم چرا مردم ميگويند حرف دل ما را زدي؟ هر روز زير نظر دکتر زرينه فيزيوتراپي ميکنم تا به شرايط مطلوب برسم که از ايشان و همکارانشان تشکر ميکنم. البته حرفهاي زيادي براي گفتن دارم که به وقتش خواهم زد. در حالحاضر شرايط مناسب اينگونه حرفها نيست و بهعنوان يک ايراني به موفقيت تيم ملي فکر ميکنم.تيم ملي نه متعلق به من و نه کفاشيان و نه دايي و نه هرکس ديگري است. تيم ملي متعلق به مردم ايران است که هرکس در هر سمتي بايد وظيفهاش را به نحو احسن در جهت موفقيت تيم ملي انجام دهد.
منبع: http://www.donyayefootball.com/mosaheb.aspx?id=145
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:9  توسط محمد
|