سينماي ما- بعد از چند روز سکوت رسانه يي درباره خبر حضور گلشيفته فراهاني در فيلم جديد ريدلي اسکات که نخستين بار در روزنامه اعتماد منتشر شد، ديروز چند خبرگزاري مختلف درباره اين موضوع اخبار و تحليل هاي گوناگوني منتشر کردند. در صدر آنها خبرگزاري جمهوري اسلامي قرار داشت که در بخش شنيده هايش به نقل از يک منبع آگاه از ممنوع الخروج شدن گلشيفته فراهاني از کشور خبر داد. خبرگزاري ايرنا که مدتي است انتشار اخبار حاشيه يي را برنامه خود قرار داده است، ديروز نوشت؛ «در پي اقدام گلشيفته فراهاني براي بازي در يک فيلم هاليوودي خروج وي از کشور ممنوع شد.» ايرنا در ادامه خبر خود آورده که در پي بازي فراهاني در فيلم «مجموعه دروغ ها» پيشنهاد جديدي را براي بازي در يک فيلم هاليوودي داشته که روز سه شنبه براي بررسي اين پيشنهاد تازه عازم سفر به امريکا بوده که در فرودگاه از سوي دستگاه هاي ذي ربط با حکم ممانعت از خروج مواجه شده است. در خبر ايرنا به سکوت وزارت ارشاد هم در قبال موضوع حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي خارجي اشاره شده است. اما خبرگزاري فارس هم که در دسته بندي هاي جناحي رسانه ها در طيف اصولگرايان قرار مي گيرد در گزارشي به صورت تلويحي به دفاع از حضور فراهاني در فيلم ريدلي اسکات پرداخت. در اين گزارش که بيشتر بر محور بازي هاي همايون ارشادي در فيلم بادبادک باز و گلشيفته فراهاني در مجموعه دروغ ها تنظيم شده است، آمده است؛ «بعد از انتشار خبر حضور همايون ارشادي بازيگر 60 ساله ايراني در فيلم «بادبادک باز» ساخته مارک فوستر در پاييز سال گذشته، از ابتداي امسال و در مقطعي که گلشيفته فراهاني بازيگر جوان سينماي ايران در سفر خارج از کشور به سر مي برد، اين شايعه به گوش رسيد که او براي بازي در نقش يک دختر عرب در فيلم تازه ريدلي اسکات با اين فيلم قرارداد بسته است. ابتدا اين خبر به طور غيررسمي از سوي نزديکان وي تاييد شد اما بعد از چند ماه و با رسيدن زمان اکران اين فيلم و پخش مواد تبليغي آن، اين حضور تازه روال خبري خود را به صورت رسمي ابتدا در رسانه هاي اينترنتي و سپس در مطبوعات طي کرد.» در ادامه اين گزارش درباره نحوه انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم ريدلي اسکات ادعاهاي جديدي مطرح شده است. اين خبرگزاري در ادامه گزارش نظرات تعدادي از اهالي سينما از جمله همايون ارشادي، عليرضا سجادپور و داوود رشيدي را درباره حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي هاليوودي جويا شده است و نتيجه گرفته که سينماي غرب بعد از توجه به فيلم ها و فيلمسازان ايراني در سال هاي پس از انقلاب، اين بار استفاده از بازيگران سينماي ايران را در برنامه خود قرار داده اند که شايد توجه به رضا ناجي در جشنواره فيلم برلين را هم بتوان در اين راستا مورد ارزيابي قرار داد.
به نوشته فارس «برخي تحليل ها در اين ميان حضور بازيگران سينما را راهي براي بين المللي شدن هنرمندان سينماي ما قلمداد کرد ه اند و آن را به فال نيک مي گيرند، اما از سوي ديگر نمي توان از کنار اين موضوع از زاويه تفاوت هاي فرهنگي جامعه ما و جوامع غربي بدون توجه عبور کرد.» اگر چه نظرخواهي هاي محدود اين خبرگزاري نشان مي دهد اهل سينما نسبت به اين اتفاق با تکيه بر رعايت شئون ديد مثبتي دارند اما در عين حال واکنش هاي منفي نسبت به چنين پديده يي را از ضعف زيرساخت هاي سينماي ايران و مديريت آن محسوب مي کنند. در اين ميان نظرات عليرضا سجادپور عضو شاخص هيات اسلامي هنرمندان هم جالب توجه است که از اين موضوع استقبال کرده است. انتشار گزارش فارس از بازي بازيگران ايراني در فيلم هاي خارجي در حالي صورت مي گيرد که روز گذشته خبرگزاري ايلنا هم در گزارش هايي از انتشار شايعه هايي مبني بر توقف اکران فيلم هاي «ديوار» و «هميشه پاي يک زن در ميان است» به خاطر بازي گلشيفته فراهاني در اين دو فيلم خبر داده است. هر چند سازندگان هر دو فيلم ها اين خبر را رد کرده اند.
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 22:5  توسط محمد
|
بالاخره المپیک پکن تموم نشد و ایران صاحب مدال شد.هر چند مراد محمدی مدالی خوشرنگ تر از برنز کسب نکرد اما همین مدال هم برای لشگر شکست خورده ی ما غنیمته.از فردا هم باید منتظر تکواندویی ها باشیم. آیا سارا خوش جمال فکری میتونه خودی نشون بده یا نه؟
از رضا نادریان جوون هم که در مسابقه ی انتخابی تونست بهزاد خداداد رو شکست بده نباید غافل شد. هادی ساعی امید اول کاروان تکواندو هم باید جمعه مسابقه بده که به قرعه ی نسبتا آسونی برخورده. به هر حال امید زیادی به نماینده ی شورای شهرمون داریم.امیدواریم ناامیدمون نکنه.
نکته ای که شاید بهش توجه کرده باشید خط های پیشونی ساعی هست که توی جدیت چهره اش بدجوری تاثیرگذار بوده.هادی باید نشون بده که با اینکه توی سیاست چهره ی شاخصی نیست اما هنوز ورزشکار آماده و سرحالیه.
ضمنا امروز هموطنای رونالدینیو مغلوب هم تیمیهای لیونل مسی شدند کسی به نظرم طلاییه نه مسی.
منبع:بازم باید بگم خودم نوشتم؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 23:4  توسط محمد
|
حالا که خاکسترین تموم شبهای من
سکوت اومده بسته دوباره لبهای من
حرفی دیگه نمونده با تو بگم همسفر
دلم نمیدونه چرا که دیوونه س تا سحر
عذاب آور ترین خبر برام نبودن تو
فقط آرزوم شده موندن تو
هق هق شده رفیقم توی شب ناتموم
آینه دق این روزا نشسته باز رو به روم
امیدم به فرداییه که هنوز نیومده
یه روزی از تو میشنوم رنجام به سر اومده
شروع میشه اما یه روز روزای بی غروبم
خوب میدونم روزی میاد که بی تو خوب خوبم
منبع:شک نکنید هنوز خودم مینویسم.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 13:16  توسط محمد
|
سینمای ما - روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمايش فيلمي در سينماهاي امريکا و انگلستان آغاز مي شود که به واسطه يک ويژگي مهم براي ايرانيان جذاب و مهم است. «مجموعه دروغ ها» جديدترين فيلم کارگردان کهنه کار سينماي امريکا ريدلي اسکات در اين روز به پرده سينماها مي رود که نام يک بازيگر شناخته شده سينماي ايران در ميان اسامي دست اندرکاران آن به چشم مي خورد؛ گلشيفته فراهاني.
پس از آنکه سايت سينمايي معتبر imdb حدود 10 روز پيش نام گلشيفته فراهاني را به جمع بازيگران اين فيلم اضافه کرد، کمپاني برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تريلر جديدي که از فيلم منتشر کرد تصاويري از بازي فراهاني را قرار داد تا سرانجام شايعه يي که يک سال است در محافل سينمايي و رسانه يي به گوش مي رسد، تاييد شود. سايت imdb هنوز توضيحي درباره نقش فراهاني و نام شخصيتي که او آن را ايفا مي کند ارائه نداده است اما تا پيش از اين از درج نام اين بازيگر در ليست دست اندرکاران فيلم «مجموعه دروغ ها» با نام اصلي Body of lies خودداري مي کرد.
فيلم بر مبناي کتابي به همين نام نوشته ديويد ايگناتيوس يادداشت نويس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. اين کتاب آوريل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سينمايي آن توسط کمپاني معروف برادران وارنر خريداري شد. رمان «مجموعه دروغ ها» مضموني در ارتباط با مبارزه با تروريسم دارد و داستان يک مامور سيا به نام راجر فريس است که براي پيدا کردن يک تروريست مهم از سران القاعده به نام «سليمان» به اردن مي رود. کتاب تا حدودي به نقد سياست هاي مداخله گرايانه آمريکا مي پردازد و در مجموع اثر منتقدانه يي محسوب مي شود. در برگردان سينمايي اين رمان تغييراتي ايجاد مي شود که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام «عايشه» است که در داستان اصلي با نام «آليس» وجود داشت. شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته اش مي شود. ويليام موناهان فيلمنامه نويس اسکاربرده به خاطر فيلم معروف «مردگان» مارتين اسکورسيزي که کار بازنويسي و اقتباس از داستان اصلي را برعهده داشته، شخصيت عايشه را در قالب يک پرستار تصوير کرده که البته هنوز جزئيات کامل آن مشخص نيست. گلشيفته فراهاني ايفاگر اين نقش است در حالي که نقش نخست فيلم را لئوناردو دي کاپريو بازي مي کند و راسل کرو هم بازيگر نقش مهم ديگري در فيلم است. فيلمبرداري فيلم سال گذشته آغاز شد و بخش هاي مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فيلمبرداري شده است. گفته مي شود بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه اوليه انجام داده اند تا حضور فراهاني در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني کشور در تضاد نباشد. ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي در فيلم هايش همواره تلاش داشته نگاهي چندجانبه به مضامين داشته باشد و گواه آن فيلم معروف «ملکوت آسمان» است که در آن تصويري واقع گرايانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمني از صلاح الدين ايوبي ستايش مي شود. حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي هاليوودي سابقه طولاني دارد اما در چند سال اخير تعدادي از بازيگران فعال فعلي سينماي ايران امکان حضور در چند فيلم مهم هاليوود را يافته اند که مهم ترين آنها همايون ارشادي است که سال گذشته فيلم «بادبادک باز» با بازي او در سينماهاي جهان اکران شد. او هم اينک مشغول بازي در فيلم جديد الخاندرو آمه نابار با نام «آگورا» است. با اين همه حضور فراهاني در فيلم جديد ريدلي اسکات که بسياري از اکنون آن را از شانس هاي مسلم اسکار 2009 مي دانند سرفصل جديدي در حضور بازيگران سينماي ايران در عرصه هاي بين المللي خواهد گشود.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:27  توسط محمد
|
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران گفت: مقابل ملوان موقعيتهاي زيادي را از دست داديم و مهمتر از آن 3 امتيازي بود كه بدست نياورديم.
به گزارش خبرگزاري فارس، افشين قطبي پس از تساوي مقابل ملوان انزلي اظهار داشت: ميتوانستيم با توجه به موقعيتهاي زيادي كه داشتيم بازي را ببريم. حتي پس از گل اول كه دريافت كرديم، خيلي خوب به بازي برگشتيم و آن دل شيري را كه هميشه از آن صحبت ميكنيم با 2 گل نشان داديم.
وي افزود: ميتوانستيم گل سوم را هم به ثمر برسانيم؛ اما وقتي موفق به اين كار نشديم، ملوان خودش را حفظ كرد و نباخت. حريف ما هميشه در خانه تيم خوبي بوده است.
سرمربي پرسپوليس با بيان اينكه پنالتي گرفته شده درست نبود، ادامه داد:به عقيده من و همكارانم آن صحنه پنالتي نبود. داور از صحنهها دور بود.
ديدار پرسپوليس و ملوان از هفته سوم ليگ برتر عصر امروز با تساوي 2 بر 2 خاتمه يافت.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 20:2  توسط محمد
|
قبل از هر چیز نیمه ی شعبان مبارک همتون.
هفته ای که در حال سپری شدنه هفته ی جوان نامگذاری شده. اما نمیدونم چرا باید توی همچین هفته ای یکی از معدود نشریات مختص به جوونا یعنی همشهری جوان توقیف بشه.نشریه ای که بیشتر از 2 سال هر هفته اوقات منو پر میکرد و اطلاعات نسبتا خوبی رو در اختیارم میذاشت.
هنوز از قطعی بودن این خبر مطمئن نیستم ولی خبری که توی روزنامه ی جام جم نوشته بشه مطمئنا نمیتونه بی پایه و اساس باشه.در هر حال دیروز شماره ی 179 این مجله هم که از قبل آماده ی چاپ بوده روی کیوسک مطبوعات اومد تا بشه ذره ای در صحت این خبر شک کرد.
حتی اگه همشهری جوان رو برای همیشه توقیف شده فرض کنیم چند نشریه ی خوب دیگه برای خوندن هست که سرآمد اونها هفته نامه ی چلچراغه.
به غیر از چلچراغ نسیم هم مجله ی خوبیه که علی رغم گرون بودن قیمتش(1500 تومان) به خوندش می ارزه.توی روزنامه ها هم که اکثرشون سیرصعودی قیمت رو تجربه میکنن اعتماد 400 تومانی یکه تازی میکنه ولی برای من دنیای فوتبال بین روزنامه های ورزشی یه چیز دیگه س.
از دیروز هم تمامی روزنامه های ورزشی 100 تومان ناقابل(البته از دید دنیای فوتبالی ها) دچار افزایش قیمت شدن. کم کم داره اوضاعی به وجود میاد که مردم روزنامه های کاغذی رو بی خیال بشند و اخبار رو از سایت اون روزنامه ها یا خبرگزاری ها دنبال کنند.
به احتمال زیاد خورشید همشهری جوان که غروب کرده اما خدا رو شکر دلمون به ستاره هایی چون چلچراغ میتونه خوش باشه.(اگه این یکی توقیف نشه خوبه!!!)
منبع:همچون گذشته خودم
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 13:24  توسط محمد
|
به گزارش خبرگزاري فارس، حسين بادامكي، هافبك تيم فوتبال پرسپوليس تهران كه در بازي مقابل پاس همدان دچار مصدوميت شديدي از ناحيه رباط زانوي پاي چپ شد، پس از گرفتن MRI و بررسيهاي فراوان، به سرنوشت خليلي و معمارزاده دچار شد و رباط صليبي پاره كرد.
زرينه، پزشك اين تيم گفت: پس از درد شديدي كه در زانوي بادامكي ديده شد، زير نظر چند پزشك پس از گرفتن MRI معاينه شد، مشخص شد پارگي رباط صليبي دارد؛ اما اين موضوع بايد بيشتر بررسي شود.
وي افزود: پترويچ از فردا در تمرين گروهي شركت ميكند. عبدي نيز در تمرين امروز با سايرين تمرين كرد و هر دو، به بازي مقابل ملوان ميرسند. .
********************************************
خوب مثل اینکه مد روز برای فوتبالیست ها شده پاره کردن رباط صلیبی.ماجرایی که با محسن رفت و برگشت شروع شد و با امید رفت و برگشت ادامه پیدا کرد،چند روز بعد به میثاق معمارزاده هم رحم نکرد و آخر سر هم یقه ی حسین بادامکی رو گرفت که این فصل رو با نیمکت نشینی شروع کرده.امید وارم دیگه بقیه ی بازیکنا از این حوادث دور بمونن.
منبع:این چهار خط آخر خودم!!!
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 22:52  توسط محمد
|
وجود توره مهاجم برزيلي، جايگاه نيكبخت را بهخطر مياندازد، واي به روزي كه محسن خليلي هم به تيم برگردد. آنوقت اگر چربيهاي شكم نيكبخت هم آب نشده باشند، ديگر او هيچجايي در تركيب تيم ندارد.
---------------------------------------------
تمرين پرسپوليس تمام ميشود. همه بازيكنان به رختكن ميروند كه لباسشان را عوض كنند و به خانههايشان بروند اما نيكبخت هنوز در زمين است. تكوتنها در زمين مانده كه انفرادي تمرين كند. يكي ميپرسد: «مگر ميشود؟» انگار اعتماد به چشمهايش را هم از دست داده. دارد تماشا ميكند كه نيكبخت در زمين مانده، ولي دوست دارد يك نفر ديگر هم اين موضوع را تاييد كند. حق هم دارد. شايد هر كس ديگري هم اين صحنه را ميديد، از تعجب خشكش ميزد. نيكبخت بعد از تمرين مانده و تنها تمرين ميكند. عجيبتر اينكه درازنشست ميرود. واقعا اين همان نيكبخت است؟ همان نيكبختي كه پارسال هر بهانهاي ميآورد تا در تمرين شركت نكند؟ واقعا عجيب است. درازنشسترفتن او پيام مهمي دارد. اينكه نميخواهد مثل فصل قبل سوژه مطبوعات شود. عكس نيكبخت كه كنار ليدرهاي پرسپوليس نشسته و پيراهنش در آستانه پارهشدن است، آدم را تكان ميدهد. تا همين چند ماه قبل، يعني تا قبل از اينكه بحث عمل آپانديس و ليپوساكشن مطرح شود، مقابل نيكبخت كه ميايستادي، هر لحظه احساس ميكردي كه دكمه پيراهن او كنده و طرف صورتت پرتاب ميشود اما خود نيكبخت ميگفت كه هميشه لباسهاي تنگ ميپوشد و براي همين است كه همه فكر ميكنند شكمش جلو آمده اما درازنشستهاي او در تمرين پرسپوليس چيز ديگري ميگويد. اين حركات نشان ميدهند كه نيكي حداقل در خلوت خود، بزرگ شدن شكمش را قبول دارد. حالا هم كه به هر دليلي شكم او كوچك شده، ديگر نميخواهد مثل سال قبل دوباره اسمش را با صفت «چاق» به زبان بياورند. دوباره بايد اين سوال را پرسيد: «آيا اين همان نيكبخت پارسال است؟» نيكبخت ديگر از تمرين فرار نميكند. سعي نميكند هر دفعه بهانه جديدي براي غيبت در تمرين بعد از بازي پيدا كند. گذشته از آن، تنهايي تمرين ميكند و درازنشست ميرود. اين درازنشست رفتن، خودش نكته فوقالعاده مهمي است. معمولا درازنشست ميروند كه شكمشان كوچك شود. هدف نيكبخت هم جز اين نيست. پارسال كه او به بزرگي و كوچكي شكم خود اهميت نميداد، شرايط فرق ميكرد. مثل امسال نبود كه قطبي و باشگاه با شرايط خاصي حاضر به نگه داشتن او شده باشند. مثل امسال نبود كه پرسپوليس پر از اسم باشد و بود و نبود نيكبخت به چشم نيايد. پارسال نيكبخت احساس ميكرد اگر نباشد، اتفاق بدي براي پرسپوليس ميافتد اما ميداند كه امسال بود و نبودش زياد هم براي قطبي مهم نيست. وجود توره مهاجم برزيلي، جايگاه نيكبخت را بهخطر مياندازد، واي به روزي كه محسن خليلي هم به تيم برگردد. آنوقت اگر چربيهاي شكم نيكبخت هم آب نشده باشند، ديگر او هيچجايي در تركيب تيم ندارد.
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 18:33  توسط محمد
|
بی شک و تردید
من هنوز دلتنگه اون روزام که رفته
روزایی که یادتو یادم میارن
این روزا وقتی که نیستی پیشم اینجا
چشمای من تا سحر انگار بیدارن
مثل اینکه بی تو لحظه ها همیشه
چشم به راهه رفتنن بی شک و تردید
وقتی که گم شد حضورت بی حضورم
دستای من وقت نوشتن می لرزید
نمیدونم نه هنوزم نمیدونم
که کدوم پل ما رو ازهم دور کرده
اما تو خوب می دونی خونه ی قلبم
بی حضور گرم تو بد جوری سرده
منبع: قطعا خودم
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 12:57  توسط محمد
|
در فوتبال ايران خيلي كم ميتوان شخصيتي مثل خداداد عزيزي پيدا كرد. او بدون ترس هميشه در مورد مشكلات فوتبال ما حرف ميزند و مثل خيليها محافظهكار و ترسو نيست كه سياست سكوت در پيش بگيرد. پس از ماجراي ريش بازيكنان، دقايقي با خداداد حرف زديم كه صحبتهاي او جالب و البته قابلتامل بود.
خداداد درخصوص منشور اخلاقي كه در اختيار باشگاهها قرار گرفته و همچنين دستور براي تغيير آرايش صورت بعضي از بازيكنان ميگويد: «در حالحاضر اصليترين مشكل فوتبال ما ريشهاي سياوش اكبرپور و مهدي اميرآبادي است و ديگر هيچ مشكلي وجود ندارد. اگر اين دو بازيكن ريششان را بزنند در مسابقات مقدماتي جامجهاني شركت نخواهيم كرد و بهطور مستقيم راهي آفريقايجنوبي خواهيم شد و تيم ملي در اين مسابقات قهرمان ميشود!»
عزيزي در ادامه ميگويد: «فوتبال ما مشكلاتي مثل لغو بازيها، كمبود امكانات، ضعف داوري و زدوبندها را پشتسر گذاشته و تنها مشكل الان ريشهاي اميرآبادي و سياوش هستند كه بايد هرچه زودتر تراشيده شود. البته من به ريشهاي سياوش توجه كردهام و شباهت زيادي به ريشهاي دايي دارد، حالا نميدانم چرا فقط به اين بنده خدا گير دادهاند.»
خداداد تاكيد ميكند: «بهنظر من آقايان اين سوژه را راه انداختهاند كه تمركز مطبوعات را در انتقاد از تيم به هم بريزند. متاسفانه همه ميدانند كه در انتخاب نفرات تيم ملي هيچ ديدگاه منطقي وجود ندارد و اين نفرات بيش از حد بهصورت سليقهاي انتخاب شدهاند.»
عزيزي ادامه ميدهد: «من در شروع بازي ايران و فلسطين يك لحظه خيال كردم كه سايپا و سپاهان مقابل حريف قرار گرفته است و واقعا برايم سوال است كه اين، نفرات با چه استدلالي انتخاب شدهاند. پرسپوليس قهرمان ايران فقط يك بازيكن دارد، ولي بازيكني كه در سايپا روي سكو مينشيند به تيم ملي دعوت ميشود كه اين موضوع واقعا برايم غيرقابل هضم است.»
خداداد تاكيد ميكند: «اين روزها انتقاد از تيم ملي و انتخاب نفرات بالا رفته است، به همين دليل ميخواهند با پرداختن به ريش بازيكنان توجه مطبوعات را بهسمت ديگري جلب كنند. من از اينكه اين همه مشكل را فراموش كردهاند و به ريش بازيكنان چسبيدهاند، شاخ درميآورم. چند سال قبل هم به موي بازيكنان گير ميدادند، در حاليكه در احاديث آمده است پيغمبر ما موهاي بلندي داشت.»
عزيزي در پايان ميگويد: «اين اتفاقات فقط در فوتبال ايران رخ ميدهد و متاسفم كه مسئولان ما به ريش بازيكنان گير ميدهند. هركس اختيار دارد كه در مورد چهرهاش خودش تصميم بگيرد، ولي اگر چنين كاري را از من ميخواستند، حتي اگر گردنم را ميزدند، چهرهام را تغيير نميدادم، حتي اگر از اين فوتبال بروم.»
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:1  توسط محمد
|
بعد از چند دقيقه تاخير، امير قلعهنويي راضي شد بالاخره براي مصاحبه مطبوعاتي به اتاق كنفرانس بيايد. همانطور كه پيشبيني ميشد سرمربي استقلال بهشدت از علي دايي انتقاد كرد. قلعهنويي گفت: «دقيقا از غيبت حسين كاظمي و وحيد طالبلو برابر پگاه ضربه خورديم. نبودن اين دو بازيكن واقعا به تيم ما لطمه زد. واقعا نميدانم چه دليلي داشت براي بازياي مثل فلسطين كه اصلا هم حساسيتي نداشت، بهترين بازيكنان ما و بقيه تيمها را به تيمملي دعوت كنند و بعد هم آنها را براي بازي حساسمان به ما تحويل ندهند.
عصبانيت قلعهنويي فروكش نميكند: «مطمئن باشيد اگر حسين كاظمي و وحيد طالبلو را داشتيم به پگاه نميباختيم. تيم ما در نيمهاول چهار فرصت گل داشت كه يكبار توپ ما به ديرك دروازه برخورد كرد و سه موقعيت ديگر را هم با بدشانسي محض از دست داديم. در نيمهدوم هم طبيعي بود بعد از هدر دادن موقعيتهاي صددرصد گل، ميزبان هم روي دروازه ما فشار بياورد، اما باز هم ميگويم دليل باخت ما غيبت دو بازيكنمان وحيد طالبلو و حسين كاظمي بود. سرمربي استقلال در پايان ميگويد: «براي من جاي سوال است چرا سرمربي تيم ملي از تيم خودش پنج نفر را دعوت ميكند و از تيم سپاهان هم كه سرمربياش قبلا دستيارش بوده سه نفر را به تيمملي دعوت ميكند تا سايپا و سپاهان بازي نداشته باشند اما تيمي مانند استقلال بايد بدون دو تن از بهترين بازيكنان تيمش بهمصاف پگاهي برود كه در خانهاش ميزبان است. قلعهنويي در پايان خاطرنشان ساخت: «واقعا براي من عجيب و مشكوك است كه چطور طالبلو قبل از اين به تيمملي دعوت نميشد اما براي بازياي مانند فلسطين، دروازهبان اصلي ما را به تيم ملي دعوت ميكنند. بههمين دليل هم ميگويم تصميمات سرمربي تيمملي مشكوك است.
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:57  توسط محمد
|
مسعود حاجیآخوندزاده اولین پیروزی کاروان ورزشی ایران در المپیک 2008 پکن را به دست آورد.
به گزارش ایسنا مسعود حاجيآخوندزاده نمايندهي 60- كيلوگرم جودوي ايران در نخستين گام روك گراگ سيچ حريف اهل اسلوني خود را مغلوب كرد.
پيكارهاي جودوي المپيك شنبه 19 مرداد، رسما با رقابتهاي 60- كيلوگرم مردان آغاز شد كه حاجيآخوندزاده توانست با امتياز وازاري از سد حريف خود بگذرد.
براساس اين گزارش، با توجه به پيروزي مينهوچوي حريف كرهاي در برابر ميگل آلباركين از آرژانتين حاجيآخوندزاده دومين مسابقهي خود را برابر حريف كرهاي برگزار خواهد کرد.
منبع: همشهری آنلاین
من جدا دل نگرونم.رضا زاده که نیست. از خیلی وقت پیش هم عدم حضور یوسف کرمی مشخص بود.
بسکتبالیست ها هم که در گروه سختی هستند و به یاد آیدین میخوان سنگ تموم بذارن.
امیدم به حمید سوریانه. دیگه نمیدونم بقیه اوضاعشون چطوره؟
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 11:51  توسط محمد
|
طبق معمول روزهاي پيروزي با چهره خندان، خبرنگاران را دور زد و از لابهلاي آنها به پشتبلندگوها رسيد.
در حاليكه با چشمانش با يكي، دو نفر ميگفت و ميخنديد. براي افشين قطبي اولين مسابقه ليگامسال با خوشي به پايان رسيد. او كه بهتازگي به جمع پرسپوليسيها اضافهشده، با همان ادبيات سال گذشته بازي خود را به پايان برد.
افشين قطبي در مورد بازي با سايپا گفت: «فكر ميكنم بازي مشكلي بود. ما قهرمان ليگ بوديم و فشار رواني روي بچهها بود و طبيعي بود كه بازيكنان استرس داشته باشند. بههر حال مهم سازماندهي بازيكنانم بود كه خوب كار كردند و اين سازماندهي را در طول بازي از دست نداديم. من از بچههاي خطدفاعي راضي هستم و آنها عالي كار كردند. اين بازي شروع خوبي بود و موقعيتهاي ما بيشتر از سايپا بود و البته اين بازي خوب به حرفمان، سايپا برميگردد كه تيم خوبي بود. من به ليتبارسكي تبريك ميگويم و اطمينان دارم سايپا بهتر از اين ميشود و من خوشحالم كه در اولين بازي برنده شدم. بازيكنان خوبي دارم و احساس ميكنم جاي مازيار زارع در تيمملي خالي است و بايد او را دعوت كنند.» قطبي درباره بازيكنان غايب گفت: «من حداقل سه بازيكن خوبم را نداشتم. ابراهيم توره مريض بود، آتسو هنوز ثبت نكرده و زارعي هم محروم بود. بههر حال هدف ما قهرماني در نيمفصل است و ما بايد نيرويمان را براي همه ليگ حفظ كنيم، بهخصوص كه در نيمفصل دوم بازيها سخت و فشرده ميشود.» قطبي طبق معمول همه مسابقهها يادش نرفت كه از دل شير يادي بكند. او گفت: «در اين فصل از دل شير تا دل ببر تا هر چيز ديگر را براي قهرماني در اختيار داريم.» و اين جملهاي بود كه ميتوانست پايانبخش خوبي براي اين مصاحبه باشد.
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:31  توسط محمد
|
|
جام جم آنلاين: اين روزها اگر پروژههاي سينمايي به دنبال يافتن بازيگر مناسبي براي نقش اول خود باشند، بازيگري كه قدي بلند، چشماني عسلي و ميان مخاطبان سينما محبوبيت داشته باشد و به نوعي جزو بازيگران بفروش به شمار رود، نميتوانند به سراغ محمدرضا گلزار بروند چرا كه طبق آخرين خبرها اين بازيگر سينماي ايران ممنوعالتصوير شده است.

محمدرضا گلزار از بازيگراني است كه در سينماي ايران خيلي زود به اوج شهرت و محبوبيت رسيد. او سال گذشته حضور فعالي در فضاي رسانهاي كشور داشته است. مصاحبههاي مختلف در يك سال گذشته نام اين بازيگر را بر سر زبانها انداخت. حالا با مسائلي كه پيش آمده ظاهرا دستاندركاران سينماي ايران و علاقهمندان اين بازيگر بايد حداقل تا پايان سال 87 صبر كنند.
روز گذشته بعد از انتشار اين خبر، خبرنگار ما در تماس با يك مقام مسوول و مطلع كه مسوول رسيدگي به چنين مواردي است علت ممنوعالتصوير شدن اين بازيگر را جويا شد.
يكي از مسوولان اين اداره كه مايل به بيان نام خود نبود ابتدا با زيركي مساله را نفي اما بر اين نكته تاكيد كرد كه هيچ پروژهاي حق استفاده از اين بازيگر را بدون اجازه كتبي و رسمي اين اداره ندارد و البته پروژههايي نيز كه تاكنون چنين درخواستي داشتهاند، با پاسخ منفي اين اداره كل مواجه شدهاند حتي وقتي خبرنگار ما اين پرسش را مطرح كرد كه آيا پروژههايي كه در 6 ماه آينده آماده نمايش ميشوند امكان استفاده از اين بازيگر را دارند يا خير، با اين پاسخ مواجه شد كه تا اطلاع ثانوي هيچ پروژهاي حق استفاده از اين بازيگر را ندارد و در اين زمينه ملاك زمان حال است نه آيندهاي كه شايد در آن اين ممنوعيت رفع شود.
اين مسوول نيز به اين مساله اشاره كرد كه علت ممنوعالتصوير شدن اين بازيگر، پرونده شكايتي است كه از اومطرح است اما تحت هيچ شرايطي حاضر به ارائه اطلاعات ديگري نشد.شنيده ميشود ممنوعالتصوير شدن تا پايان امسال ادامه خواهد داشت.
درباره علت آن نيز خبرنگار ما روز گذشته جستجوي فراواني كرد و به چند روايت مختلف رسيد؛ برخي آگاهان معتقدند احتمالا او به دليل اختلاف با يك فيلمساز، با شكايت او در اداره كل نظارت مواجه شده است.
گلزار سال گذشته بعد از عقد قرارداد براي ايفاي نقش در فيلم اين كارگردان به دلايلي از حضور در اين فيلم سر باز زد و فيلم با تاخيري حدودا 7 ماهه ساخته شد. طبق شنيدهها گلزار براي ايفاي نقش در اين فيلم دستمزد بسيار بالايي درخواست كرده بود كه اين مساله بازتابهاي منفي فراواني نيز به دنبال داشت.
اما از سوي ديگر گفته مي شود علت ممنوعالتصوير شدن، اخراج وي از كشور امارات به دنبال درگيري با پليس امارات است. شنيده ميشود گلزار در يكي از سفرهاي خود به دبي، با پليس اين شهر درگير ميشود و كار به كتككاري ميكشد و او به دليل كتك زدن پليس از دبي اخراج ميشود.
البته ميتوان به اين روايتها شايعات تاييد نشده ديگري را هم اضافه كرد، اما گروه رسانه روزنامه جامجم ترجيح ميدهد به جاي انتشار اين روايتها اخبار موثق و رسمي را از طريق معاونت سينمايي دريافت كند. |
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:41  توسط محمد
|
محمد رضا گلزار:خدا را شكر كه سايه سنگين و بلندبالاي نام و ياد خسرو شكيبايي فقيد تا هميشه بر سر اين سينما پايدار خواهد ماند. چند خطي كه به بهانه درگذشت اين بازيگر بزرگ نوشتم و غم رفتنش را بهانه يادآوري از بازماندگان و زندگان هنر بازيگري كردم، بازتابهاي مثبت زيادي داشت و همين واكنشها بهانه جديتري براي رسيدن به طرحهاي اجرايي و عمليشدن موضوعي است كه در آن يادداشت آرزويش را مطرح كردم. دوستان مطبوعاتي در روزنامه اعتماد بعد از انتشار آن يادداشت خبر دادند كه انگار آن حرفها به گوش متوليان و مسوولان سينما هم رسيده و آنها هم از اين گونه طرحها و پيشنهادها استقبال ميكنند. پس حالا كه اهالي سينما در كنار مديران و مسوولان رده بالا قرار گرفتهاند و درباره موضوعي هم عقيده و همنظر شدهاند، فرصت كميابي در اختيارمان قرار گرفته تا بتوانيم درباره اين موضوع مهم و اساسي بهشكل جديتري فكر كنيم و قدم برداريم. شايد ضربه سنگين از دستدادن بزرگ و عزيزي مثل خسرو شكيبايي ديگران را هم به اين نتيجه رسانده كه كاري كنند تا بار اين غم كمي سبكتر شود و بعد از اين كمتر منتظر بنشينيم تا خبرهاي تلخ مشابهي همهمان را از بيخبريها و روزمرگيهايي كه دچارش هستيم بيرون بياورد.
اگر بخواهيم ديگر در چنين موقعيت ناگوار و دردناكي قرار نگيريم، بايد چاره جويي را از همين حالا شروع كنيم و دست روي دست نگذاريم. هنوز تا داغ فقدان عزيزي در وجودمان هست و خبر و حواشي آن در رسانهها منعكس ميشود، فرصت و موقعيتي براي اجراييكردن حرفها و ايدهها وجود دارد و تجربه نشان داده كه گذشت زمان ميتواند فرصتهاي بزرگي را از ما بگيرد. بياييم اين بار زمان را از دست ندهيم و فرصتشناس باشيم، چون تصور ميكنم بازتابهاي آن پيشنهاد كلي و خبرهايش خيلي مغتنم است.
واكنشهاي مسولان و همكاران سينمايي باعث شد تا به فكر طرح و ايدهاي بيفتم كه مدتي بود ذهنم را مشغول كرده بود و انگار دنبال موقعيت مناسبي براي مطرحكردن آن ميگشتم. افسوس و صد افسوس كه اين امكان با مرگ يكي از بهترينهاي سينما پيش آمد. ایدهای که البته پیش از این در ذهن چند تهیه کننده خوب سینما هم جریان یافته بود. طرح كلي و اصلي اين است كه كاري كنيم كه اهالي سينما از هر رشته و حرفه و صنفي در كاري كه انجام ميدهند به حق و حقوق واقعيتر و مطلوبتري برسند. وقتي مردم عزيز و علاقمندان و سينمادوستان كشورمان به هر دليل به فيلمي كه ساخته شده توجه نشان ميدهند و با تماشاي آن فيلم و صفبستن جلوي گيشههاي سينما آن فيلم را از بقيه توليدات سال متمايز ميكنند، بايد بخشي از محصول و درآمد آن فيلم خاص به همه عواملي كه در به ثمر رساندنش نقش داشتهاند تعلق بگيرد. دستمزدهاي اوليه و مشخص عوامل هر فيلم به كنار، بايد در مورد فروشهاي ويژه و سودهاي حاصل از اكران فيلمهايي كه در ردههاي بالاي جدول فروش هستند، سهم ويژهاي به دستاندركاران آن تعلق بگيرد. تهيهكنندگان و سرمايهگذاران هر فيلم ميتوانند به همه كساني كه در ساخت و توليد فيلم نقشي بر عهده داشتند، به عنوان شريكهايي هر چند كوچك نگاه كنند كه در صورت سودهي محصول، به درصدي محدود و مشخص از سود فيلم دست پيدا كنند. منظورم البته فقط افراد اصلی گروه تولید نیستند. امیدوارم این طرح شامل تمام افرادی که نقشهایی، هر چند ظاهرا کوچک در ساخت یک فیلم دارند؛ بشود. به گونهای که تک تک عوامل تولید یک فیلم را در برگیرد. اين طرح كلي براي عمليشدن و رسيدن به نتيجه نياز به كار كارشناسي و تحليل اقتصادي درست و متناسب با زمان و شرايط توليد دارد. در شكل كلي و بدون عدد و رقم مشخص، پيشنهادم اين است كه در قراردادهايي كه با عوامل فيلمها امضا ميشود، بند و مادهاي اضافه شود كه در صورتي كه فروش فيلم از يك رقم تعيينشده بيشتر شد، درصد مشخصي به اين دستمزدهاي اوليه اضافه شود و تهيهكننده و پخشكننده فيلمها هم خودشان را متعهد به پرداخت اين رقمها بدانند و به آن به چشم قسط آخر دستمزدها نگاه نكنند! دوستان و همكاران خبره و كارشناس سينما در بخشهاي اقتصادي ميتوانند اين موضوع را بررسي كنند و جزئيات اجرايي و رقمهاي معقول و متناسبي براي عمليكردن طرح به اين پيشنهاد اضافه كنند. شخصاً در مورد اين طرح آماده هر گونه همكاري و مشورت با اهالي سينما هستم و اميدوارم دوستان فعال در بخشهاي رسانهاي و مطبوعاتي هم در اين زمينه قدم جلو بگذارند و با پيگيري و انتشار اخبار و گزارشهايي در اين مورد كاري كنند كه بشود هر چه سريعتر به اين موضوع جامه عمل پوشاند و به قراردادهاي سينما اضافهاش كرد. به نظر من اما این طرح وقتی قابلیت اجرایی شدن خواهد داشت که از سوی هر نهاد و سازمانی که قابلیت و امکان قانونگذاری دارد، به صورت یک قانون دربیاید و برای سازندگان فیلمها لازمالاجرا شود. بياييم تا بار ديگر داغدار همكار و هنرمند ديگري نشدهايم و فراموشي و روزمرگي و گرفتاري روي اين موضوع سايه نينداخته، به ياري هم به نتيجه و ثمر نزديكش كنيم. گمان نميكنم كارشناسي درباره فروش سودآور هر فيلم در حال حاضر كار سختي باشد و از طرف ديگر رسيدن به رقم معقولي براي اضافه كردن به دستمزد عوامل توليد يك فيلم پرفروش هم همينطور. مطمئن هستم كه در اين صورت، همه با عشق و علاقه و كوششي بيشتر از قبل سراغ كارها ميروند و هر كس به سهم خودش تلاش ميكند تا فيلم به شكلي به نمايش عمومي برسد كه فروش آن بتواند رقمي را به دستمزد اوليه آنها اضافه كند. اگر به سينمايي پويا و تماشاگرپسند فكر ميكنيم، بايد چنين فرصتهايي را از دست ندهيم و چنين موضوعهايي را با جديت و تلاش پيگيري كنيم. بيشك متوليان و مسوولان سينمايي هم از اجرايي شدن چنين طرحي كه نتيجهاش گشايشي هر چند كوچك در اوضاع اقتصادي و معيشتي دستاندركاران سينماي ايران خواهد بود، نگاه مثبت و موافقي دارند و به سهم خودشان براي رسيدن به نتيجه مورد نظر اقدام خواهند كرد. پس به اميد رسيدن به اين موقعيت و چشم انتظار طرحهايي مشابه اين ميمانيم تا سينماي ايران هر روز بهتر و بيشتر به طرف حرفهاي شدن و توجه به وضعيت اقتصادي نيروهاي عاشق و كمتوقع خود حركت كند.
منبع:سینمای ما
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:29  توسط محمد
|
شيث رضايي و مدير برنامههايش تا چند هفته پيش با قاطعيت از پيشنهادهاي چند تيم بوندسليگايي خبر ميدادند ولي در نهايت اين بازيكن سر از صباباتري درآورد و با خاطرهاي تلخ از پرسپوليس جدا شد.
رضايي در گفتوگو با همشهري ابتدا در مورد دلايل منتفي شدن حضورش در تيمهاي آلماني ميگويد: «كار من با اشتوتگارت تمام شده بود و حتي مسئولان باشگاه 4 هزار لباس با اسم من تهيه كرده بودند تا به طرفداران تيم بدهند ولي يك روز مديرعامل باشگاه به من گفت كه تو در دادگاه ايران به دليل ماجرايي كه در هواپيما رخ داده پرونده داري و متوجه شدم كه آنها نميخواهند با من قرارداد امضا كنند.»
مدافع فصل گذشته پرسپوليس تأكيد ميكند: «به هيچ عنوان قصد بازارگرمي نداشتم و در 20 سال اخير هيچ بازيكن آسيايي با اشتوتگارت تمرين نكرده بود. متأسفانه بعضيها در ايران شيطنت كردند و مجله معتبر كيكر را از اتفاقي كه در هواپيما افتاده بود مطلع كردند تا آنها هم اين موضوع را به مسئولان اشتوتگارت بگويند.»
رضايي در ادامه ميگويد: «بعد از بازگشت به ايران طبق وظيفهاي كه داشتم به باشگاه پرسپوليس رفتم ولي مصطفوي گفت كه قطبي من را نميخواهد. من هم با دو باشگاه سايپا و صباباتري مذاكره كردم و در نهايت با صبا به توافق رسيدم و خوشحالم كه زيرنظر فيروز كريمي بازي خواهم كرد.»
شيث تأكيد ميكند: «براي هر فوتباليستي جداشدن از دو تيم محبوب پرسپوليس و استقلال سخت است ولي من به قطبي ثابت ميكنم كه خيلي راحت شيث رضايي را از دست داد. هفته چهاردهم و در بازي پرسپوليس و صباباتري قطبي را از تصميمي كه گرفت، پشيمان خواهم كرد.»
رضايي كه فصل گذشته بارها با قطبي اختلاف پيدا كرده بود ميگويد: «او از من و چند بازيكن ديگر مثل ماماني، آقايي و نيكبخت ميخواست تا در تمامي زمينهها مطيع او باشيم. اگر به آلمان نميرفتم مطمئن باشيد كه در پرسپوليس ميماندم، مثل نيكبخت كه مصطفوي واسطهاش شد تا بماند.»
شيث در پايان ميگويد: «مطمئن هستم كه تماشاگران پرسپوليس هميشه با من رفتار خوبي خواهند داشت، آنها هيچوقت بازيهاي خوب من مقابل استقلال را فراموش نخواهند كرد.»
منبع: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=63106
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:7  توسط محمد
|
فیلم مستند "ملف گند" (molfe gand) به کارگردانی محمود رحمانی و تهیهکنندگی حوزه هنری خوزستان در یک سکانس پلان 53 دقیقهای بدون کات تولید شد.
واحد خبر حوزه هنری اعلام کرد رحمانی با ساخت این مستند که یک سکانس پلان 53 دقیقهای بدون کات است موفق به حذف مرحله مونتاژ از روند تولید فیلم شد. "ملف گند" زندگی یک شهروند اهوازی به نام محمد غدیرزاده را به تصویر میکشد که کودکیهای او در جنگ از دست رفته است.
این فیلم برای حضور در جشنواره ایدفا کشور هلند زیرنویس میشود. ساخته آخر رحمانی همچنین برای شرکت در بخش مسابقه جشنواره سینما حقیقت نیز ارسال شده است. "نفت سفید" و "مدار صفر درجه" از دیگر ساختههای این جوان اهوازی است.
او پیشتر با این فیلمها از جشنوارههای داخلی و خارجی IDFA هلند، Dureel فرانسه و medfest ایتالیا جایزه برده است. ملف گند اصطلاحی رایج در جنوب کشور و به معنی نفوس بد است.
منبع: http://www.cinetmag.com/ShowNews.asp?ID=2312
+
نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 17:26  توسط محمد
|
فریدون جیرانی: مسعود كیمیایی امروز بعد از 50 سال فعالیت در سینما، ساخت 25 فیلم بلند و دو فیلم كوتاه در حالی كه فیلمنامه 26 فیلم بلندش را نوشته و آماده فیلمبرداری دارد 68 ساله شد. او سومین فرزند یك پیمانكار شركت نفت بود كه در آخرین ساعات هفت مرداد 1320 در خیابان چراغ برق یا چراغ گاز در كوچه سراجالملك به دنیا آمد. مسعود كیمیایی 18 ساله بود كه با ساخت افكت، همكار شاخصترین كارگردان نسل اول سینمای ایران (ساموئل خاچیكیان) شد. فاصله سنی او در این سال با خاچیكیان 17 سال بود. 22 ساله بود كه دستیار «پرویز دوایی» در تهیه و تنظیم فصلنامه «مولن روژ» شد. بسیاری از شعارهای فیلمهای استودیو مولن روژ را در این فصلنامه مسعود كیمیایی نوشته است. همین همكاری موجب شد دستیار ساموئل خاچیكیان در فیلم «خداحافظ تهران» شود كه برای این استودیو ساخته میشد. وقتی دستیار شد 24 سال داشت. دو سال بعد از این دستیاری اولین فیلمش را با فیلمنامه خودش برای همین استودیو ساخت. وقتی «بیگانه بیا» به نمایش عمومی در آمد و پرویز دوایی بهترین منتقد آن دهه در مجله سپید و سیاه نقدی بر آن نوشت، 27 سال داشت. در همین سال به پیشنهاد بهروز وثوقی دومین فیلمنامهاش را به نام قیصر به استودیو آریانا فیلم در خیابان تختجمشید (طالقانی فعلی) برد تا عباس شباویز مدیرعامل استودیو آن را بخواند. شباویز برخلاف اخوانها فیلمنامه را پسندید و هنوز سال تمام نشده بود كه فیلمبرداری فیلم در یك ترشیخانه جنوب شهر شروع شد. دی ماه 48 با استقبال وسیع مردم و منتقدین از قیصر یكدفعه مسعود كیمیایی 28 ساله به عنوان دومین كارگردان نسل دوم فیلمسازی در ایران (داود ملاپور اولین بود) مطرح و معروف شد. در همین ماه وقتی ابراهیم گلستان و نجف دریابندری در روزنامهها از قیصر تعریف كردند، این جوان 28 ساله، ساكن جنوب شهر عاشق فیلمهای وسترن را كه تا قبل از قیصر اصلا زندگی روشنفكرانه نداشت به محافل روشنفكری نزدیك كرد. پیروزی در دو جبهه روشنفكران و مردم و جوایزی كه قیصر در ابتدای سال 49 گرفت و بهویژه شیفتگی نسل جوان و باسوادی كه در انتهای دهه 40 و آغاز دهه 70 میلادی در جستوجوی قهرمانی در سینما بود تا آرمانهایش را در عمل و حركت او ببیند، كیمیایی 29 ساله را در پایان این دهه و آغاز دهه جدید میلادی در جایگاه یك فیلمساز جامعهگرا نشاند (عنوانی كه هنوز یدك میكشد). فكر نمیكنم این موفقیت سریع و پرشتاب در این سنین و در آن سالها، سالهای بسته سینما برای فیلمسازی در سینمای ایران پیش آمده باشد، كیمیایی یك استثناست. اگر در سال 48 ما متولدین دهه 30 بعد از نمایش قیصر شیفته او شدیم در سال 58 بعد از نمایش كپیه كامل گوزنها متولدین دهه 40 بودند كه به شیفتگان او اضافه شدند و اگر در سال 68 بعد از نمایش «دندانمار» و در سال 78 بعد از نمایش اعتراض و... در جوامع سیاستزده جهان سوم كه هنر تحتالشعاع سیاست است و نسلی هنوز در جستوجوی قهرمان است و آرمانخواهی هست و آرمان خواهان هستند، این كیمیایی 67 ساله هم به عنوان فیلمساز جامعهگرا هست.
منبع:سینمای ما
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 20:7  توسط محمد
|
نامه ی محسن یگانه درباره ی پخش اینترنتی آلبوم نفس های بی هدف
مدت کمی است که از پخش آلبوم من می گذرد و در این مدت سایت های پر تلاش انتشار موسیقی در ایران از من تا جایی که در توان داشتند حمایت کردند , زیرا بنا به شرایط و محدودیت های موجود در جامعه فعلی سابقه کارهای مجاز اینگونه نبوده.
شخصا آنگونه که از دست من بر می آید به عنوان یک اطلاعیه از سوی هنرمند کوچکی از خانواده بزرگ هنر موسیقی این سرزمین از مدیران آن سایت هایی که آلبوم من را صرفا بابت تبلیغ کار و با کیفیت پایین قرار دادند تشکر نمایم و شخصا در مورد سایت هایی که بر خلاف هدف من آلبوم را با کیفیت بالا قرار دادند به احترام مشقت و زحمت فراوانی که در راه تهیه این آلبوم کشیده ام به عنوان برادر کوچکتر تقاضا دارم که آلبوم را با کیفیت بالا قرار ندهند تا مردم به صورت اورجینال آلبوم را خریداری نمایند که این خود نوعی فرهنگ سازی برای اعتلا و ارتقا هنر در این سرزمین می باشد زیرا شخصا فکر نمی کنم که این مبلغ ناچیز رقم چندان سنگینی برای عزیزان و دوستان باشد.
از آنجایی که مدت هاست تلاش می کنم که صاحب رکورد فروش شوم خواهشمندم که مرا برای رسیدن به هدفم یاری نمایید , زیرا فکر نمی کنم که کار من از کارهای پرفروش دیگر دوستان چیزی کم داشته باشد.
اگر با نظر من موافقید پیام مرا به دوستان خود برسانید. راستی هرگز فراموش نمی کنم که خود شما بودید که با وقت گذاشتن برای گوش کردن به آهنگ هایم مرا به محسن یگانه امروز مبدل ساختید. نه تنها امروز بلکه هرگز این لطف شما را فراموش نمی کنم.در پایان به نکته هم باید اشاره کنم که این آلبوم آن چیزی نبوده که من برای آن برنامه ریزی کرده بودم .ان شاءالله آلبوم بعدی آلبومی خواهد بود که نه من و نه دیگران نتوانند تکرارش کنند و در ذهن ها و قلبها به یادگار بماند.همه شما عزیزان را دوست دارم.
برادر کوچک شما , محسن يگانه
منبع: http://www.ganja2music.com/article1269.html
+
نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 11:26  توسط محمد
|
اول از همه باید به خودم تبریک بگم که فردا تولدمه.سالها پیش یکی از نوابغ عرصه ی وبلاگ نویسی به دنیا آمد و الان ۱۹ سال از اون لحظه میگذره.بدم نمیاد این پست رو طولانی کنم اما الان وقت و حوصلش رو ندارم.
احتمالا این پست به زودی تکمیل میگردد!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 19:28  توسط محمد
|