چند روزی بود منتظر آلبوم کما۲ حمید عسکری بودم.توی نمایشگاه که از داریوش شهریاری(که توی این آلبوم ۲ ترانه داره) پرسیدم گفت دوشنبه ۴ آبان.توی اتفاق نو نوشته بود ۵ آبان.تقریبا هر روز به کتابفروشی سر میزدم تا ببینم خبری از آلبوم هست یا نه.به غیر از دیروز دوشنبه.چند دقیقه پیش توی سایت فارس کیدذ خبر انتشار آلبوم رو به همراه قطعه ی اول(فرشته) برای دانلود دیدم. زیاد جذبم نکرد.راستش تا بیت اولشو((چند روزه که دلم میگه،عاشق تو شدم دیگه)) شنیدم یاد آهنگ لکنت از بنیامین افتادم.ولی الان برای اظهار نظر زوده.
هر وقت آلبوم رو به صورت تمام و کمال شنیدم نظرمو میگم.
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 2:2  توسط محمد
|
چند وقت پیش در مورد آهنگ حس تازه نوشته بودم.الان که آلبوم فصل من رو به طور کامل گوش کردم متوجه شدم به غیر از حس تازه آهنگ های قشنگ دیگه ای هم وجود داره.مثل قطعه ی اول (بیداری) و قطعه ی چهارم(تردید).هلن با این آلبوم بازگشت موفقی داشته.تا اونجایی که میدونم ترانه سرای تمام قطعات این آلبوم روزبه بمانی ترانه سرای اصلی آلبوم بی خوابی از سعید شهروزه.به نظرم روزبه نقش انکار ناپذیری توی هر دو آلبوم داشته. توصیه میکنم آلبوم هلن رو از دست ندین.
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 22:10  توسط محمد
|
مرگ مایکل جکسون خبری بود که رسانه های جهان رو در دو روز اخیر به خودش متمرکز کرد و تا حدود زیادی موجب دور شدن شبکه های خبری از اتفاقات چند وقت اخیر ایران شد . کسی که سلطان پاپ دنیا نام برده میشه.
سعی میکنم بیشتر وبلاگ رو آپ کنم و از اینکه وبلاگم رنگ و بوی سیاسی بگیره خوشم نمیاد.
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 13:29  توسط محمد
|
قسمت دوم فیلم تبلیغاتی میرحسین دقایق پیش پخش شد.خوشم اومد.مخصوصا قسمت هایی که روی بگم؟بگم؟ تاکید داشت و اون قسمت از مناظره با کروبی که میرحسین دلشو به دریا میزنه و اعتراض میکنه. الانم که مناظره ی محمود با محسن در حال پخشه.امیدوارم مناظره ی آخر برای ما شادی آور و خنده دار باشه.
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 22:57  توسط محمد
|
برداشت من از مناظره ی دیشب مهدی کروبی با محمود احمدی نژاد این بود که احمدی نژاد سعی داره با فرافکنی و فرار از پاسخگویی به سوال هایی که ازش میشه خودش رو برنده ی مناظره نشون بده.
باورم اینه که هنوز طرفداران احمدی نژاد مثل گذشته به دفاع و تبلیغ ازش ادامه میدن چون توی جهلی هستند که خروج ازش آسون نیست.
مطرح کردن بحث هایی که دردی رو دوا نمیکنه(مثل نشون دادن نمودار)جزو اهداف اصلی احمدی نژاد در شب گذشته بود.
گرچه مهدی کروبی شاید بنا به دلایلی مثل مصلحت اندیشی نتونست پاسخی دندان شکن ارائه کنه ولی ازش ممنونم که سعی خودش رو برای تخریب رقیبش(همیشه با تخریب موافق نیستم ولی کارهای احمدی نژاد به قدری اعصاب خرد کن بوده که جوابی بهتر از تخریب نداشته باشه) انجام داد.
نکته: با همه ی این اوصاف من طرفدار میرحسین موسوی ام.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 13:33  توسط محمد
|
جوی که چند شب اخیر و به خصوص امشب توی خیابونا دیدم منو به وقوع اتفاقات جالب امیدوار و خوشبین کرده.حامیان میرحسین کم نیستند و از طرفی احمدی نژاد با نشون دادن بی تدبیری خودش توی مناظره اش با میرحسین تا حدودی موقعیت خودشو به خطر انداخت.هر چند هنوز هم عده ای از سر جهالت و شاید هم چیزای دیگه که اینجا ذکر نمیکنم طرفدار پر و پا قرص احمدی نژادند.
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 1:23  توسط محمد
|
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، ميرحسين موسوي كانديداي اصلاحطلب انتخابات رياست جمهوري دهم لحظاتي پيش با حضور در ستاد انتخابات كشور، كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري شد.
موسوي با تحويل مدارك ثبت نام خود و همچنين طي مراحل لازم براي ثبت نام، رسما كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري شد.
انتخابات رياست جمهوري دهم در روز 22 خرداد ماه برگزار خواهد شد.
**********************************************
در موردش بعدا به تفصیل خواهم نوشت.در شرایطی که خاتمی انصراف داده گزینه ای بهتر از میرحسین نمیشناسم و فکر نمیکنم باشه.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:59  توسط محمد
|
محمد مايليكهن به عنوان سرمربي جديد تيم ملي فوتبال ايران انتخاب شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پس از نشست هاي مختلف در فدراسيون فوتبال با حضور مسوولان و كارشناسان اين رشته، سرانجام محمد مايليكهن مربي اسبق تيم ملي فوتبال به عنوان سرمربي جديد تيم ملي انتخاب شد.
محمد مايليكهن، امير قلعه نويي، افشين قطبي و محمود ياوري گزينههاي مدنظر فدراسيون فوتبال براي هدايت تيم ملي بودند كه در نهايت محمد مايليكهن سكان هدايت تيم ملي فوتبال ايران را برعهده گرفت.
9 روز پيش و پس از شكست ايران به عربستان در تهران، علي دايي از سمت سرمربيگري تيم ملي ايران بركنار شده بود.
مايلي كهن هدايت تيم ملي فوتبال در سه ديدار حساس ايران برابر كرهشمالي، امارات و كرهي جنوبي در چارچوب رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2010 را برعهده دارد.
*****************************************************
انتخابش واسه من خبر خوشی نیست ضمن اینکه دستیارش منصور ابراهیم زاده سرمربی تیم دوم لیگ یعنی ذوب آهنه. در نهایت سعی میکنم نسبت به این اخبار بی تفاوت باشم چون راه دیگه ای ندارم.
منبع:ایسنا و خودم
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 22:21  توسط محمد
|
علي كفاشيان در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس با تائيد خبر بركناري علي دايي از سمت مربيگري تيم ملي تاكيد كرد: با توجه به اينكه در زمان محدود بايد 3 مسابقه رسمي و 3 ديدار دوستانه برگزار كنيم ترجيح مي دهيم در اين وضعيت حساس از ميان مربيان ايراني كه شناخت خوبي از فوتبال كشور دارند يكي را به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب كنيم.
رئيس فدراسيون فوتبال ادامه داد: چند گزينه مد نظر ما است كه در جلسه امروز بررسي ميكنيم. افشين قطبي يكي از گزينه هاي هدايت تيم ملي ايران است اما تاكنون تماسي با وي نداشتيم.
كفاشيان درباره نحوه عملي كردن تعهدات فدراسيون فوتبال در خصوص دايي گفت: قبل از ديدار با عربستان به همه تعهداتي كه به علي دايي داشتيم عمل كرده و به طور رسمي از امروز قرارداد دايي با فدراسيون به پايان رسيده است. من امروز صبح با دايي تماس گرفتم و از زحماتي كه وي براي تيم ملي كشيده تشكر كردم.
كفاشيان در پاسخ به اين سئوال كه آيا احتمال حضور يك مربي خارجي روي نيمكت تيم ملي ايران وجود دارد يا خير، چنين عنوان كرد: به دليل محدوديت زماني نمي توانيم مربي خارجي به تيم بياوريم. هدف ما حضور يك مربي داخلي كه شناخت كامل و تجربه بالايي دارد؛ است.
وي افزود: در ديدار دوستانه برابر سنگال روته مولر به همراه ساير اعضاي فني غير از علي دايي هدايت تيم ملي را بر عهده خواهد داشت اما اگر تا فردا گزينه اي نهايي شود مسئوليت سرمربيگري را به مربي جديد واگذار خواهيم كرد.
رئيس فدراسيون درباره نحوه بر كناري دايي گفت: اين تصميم همه اعضاي هيات رئيسه بود كه امروز به اين نتيجه رسيدند. ما مقابل عربستان شكست بدي را تجربه كرديم. با وجود همه مشكلات به آينده اميدوار هستيم. بازيكنان ايراني نشان دادند كه در مواقع دشوار كارهاي بزرگي انجام مي دهند. اميدوارم با كسب 3 پيروزي مقابل كره شمالي، كره جنوبي و امارات راهي جام جهاني 2010 شويم.
منبع:خبرگزاری فارس
+
نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 21:22  توسط محمد
|
چقد سخته که رضا صادقی بعد از مدت ها انتظار آلبومی رو منتشر کنه که چند آهنگش قبلا روی اینترنت لو رفته و تازگی زیادی برای مخاطب نداره.متن ترانه های ((میخوام تو رو)) و ((چقد سخته)) از آلبوم ((چقد سخته)) در زیر هست.بخونیدش.
(توجه: گویا آلبومی که توی سایت های اینترنتی منتشر شده آلبوم رسمی نیست!!!)
((میخوام تو رو))
می خوام تو رو که باشی ، جون بدی تا نمیرم
عزیز هم ترانه ، تو واژه هات اسیرم
میخوام تو رو که باشی ، تو دم دم نفس هام
تو لحظه های دردم ، محکم بگیری دستام
می خوام تو رو که باشی حتی اگه نباشم
حتی اگه تو رویا ، خیال رفته باشم
می خوام تو رو که باشی ، گم بشی تو وجودم
حتی وقتی نبودی ، من عاشق تو بودم
از من بخواه که باشم ، کم نیارم تو دستات
پرپر بشم تو حس خواب لطیف چشمات
از من بخواه که باشم ، بودنی رنگ موندن
حست کنم تو رگ هام عین ترانه خوندن
از تو می خوام که باشی ، باشم و باشه یاور
تو لحظه هام بمونی تا دمدمه های آخر
از تو می خوام که باشی تا که ترانه باشه
اگه یه روز بمیرم ، اگه یه روز بمیرم
اگه یه روز بمیرم ، رو شونه ی تو باشه
((چقد سخته))
چقدر سخته که عشقت رو به روت باشه ، نتونی هم صداش باشی
چقدر سخته که یک دنیا بها باشی ، نتونی که رها باشی
چقدر سخته
چقدر سخته که بارونی بشی هر شب ، نتونی آسمون باشی
چقدر سخته که زندونی بمونی ، بی در و دیوار ، نتونی همزبون باشی
چقدر سخته
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون ، غمش یک قطره بارونه
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه ، نتونی ناجیش باشی
چقدر سخته که رفتن راه آخر شه ، نتونی راهیش باشی
چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی ، بپوسی ، خسته ، ویرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ، ساکت شی ولی تو سینه داغون شی
چقدر سخته که یک دنیا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی
چقدر سخته که نزدیک خدا باشی ولی غرق ادا باشی
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش یک قطره بارونه
چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حسه بیرونه
منبع:خودم
متن ترانه ها از: ایران ترانه
+
نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 13:51  توسط محمد
|
با اين عبارات آشنا هستيد. نوروز 87، مسعود شصتچي آنقدر سر و صدا كرد كه حتي اعتراض برخي محافل مديريتي را نيز به دنبال داشت. اما مهران مديري از كار خودش دفاع كرد تا در نوروز 88، شاهد ادامه مرد هزار چهره باشيم. اينبار مرد دوهزارچهره قرار است مخاطبان را در كنار خنده به چالشي جدي نيز دعوت كند.
قرار بود عوامل سريال 15 قسمتي مرد دوهزارچهره ديروز در ورزشگاه راهآهن تهران صحنههاي مربوط به قسمت فوتبالي سريال را فيلمبرداري كنند ولي كار صحنههاي داخلي كمي بيشتر از حد معمول به طول انجاميد و به همين دليل طي دو، سه روز آينده مديري و همكارانش بخشي از فوتبال ايران را در قالب طنز به نقد ميكشند.
تمامي عوامل در فضايي استرليزه به سر ميبرند. خبري كه به لو رفتن داستان منجر شود و نبايد به بيرون درز پيدا كند. مجله «ايراندخت» گزارشي از اين مجموعه تهيه كرده بود كه چون مديري تصور ميكرد اين گزارش همزمان با ويژهنامه نوروزي روي دكهها قرار ميگيرد با تهيه آن مخالفتي نداشت.
ولي چاپ زودهنگام مجله فوق كه با لو رفتن بخشهايي از داستان همراه شد باعث گرديد عوامل مجموعه دست به سانسور شديد خبري بزنند. براي مثال زمان فيلمبرداي صحنههايي كه شصتچي با يك مربي مشهور خارجي اشتباه گرفته ميشود، هيچ عكاسي اجازه عكسبرداري ندارد.
قرار بود مرد هزار چهره با فوتبال به پايان برسد. اما دلايل مختلفي مانع آن شد تا تيم نويسندگان مرد دوهزارچهره بخشي از مجموعه جديد را به فوتبال اختصاص بدهند. پارسال حتي برنامهريزي ابتدايي براي حضور علي پروين و اينكه او شصتچي را با يك مربي خارجي اشتباه ميگيرد انجام شد ولي...!
در مرد دو هزار چهره مسعود از زندان آزاد شده و در فضاهاي متفاوتي قرار ميگيرد. كاراكتر خاصي از يك مربي مدنظر مديري نيست و تنها شايد چند جمله كليدي از زبان مسعود شصتچي باعث شود مخاطبان به ياد تكيه كلامهاي يك مربي خاص بيفتند كه احتمالا در رديف مربيان فعال داخلي قرار ندارد.
اين قسمت را اميرمهدي ژوله نوشته است. ژوله خود زماني در روزنامههاي ورزشي مطالبي در مورد فوتبال به زبان طنز مينوشت كه همين باعث ميشود منتظر نگاه حرفهايتري به فوتبال در سريال مرد دوهزار چهره باشيم.
سعي شده رفتار مربيان، بازيكنان و تماشاچيان فوتبال در حد مقدورات مورد توجه قرار گيرد اما نكته مهم اين است كه به همهچيز خيلي كلي پرداخته ميشود. به عبارتي مخاطبان به اندازه مسعود شصتچي ميتوانند با فوتبال ارتباط برقرار كنند.
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 21:54  توسط محمد
|
خبرگزاري ايپنا، ديروز صبح متني را به قلم محمد نصیری به عنوان نويسنده ميهمان روي خروجي خود قرار داد. متن از طنزي گزنده و در عين حال شيرين برخوردار است. حيفمان آمد آن را نخوانيد:
با سلام؛ باري، اگر احوالات اين فوتبال حقير سراپا تقصير را جويا باشي، بايد خدمت جنابعالي عرض كنيم كه به شما هيچ ربطي ندارد كه حال ما چطور است. به فرض كه حال ما خراب باشد؛ تو دكتري؟ مهندسي؟ سرداري؟ حاجي يا مديري كه درباره فوتبال اظهار نظر ميكني؟ شكر خدا فقط در پرسپوليس بازي ميكني و توي تيم ملي هم راهت نميدهند كه حداقل دلمان خوش باشد دو شغلهاي و حذف دوشغلهها به قول رئيس محترم سازمان، به ورزش لطمه ميزند.
علي كريمي هستي، باش، براي خودت هستي. اين كه دليل نميشود تا حالا چك برگشتي داشتي كه درباره مديريت اظهارنظر ميكني؟ علي كريمي هستي كه هستي. ما هم يك همسايه داريم كه وانت دارد؛ پس ما هم بياييم درباره مديريت ورزش نظر بدهيم؟! سابقه بازي ملي داري كه داري؛ به كسي چه مربوط؟ با آن همه سابقه ملي چند كيلو ماست ميدهند كه بروي يك گوشه بنشيني نان وماستت را بخوري؟ بنده خداها اين مديران زحمتكش ورزش ما اين همه ماستمالي ميكنند صدایشان در نميآيد؛ بعدا تو هم نوبرش را آوردي با چهار تا دريبل؟ تا حالا لگد به دم گربه زدي؟ مردم چهار بار بيشتر تور دروازه مالديو را پاره كردهاند، آنقدر تواضع دارند كه هيچ وقت حاضر نميشوند بگويند بالاي چشم مديريت فدراسيون و باشگاه پرسپوليس ابرويي هم هست. به قول آقاي مديرعامل، تو بهتر است “به بازي خودت” بپردازي و به بازيهاي مديريتي كاري نداشته باشي. ما كه خود فوتبال باشيم از اين شرايط گلهاي نداريم؛ تو چه كارهاي كه انتقاد ميكني؟ به فرض كه يك نفر هم اين وسط بخواهد پورسانت مربي خارجي را بگذارد توي جيباش. تو بخيلي؟ از ارث پدريات كم ميشود؟ عقده “خود كم وكيل و وصي مردم بيني” داري؟ كسي به تو گفت حرف بزن؟ مگر آقايان مسئول مرده باشند و از روي جنازه بعضي ها بخواهي حرف بزني. اصلا حرف باد هواست نميگويي حرف ميزني باد توي هوا ميپيچد، درختان كج ميشوند، لايه اوزن سوراخ ميشود؟ پس ما مدير انتخاب كرديم كه تو بيايي حرف بزني؟ مگر مدير ما اينجوري است كه فرصت اظهارنظر به امثال تو برسد؟ همين الان ميروي دهانت را آب ميكشي و همه مصاحبههايت را مثل يك آدم شجاع تكذيب ميكني. تا اطلاع ثانوي هم حق حرف زدن نداري. از گل به آقايان كمتر بگويي همه ناراحت ميشويم. فعلا تو راهم مثل آن يكي از صحنه خودمان( فوتبال) حذف ميكنيم تا براي بقيه درس عبرتي باشد. كاري نكن سيستم sms موبايلت دچار كابل برگردان شود، اوكي؟!
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:23  توسط محمد
|
سینمای ما - «احمد آقالو» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون امروز پس از يك دوره بيماري به علت سرطان درگذشت.
اين بازيگر كه در 3 روز گذشته شرايط وخيمي را پشت سر گذاشت، دیشب در منزلش به دليل سرطان استخوان در گذشت.
در سالهاي اخير به دليل شدت بيماري، اين هنرمند ديگر در برنامههاي تلويزيون شركت نميكرد و بيشتر در اجراي برنامههاي راديويي فعاليت ميكرد.
احمد آقالو متولد 1328 قزوين، فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را پس از گذراندن دوره شش ماهه بازيگري در هنرستان آزاد هنرپيشگي دانشكده هنرهاي دراماتيك آغاز كرد.
بازي در فيلم «دادشاه» به كارگرداني حبيب كاوش نخستين تجربه سينمايي اوست. از ديگر فعاليت هاي آقالو ميتوان به دوبلاژ، راديو، بازي در تئاتر و مجموعههاي مختلف تلويزيوني اشاره كرد.
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 21:24  توسط محمد
|
افشين قطبي از سرمربيگري تيم فوتبال پرسپوليس استعفا كرد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) قطبي كه از شرايط موجود در باشگاه پرسپوليس بسيار ناراحت و ناراضي بود شب گذشته استعفاي خود را تقديم باشگاه پرسپوليس كرد و راهي دبي شد.
قطبي عصر ديروز پس از پايان تمرينات اين تيم نشستي را با كادر فني برگزار كرد و مربيان اين تيم را در جريان تصميم خود قرار داد.
قطبي به خبرنگار ايسنا، گفت: هنگام بازگشتم به ايران مسوولان باشگاه پرسپوليس وعدههاي زيادي در خصوص فراهم كردن شرايط مناسب براي حضور در ليگ برتر و ليگ قهرمانان آسيا داده بودند اما بسياري از آنها فراهم نشده است و ما در حداقل شرايط كار ميكنيم.
قطبي گفت: ديگر برنميگردم، شايد براي پيگيري كارهايم يك بار ديگر به تهران بيايم.
منبع:ایسنا
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:8  توسط محمد
|
بالاخره اتنظارها به پایان رسید و No Name منتشر شد.
از امروز پخش آلبوم در شهرستان ها آغاز شده و از فردا هم
آلبوم با تیراژ بالا در تهران پخش می شود ... همچنین طبق
پیش بینی شرکت پخش (آوای نکیسا) No Name تا شنبه
در سراسر ایران و جهان پخش خواهد شد...
از همه دوستان گلم خواهش می کنم آلبوم رو فقط به صورت
اورجینال تهیه کنن که هم پاسخی به زحمات بابک داده باشن
هم انگیزه شرکت پخش (آوای نکیسا) رو برای تهیه و تولید بالا ببرن.
ضمنا به خواست بابک تشکر می کنم از همه دوستانی که در این مدت
همیشه همراه و حامی بابک بودند.
خصوصا مسئولین محترم وزارت هرهنگ و ارشاد اسلامی ـ شرکت آوای نکیسا
به مدیریت جناب آقای غلام علمشاهی ـ استودیو DP_Melody به مدیریت
پوریا حیدری عزیز ...
تمام دوستان مطبوعاتی که همواره آلبوم رو پوشش خبری دادن و همه ی عزیزانی
که در مدت تهیه و تولید و پخش این آلبوم همسفر پرواز و هم نفس خستگی های
بابک بودند .
و متشکریم ... متشکریم از همه شما هوادارن عزیز مهربون که شوق و انگیزه بابک
بودید برای پرواز در آسمان پر همهمه و شلوغ موسیقی ایران .
و تبریک می گیم ... تبریک می گیم به بابک به خاطر پخش آلبومش و همچنین به
خاطر داشتن هواداران عزیز و مهربونی مثل شما ...
به شما هم تبریک می گیم به خاطر داشتن حسن سلیقه در انتخاب هنرمند خوب و
با اخلاقی مثل بابک 
.
منبع:وبلاگ اختصاصی بابک جهانبخش
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 22:7  توسط محمد
|
بالاخره یه شاخه نیلوفر شکفت. محسن چاوشی بعد از نزدیک به 4 سال پشت خط مجوز بودن بالاخره مجاز شد و اولین آلبوم رسمی خودش رو امروز 23 مهر 87 منتشر کرد. آلبومی که میتونه خیلی خیلی پر سر و صدا باشه و بقیه ی خواننده ها رو به خودشون بیاره. نمیدونم خود محسن یادش هست یا نه اما چند سال پیش توی یکی از آهنگهاش میگفت: حالا روزا همشون سه شنبه اند / لعنت خدا به این سه شنبه ها.شاید خودش فکر نمی کرد اولین اثر مجازش توی یکی از سه شنبه ها منتشر بشه.
از لحاظ اخلاقی شناخت دقیقی از محسن ندارم ولی حرفای که این ور و اون ور در موردش شنیدم باعث شده که زیاد از خودش خوشم نیاد اما همیشه مثل خیلی ها شنونده ی آهنگهاش بودم.
انتخاب محمدرضا آهاری هم به عنوان تنظیم کننده یک انتخاب درست و به جا محسوب میشه و تنظیم هاش رنگ و بوی تکرار نمیده.
اشعار حسین صفا و امیر ارجینی هم پر از سوژه های نو و بدیعه.
یه شاخه نیلوفر اولین آلبومی بود که با بسته بندی digipack خریدم و بابت پرداخت 4000 تومان پول براش اصلا پشیمون نیستم. گر چه هیچوقت توی خواب هم نمیدیدم که برای یک آلبوم مجاز انقدر خرج کنم.
در پایان امیدوارم اولین اثر مجاز محسن چاوشی پرفروش ترین اثر سال 87 بشه.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 22:21  توسط محمد
|
الان دیدم که توی وب سایت اختصاصی محسن چاوشی تاریخ انتشار آلبوم به سه شنبه ۲۳ مهر موکول شده. اینم توضیح شرکت آوای باربد در این مورد:
http://www.mohsenchavoshi.ws/images/news/barbad25news.jpg
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 14:40  توسط محمد
|
سميرا مخملباف، كارگردان جوان ايراني در بيمارستاني در شهر پاريس بستري شد. خبرگزاري فرانسه اعلام كرد، سميرا مخملبا» پيش از سفر به كرهجنوبي براي حضور در جشنواره فيلم «پوسان» به علت مشكل تنفسي سريعا به بيمارستاني شهر پاريس منتقل و بستري شد. بر اساس اعلام برگزاركنندگان جشنواره پوسان، «سميرا مخملباف» شب گذشته (پنجشنبه) در پاريس تحت مداوا و مراقبتهاي پزشكي قرار گرفت. اين در حاليست كه پيشتر اعلام شده بود او پس از ورود به كرهجنوبي بيمار شده است.
سميرا مخلمباف كه يكي از اعضاي هيأتداوران بخش جنبي «جريان نو» جشنواره پوسان است، هفته گذشته جايزه ويژه هيأتداوران جشنواره سنسباستين اسپانيا را براي «اسب دوپا» دريافت كرده بود. وي همچنين در جشنواره فيلم تورنتو بهعنوان مدرس كارگاه استعداد حضور يافت.
اين كارگردان جوان تاكنون كسب افتخارات سينمايي معتبري چون جايزه منتقدين بينالمللي جشنواره لوكارنو در سال 1998 براي فيلم «سيب»، جايزه ويژه هيئتداوران جشنواره تسالونيكي در سال 1998 براي فيلم
«سيب»، جايزه ويژه هيئتداوران جشنواره كن در سال 2000 براي فيلم «تخته سياه»، مدال
فدريكو فليني از سازمان يونسكو در سال 2000 براي فيلم «تخته سياه» و جايزه بزرگ كليساهاي جهان از جشنواره كن در سال 2003 براي فيلم «پنج عصر» را تجربه كرده است.
منبع:ایسنا
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 14:1  توسط محمد
|
بعد از شوکی که فرزاد فرزین به موسیقی پاپ وارد کرد سعید شهروز هم آلبوم بی خوابی رو در آستانه ی عید فطر وارد بازار کرد تا خواب رو ار چشمامون بگیره.آلبومی که میتونه موسیقی پاپ ما رو یه تکون اساسی بده.آلبومی که از مثلث بهروز صفاریان،مهدی یراحی و روزبه بمانی سود میبره قطعا میتونه حرفای زیادی برای گفتن داشته باشه.بعد از شبح که حدود ۹ ماه پیش منتشر شد خبری از بهروز نبود اما این آلبوم بازگشت با شکوهی برای او خواهد بود. سعید شهروز هم بعد از ۳ سال قطعا کار تازه و بدیعی رو روانه ی بازار کرده.
اگر چه بودن عشق است و عشق ، بودن
اما چگونه بودن مهم است
نه بودن ،
بی خوابی درد فراموشی است و
درمان چشمهایی که زیاد بسته اند
سکوت چند شبه چند ساله شد
چند سال بیداری من ، شد همین بی خوابی
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 14:13  توسط محمد
|
این هم متن کامل ترانه ی شوک با صدای فرزاد فرزین.
ضمن اینکه شعر، آهنگسازی و تنظیمش به عهده ی خودش بوده.
طبق اون چیزی که روی اینسرت آلبوم نوشته شده فرزاد فتاحی هم در تنظیم این آهنگ نقش داشته.
یه روز برفی از پیشم رفتی
با چشات گفتی دوباره
واست بهارم دل و میزارم
این تنها یادگاره
عشق تو شوک بود به قلب خستم
ببین که بی تو شکستم
نکنه بمیرم تو رو نبینم یخ کنه دستای خستم.
هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه ارزومه
کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت ارزومه
عشق تو شوک بود عشق تو شوک بود
عشق تو شوک بود عشق تو شوک بود
همیشه پاییز وقتی تو نباشی
قلبم بی تو این جا میگیره
بعد تو نه دریا ، نه طلوع فردا
نمیتونه جا تو بگیره
کاشکی میشد عکس لحظه رو بگیرم
تا پیشم بمونی عزیزم
بدون هر جا باشی یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم
هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه ارزومه
کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت ارزومه
هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه ارزومه
کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت ارزومه
همیشه پاییز وقتی تو نباشی
قلبم بی تو این جا میگیره
بعد تو نه دریا ، نه طلوع فردا
نمیتونه جا تو بگیره
کاشکی میشد عکس لحظه رو بگیرم
تا پیشم بمونی عزیزم
بدون هر جا باشی یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم
هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه ارزومه
کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت ارزومه .
منبع: ایران ترانه
+
نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 21:58  توسط محمد
|
بالاخره و بعد از مدت ها انتظار فرزاد فرزین یه شوک به بازار موسیقی داد و طبق اخبار منتشر شده توی اینترنت آلبومش دیروز منتشر شد. این هم قسمتی از ترانه ی ((بن بست)) که میتونه یکی از بهترین آهنگ های این آلبوم باشه:
آره اشک به چشم تو خیلی میاد
انگار احساس منم غمگینه
شاید این معجزه باشه، شاید
روی خورشید داره بارون میشینه
حرف بزن بگو که پشت این نگاه
پشت این گریه ها چی پنهونه
اگه تلخه اگه نا گفتنیه
راز این سکوتو کی میدونه؟
منبع:خودم و اتفاق نو
+
نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 17:34  توسط محمد
|
نتيجه مايوسكننده استقلالاهواز مقابل استقلالتهران بازتابهاي مختلفي داشته. شكست مقابل تيم هفدهم جدول چيزي نبود كه از تيم اكبر ميثاقيان انتظار ميرفت آن هم نه با يك نتيجه معمولي. اكبر ميثاقيان، سرمربي استقلالاهواز پس از پايان بازي در پاسخ به خبرنگاران درباره چرايي اين شكست اينچنين توضيح ميدهد: «فوتبال واقعيتهايي دارد و واقعيت تيم ما چيزي نبود كه اتفاق افتاد. البته استقلالاهواز توانايياش از نظر بازيكن همين نفراتي بودند كه در زمين حضور داشتند. مردم خونگرم اهواز ميدانند كه بيشتر بازيكنان اصلي استقلال اهواز در ابتداي فصل از تيم جدا شدند. با اين وجود ما تاكنون پنج امتياز گرفتهايم و بازيكنان تلاش خود را انجام ميدهند اما، بيشتر از اين نفراتي كه مقابل استقلال به زمين رفتند، بازيكن ديگري نداريم.» ميثاقيان در ادامه تصريح كرد: «در فوتبال اتفاقات عجيب و غريب زياد رخ ميدهد. در هر صورت ما آنقدر دچار مشكل بوديم كه مجبور شديم از بازيكناني چون جلالي و يحيينژاد كه بازيكنان خط مياني هستند در خط دفاع استفاده كنيم. ما در خط دفاع مشكلاتي داريم كه بايد برطرف شوند.» ميثاقيان افزود: «بازيكنان ما در زمين گيج شده بودند و اگر اين توانايي واقعي تيم استقلالاهواز باشد، من بيچارهام.» سرمربي آبيهاي استقلالاهواز در لابهلاي مصاحبه خود شكست را بهطور غيرمستقيم به گردن محمود ياوري مياندازد: «با اين حال معتقدم تيم ما بهتر ميشود. واقعيت استقلال اهواز 17 بازيكني هستند كه از اين تيم جدا شدهاند. من اين تيم را نبستهام. با اين حال معتقدم استقلال اهواز در اين بازي شايسته شكست بود، اما نه اينكه با شش گل مغلوب شود.» ميثاقيان در پاسخ به اين سوال كه مدافعان شما به هيچ كدام از توپهاي تيم استقلال نه نگفتند، گفت: «وقتي وضعيت تيم استقلال تهران بسيار خوب است و تمامي توپهاي آنها در چارچوب قرار دارد، طبيعي است كه مدافعان ما چارهاي جز آري گفتن ندارند.» ميثاقيان در پايان گفت: «من نميخواهم قولي بدهم و ديگر حرفي از برج ميلاد نخواهم زد، چرا كه از برج ميلاد خسته شدهام.»
منبع: دنیای فوتبال
+
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 22:17  توسط محمد
|
|
توقف پخش مجموعه مناسبتي «بزنگاه» که از سوي شوراي نظارت بر صدا و سيما درخواست شده بود با مقاومت مسوولان صدا و سيما عملي نشد و ديشب اين مجموعه مطابق زمان هميشگي روي آنتن شبکه سوم رفت.در حالي که سريال «بزنگاه»به کارگرداني رضا عطاران، مجموعه مناسبتي ماه رمضاني شبکه سه مورد توجه نسبي مخاطبان تلويزيوني قرارگرفته و طبق نظرسنجي ها، رتبه نخست استقبال را در ميان مخاطبان به خود اختصاص داده است، پافشاري حسين مظفر رئيس شوراي نظارت بر برنامه هاي صدا و سيما براي توقف پخش اين برنامه، ديروز با انتشار متني دستوري خطاب به عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما وارد فاز جديدي شد. در نامه يي که از سوي شوراي نظارت بر برنامه هاي صداوسيما ديروز به رسانه ها ارسال شده، خبر داده شد که؛ «با توجه به اعتراضات گسترده مردمي و بسياري از نخبگان و کارشناسان دلسوز حوزوي و دانشگاهي و همچنين انتقاد قبلي رياست شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما از ادامه هنجارشکني هاي غيراخلاقي و غيرشرعي و حتي غيرقانوني سريال «بزنگاه»، دستور توقف اين سريال طي نامه يي خطاب به رياست سازمان صداوسيما از سوي رياست شوراي نظارت ابلاغ شد.» در اين نامه ضمن تبيين رسالت صداوسيما به عنوان دانشگاه عمومي و وظيفه خطير اين رسانه در ارتقاي بينش فرهنگي جامعه آمده است؛ اگرچه رسالت صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان رسانه ملي و مهم ترين دستگاه فرهنگي، ارتقاي دانش و بينش و منش عمومي آحاد جامعه و گسترش ارزش ها، آرمان هاي اسلام و انقلاب به مخاطبان به ويژه نسل جديد است ولي متأسفانه محتواي برخي از سريال هاي توليدي شبکه صداوسيما، نه تنها در اين راستا نبوده بلکه متأثر از خاستگاه غربي آن، به عاملي براي رخنه و شکافي براي تهاجم فرهنگي و آسيب رساني بر پيکره فرهنگ و ديانت کشور مبدل شده است.وي در ادامه اين نامه باذکر نمونه هايي از بخش الفاظ رکيک و زشت در سريال بزنگاه آن هم در بهترين ساعت معنوي ماه مبارک رمضان از قبيل «خفه شو، اينقدر زر نزن، مي ترسم خريتش کار را خراب کنه، گاز بده لعنتي، تو کپه مرگت روبذار، درسته گاهي من خلم ولي تو هميشه خلي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينا رو از کدوم گوري پيدا کردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من بالا نيومده، آشغال بر، مرتيکه مزاحم، برو گم شو، احمق هاي ديوونه» و نمايش حرکات ناپسند از قبيل بازي با انگشتان دست که در عرف نماد يا معناي زشتي را متبادر مي کند، انتخاب سوژه مکرر آبريزگاه و دستشويي، توهين به والدين که در دستشويي مي گويد؛ «اينجا بوي آقاجون رو ميده» نتيجه گرفت که اين الفاظ تضاد آشکار با ايفاي رسالت فرهنگي سازمان صداوسيما دارد.رئيس شوراي نظارت در پايان اين نامه از مهندس ضرغامي خواست با توجه به تخلفات انجام شده و انتقادات شديد مردم، نسبت به توقف سريال مذکور اقدام عاجل معمول و نتيجه را به شوراي نظارت منعکس شود. در واکنش به اين نامه مدير شبکه سه سيما علي اصغر پورمحمدي در گفت وگو با خبرگزاري ها از توقف پخش اين مجموعه در شب هاي قدر و ادامه پخش آن تا روز عيد فطر خبر داد.
مدير شبکه سه با بيان اينکه مجموعه طنز «بزنگاه» پاياني بسيار خوب دارد، درباره نظر شوراي نظارت بر صدا و سيما درباره اين مجموعه گفت؛ به هر حال ما در کشوري آزاد زندگي مي کنيم که همه مي توانند در آن نظر خود را بگويند و حرف و نظر شوراي نظارت هم براي ما بسيار محترم است. نامه را از کم لطفي اعضاي شوراي نظارت بر برنامه هاي سازمان صداوسيما مي دانم و البته اطلاع ندارم که قانون تا چه حد دست شوراي نظارت بر برنامه هاي صداوسيما را براي توقيف پخش مجموعه هاي تلويزيوني باز گذاشته است. اما اگر دستور توقف ادامه پخش سريال از سوي مسوولان سازمان صداوسيما صادر شود من پخش اين سريال را متوقف خواهم کرد. وي در پايان گفت؛ به زعم من، اين کار مواجهه با افکار عمومي و ميليون ها مخاطبي است که تاکنون اين سريال را دنبال کرده اند، به طوري که تاکنون پربيننده ترين سريال سيما در ايام ماه مبارک رمضان بوده است. فشارها بر عزت الله ضرغامي در حالي به بهانه ايراد از سريال هاي ماه رمضان شدت مي گيرد که در چند روز گذشته سايت جهان نيوز از قطعي شدن عدم تمديد رياست ضرغامي براي يک دوره پنج ساله ديگر خبر داد و از صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم به عنوان يکي از گزينه هاي احتمالي براي جانشيني رئيس سازمان صدا و سيما ياد کرد. فشارهاي وارده بر صدا و سيما گرچه جنبه سياسي دارد، اما به نظر مي رسد روز به روز مديران مياني سازمان صدا و سيما را محافظه کارتر مي کند. به طور مثال بعد از انتقادات به سريال «ساعت شني»، هر نوع نگاه تلخ و واقعي به آسيب هاي اجتماعي از سريال هاي بعدي زدوده شد و بعد از انتقاد به سريال «پريدخت» سريال مناسبتي ماه محرم، مضمون «مثلث عشقي» به عنوان موضوع ممنوعه در آثار نمايشي مطرح شد. با اين اوصاف به نظر مي رسد نامه اخير شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما، مبني بر دستور توقف«بزنگاه»، مديران را به سمت و سوي ديگري خواهد کشاند که از اين پس، آثار نمايشي را تهي از الفاظ روزمره و به دور از واقعيت هاي اجتماعي خواهد کرد. در همين حال ديشب همزمان با پخش اين سريال روابط عمومي سازمان صدا و سيما اعلام کرد پخش اين سريال تا عيد فطر به جز ليالي قدر ادامه خواهد يافت. اين روابط عمومي تنها به اين توضيح بسنده کرد که «نظرات شوراي محترم نظارت بر سازمان صدا و سيما دلسوزانه بوده و همواره مورد توجه مديران و برنامه سازان رسانه ملي است.»
منبع:اعتماد |
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 16:29  توسط محمد
|
سلطان کوروش یغمایی در سلامت کامل و بدون کوچکترین مشکلی بسر میبره.
خبر شبکه صدای آمریکا که معلوم نبود از کجا سرچشمه گرفته توسط
کاوه یغمایی و بهزاد صادقی مدیر وبسایت کاوه تکذیب شد.
بهزاد صادقی که شخصا با من صحبت کرد تماسی با منزل یغمایی بزرگ گرفته بود
و با خود ایشان صحبت کرده بود که این یعنی کوروش یغمایی با ماست.
منبع: http://www.kouroshyaghmaei.mihanblog.com
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:39  توسط محمد
|
حامد حدادي به NBA پيوست. اين تعبير روياي تمام تماشاگران بسکتبال ايران است که در سال هاي گذشته هر وقت حامد حدادي را در سالن بسکتبال مجموعه ورزشي آزادي مي ديدند، تنها به يک آرزوي دست نيافتني فکر مي کردند؛ به اينکه بالاخره اولين بسکتباليست ايراني به NBA برسد. حامد حدادي اين آرزوي دست نيافتني را به واقعيت تبديل کرد.روز گذشته سايت مسابقات NBA خبر رسمي عقد قرارداد حدادي را با تيم «ممفيس گريزليز» منتشر کرد و حتي اين خبر را در صفحه نخست سايت قرار داد و اين در وضعي بود که حتي سايت هاي خبري معتبر ايران هم کمتر تمايلي به انتشار اين خبر داشتند.با وجود اين وقتي مي ديديد که «کريس والاس» نايب رئيس باشگاه ممفيس گريزليز از عقد قرارداد رسمي با حدادي خبر مي دهد و براي اينکه تماشاگران امريکايي ممفيس هم با تلفظ درست نام او آشنا شوند، فونتيک صحيح «حامد حدادي» در زبان انگليسي را هم شرح داده بود تا ديگر کسي نام او را اشتباه به زبان نياورد.حتي پيش از آغاز مسابقات بسکتبال المپيک هم شائبه انتقال حامد حدادي به NBA پيش آمده بود، اما پس از اينکه مشکلات سياسي مانع از حضور او در ليگ حرفه يي بسکتبال امريکا شده بود، در نهايت او يکي از 12 بسکتباليست «ممفيس گريزليز» براي فصل آينده NBA لقب گرفت. بسکتباليست 218 سانتيمتري ايران که 115 کيلوگرم وزن دارد و حتي کريس والاس نايب رئيس گريزليز از اصليت اهوازي او خبر داده، يکي از دو بسکتباليست گريزليز به حساب مي آيد که در المپيک 2008 حضور داشته. غير از او مارک گاسول سنتر تيم ملي اسپانيا که مدال نقره مسابقات را هم به گردن آويخت، در المپيک حضور داشت. به هر حال حدادي پس از اينکه چهارشنبه قرارداد رسمي خود را با گريزليز بست، به تهران بازگشت تا هفته آينده براي آغاز تمرينات به ايالات متحده برگردد. اولين بازي پيش فصل ممفيس در NBA، هجدهم مهرماه با هوستون خواهد بود. البته اين تنها يکي از هشت بازي پيش فصل ممفيس است تا دست آخر مسابقات NBA در دهم آبان ماه آغاز شود.البته ممفيس سال گذشته نمايش چندان جالبي در NBA نداشت. آنها که در کنفرانس غرب حضور داشتند در کنار «نيو اورلئان»، «سن آنتونيو»، «هوستون»، «دالاس» در دسته جنوب غرب حضور داشتند که در پايان مسابقات گروهي آنها با ثبت 22 پيروزي در کنار 60 شکست با معدل امتياز 268/0 از صعود به پلي آف بازماندند. البته آنها در پايان تنها از «مينه سوتا» و «سياتل» نمايش بهتري داشتند و در بين 30 تيم، از بدترين تيم ها بودند. البته اگر بدانيد حامد حدادي با ثبت رکورد 6/16 امتياز، 2/11 ريباند و 6/2 بلاک شات در هر مسابقه يکي از برترين بسکتباليست هاي المپيک 2008 پکن لقب گرفته بود، بايد به نمايش ممفيس در فصل جديد NBA اميد بيشتري داشته باشيد. البته اگر به ليست بسکتباليست هاي ممفيس در فصل جديد NBA نگاهي بيندازيم، به راحتي مي بينيم که او بلندقدترين بسکتباليست آنهاست. در کنار حدادي که 218 سانتيمتر قد دارد، مارک گاسول بسکتباليست اسپانيايي ممفيس با قامت 216 سانتيمتري و دارکو ميليچيچ بسکتباليست صرب با قد 213 سانتيمتر در ليست بلندقامت ترين بسکتباليست ممفيس حضور دارند. البته با وجود اين حدادي حکم بازيکن رزرو را براي «مارک گاسول» سنتر فيکس ممفيس خواهد داشت. به هرحال «مارک گاسول» در دو فصل گذشته پس از پايان مسابقات NBA در تيم «All Star» انتخاب شده ولي اين به معناي نيمکت نشيني محض حدادي در NBA نيست، چرا که در مسابقات بسکتبال حتي نيمکت نشين ها هم از چهار کوارتر بازي، يکي دو کوارتر را به زمين مي روند و همين فرصت براي حامد حدادي کافي است تا خودش را به عنوان يکي از بسکتباليست هاي NBA جا بيندازد.البته نبايد فراموش کرد انتقال حامد حدادي به ممفيس فضاي خوبي را در تالارهاي گفت وگوي هواداران اين تيم در اينترنت به همراه داشته، هرچند که همه بابت جذب يک بسکتباليست ايراني از سوي مديران ممفيس هيجان زده هستند، البته محمود مشحون رئيس فدراسيون بسکتبال که نقش تاثيرگذاري را در انتقال حامد حدادي به گريزليز داشت، روز گذشته گفت؛ «هرچند حامد حدادي بدون اطلاع به مديران فدراسيون بسکتبال به تنهايي به امريکا رفته، اما ما نه تنها با نهايي شدن اين قرارداد مخالفتي نداريم که حتي مي خواهيم زودتر اين اتفاق بيفتد.»البته مشحون از سفر يکي از مديران آژانس نقل و انتقالات بازيکنان خارجي NBA به تهران خبر داد. زمان اين سفر پس از پايان مسابقات قهرماني جوانان آسيا خواهد بود و البته هدف اين مسافرت عقد قرارداد نهايي ممفيس گريزليز با حامد حدادي است؛ اتفاقي که احتمالاً با حضور خبرنگاران ايراني در يک آيين ويژه رخ مي دهد. پس از اينکه تيم ملي بسکتبال ايران با60 سال وقفه در المپيک 2008 دومين حضورش در مسابقات بسکتبال المپيک را جشن گرفت، انتقال حامد حدادي مي تواند دومين اتفاق هيات بسکتبال ايران در يک ماه گذشته باشد؛ اتفاقي که به جذاب تر شدن بسکتبال بين تماشاگران ايراني ختم مي شود.نبايد فراموش کرد حدادي در کمتر از شش ماه چيزي حدود 90 بازي با ممفيس گريزليز انجام مي دهد و اين جريان خبري عظيمي را از NBA به ايران به وجود مي آورد.شايد با اين انتقال تماشاگران ايراني حتي بيش از پيش مسابقات NBA را دنبال کنند و حتي شايد صدا و سيما به پخش با تاخير مسابقات علاقه مند شود. لقب «گريزليز» که براي تيم بسکتبال ممفيس انتخاب شده، اشاره دارد به خرس هاي کوهستاني در آن بخش از ايالات متحده. پس با اين حساب بايد حضور حامد حدادي بين خرس هاي کوهستاني ممفيس را جشن گرفت.
منبع:اعتماد
+
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 15:50  توسط محمد
|
مهرداد رسولی: سال 1993 بود كه علي دايي در آخرين دقايق بازي با عمان در چارچوب مسابقات مقدماتي جامجهاني به ميدان آمد و در همان دقايق اندك به عنوان يك پديده، ديرك دروازه حريف را به لرزه درآورد./---------------------------------------------
حالا و پس از 15 سال دايي با ادبيات و رفتار نامتعارفش خود را به عنوان يك پديده ديگر در ژانري جديد مطرح كرده است. پديده غريبي كه تصوير عصبيترين مربي تاريخ فوتبال ايران در عرصه ملي را نمايان ميكند. 1- بدون شك موضعگيري دايي در برابر مربيان و مديران ليگبرتري در لغو بازيهاي هفته پنجم بيتاثير نبود. او 25 بازيكن خود را به نوعي در اردوي تيمملي حبس كرده و گفته:« تا بعد از بازي با عربستان به هيچ تيمي بازيكن نميدهم.» اين اقدام سرمربي تيمملي باعث شد تا مديرعامل چند باشگاه ليگبرتري روي خط برنامه 90 بيايند و با يك اتحاد كمنظير اعلام كنند ما به تيمملي بازيكن نميدهيم و از آنجايي كه برنامههاي فدراسيون فوتبال غيركارشناسي و سراسر ايراد است، سازمان ليگ با اين نوع تهديد كپ ميكند و بازيهاي هفته پنجم لغو ميشود. 2- ميروسلا و بلاژويچ استاد رفتار و برخورد اجتماعي بود و بهرغم اينكه مدت كوتاهي در فوتبال ايران به سر برد، بهخوبي ميدانست چه حرفي را كجا بزند و چه كاري را كي انجام بدهد تا حداقل از محبوبيت خود در ميان مردم براي پيشبرد اهدافش استفاده كند. او تا آخرين لحظات حضور خود در ايران و قبل از بازي با ايرلند جنوبي از محبوبيت خاصي در ميان مردم برخوردار بود. چيزي كه دايي بهرغم اينكه بزرگترين گلزن تاريخ فوتبال ايران است كاملا با آن بيگانه است. 3- دايي مسئوليت سنگيني را قبول كرده و براي اينكه بار چنين مسئوليتي را راحتتر به دوش بكشد بايد حداقل از حمايت يك طيف خاص از جامعه فوتبال برخوردار باشد. او بر سر در اختيار گرفتن بازيكنان مليپوش با باشگاهها اصطكاك دارد، از پشتوانه مردمي جالبي برخوردار نيست و با موضعگيري علنياش مقابل قلعهنويي و قطبي، جو ورزشگاه آزادي را به شدت عليه خودش كرده است. دايي حتي عليه رئيس فدراسيون هم موضع گرفت و گفت:« وقتي اين آقا وقت ندارد قرارداد من را تنظيم كند، من هم نميتوانم با فدراسيون كار كنم. دايي سازمان ليگ را هم متهم كرد كه براي عدم تداخل ليگبرتر با برنامههاي تيمملي فقط برنامه داده و با من تعامل نكرده است. 4- دايي ميگويد:« تعطيلي ليگ به من ربطي ندارد.» درحاليكه در فوتبال امروز دنيا تنها وظيفه مربي تمرين دادن و نشستن روي نيمكت نيست تعامل با رسانهها و تدوين يك تقويم كارشناسي شده و آگاهي از وضعيت باشگاهي بازيكنان از ابتداييترين كارهايي است كه سرمربي تيمملي بايد خود را مقيد به انجام آنها كند. تعطيلي ليگ به سرمربي تيمملي ارتباط مستقيم دارد. اينچنين است كه در فوتبال اروپا از مربي ملي با پيشوند رئيس نام ميبرند 5- دايره واژگان دايي هر روز كوچك و كوچكتر ميشود، كسي كه ميگويد:« در فيفادي نبايد در مورد تيمملي حرف بزند.» اين ادبيات منحصر به فرد عصبيترين مربي تاريخ تيمملي ايران است. او دچار عصيان كلامي شده و جواب هر گلوله را با خمپاره ميدهد. اما تا كي؟
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 13:58  توسط محمد
|
امیر قادری:۱-مهدي آذريزدي براي همه بچههاي نسل من، يعني مجموعه كتاب "قصههاي خوب براي بچههاي خوب". چند دفعه خوانده باشمشان خوب است؟ استاد برميداشت و حكايتهاي مربوط به كتابهاي قديمي را با زبان ساده و رواناش، به داستانهاي امروزي تبديل ميكرد. و يادم هست جلد دوم متعلق بود به حكايتهاي موجود در مرزبان نامه و از جمله داستاني بود كه اين روزها خاطره محوي از آن مدام توي سرم ميچرخد. بيست سال بعد از دوران دبستان كه براي اولين بار خواندماش. و گم شده بود و نميدانم چرا حالا دوباره توي ذهنام پيدا شده و به نظرم حكايت اين روزهاي ماست؛ در اين شهر و در اين دوران. ماجراي مردي كه به نيت خدا و براي كار خير، سراغ درختي ميرفت كه قطعاش كند. اما درخت به زبان آمد و گفت اگر اين كار را نكني، هر روز صبح، زير بالشات يك دانه اشرفي طلا پيدا ميكني. مردم هم خام شد و طمع كرد و رفت و هر روز صبح سكهاش برميداشت تا اين كه يك روز صبح از خواب بيدار شد و ديد كه از سكه خبري نيست. پس تبرش را برداشت و دوباره رفت سراغ درخت. اما درخت اين بار عوض اين كه بهاش وعده دوباره بدهد، زد و پدرش را درآورد. مرد گفت چرا دفعه اول اين كار را نكردي؟ مرد گفت دفعه اول نيتات خالص بود و به خاطر هدف ديگري آمده بودي، پس زورم بهات نميرسيد. اين دفعه اما به خاطر اشرفي آمده بودي. پس ديگر زوري نداشتي.
خب، به نظرم اين روزها اين مهمترين خطري است كه هر روز صبح تهديدمان ميكند. روز به روز از تعداد آدمهايي كه به خاطر درك و فهم خودشان، به خاطر آن چه بهاش اعتقاد دارند، آن چيزي كه ازش لذت ميبرند و نسبت بهاش احساس مسئوليت ميكنند و به خاطرش آفريده شدهاند؛ دست به انجام كاري ميزنند؛ كاسته ميشود. پس روز به روز، زورمان كمتر ميشود، تاثير كارمان كمتر ميشود. از درختهاي بيشتري كتك ميخوريم و هيچ كاري هم از دستمان برنميآيد.
2- اين همان نگراني ما از بازگشت دوباره قطبي به ايران هم هست. اين همان افشين قطبي، مربي پرسپوليس فصل قبل است؟ چرا دوباره برگشته سمت ما؟ سمت درخت؟ تبرش همان است؟ زورش كه كم نشده؟ و صداقت و تاثيرش؟
3- با اين وجود اما سي دي "مردان پرسپوليس" را از دست ندهيد. اين روزها در اغلب دكههاي مطبوعاتي آن را ميفروشند. درباره افشين قطبي و پرسپوليس فصل قبل است. پس تر و تازه و ناب و خالص است. از جمله وقتي قطبي قبل از نبرد نهايي با سپاهان، ميايستد در برابر بازيكنهايش و ميگويد: "شك نكنيد، پيروز ميشويد. قهرماني شما را بر ابرهاي آسمان نوشتهاند." او قهرمان شد چون شبيه آن آدمي بود كه براي اولين بار سمت درخت ميرفت.
4- نيلكلاس كيج بود كه در فيلم "بيرون آوردن مردگان" اثر مارتين اسكورسيزي، به پاتريشيا آركوئت ميگفت: اولين بار هميشه چيز ديگري است. قطبی برای به دست آوردن دل ما باید چیز تازهای رو کند. چیزی برای اولین بار.
5- و بالاخره اين كه كسي اين دور و برها هست كه يك پوستر بزرگ تمام قد از هومر سيمپسون، پدر خانواده معظم سيمپسون داشته باشد؟
منبع: سینمای ما
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 17:9  توسط محمد
|
در پي پيروزي هادي ساعي در بازيهاي المپيک و کسب مدال طلا در رشته تکواندو، شهرداري تهران با ارسال لايحهاي دوفوريتي به شوراي اسلامي شهر پيشنهاد داد، به پاس قدرداني از تلاشهاي اين قهرمان ارزنده، ميداني در تهران به نام «هادي ساعي» نامگذاري شود. محمد تقوي ـ معاون حقوقي، شورا و امور مجلس شهرداري تهران در اينباره گفت: اين لايحه دو فوريتي امروز به شوراي شهر ارسال خواهد شد. هادي ساعي عضو شوراي شهر تهران است.
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:6  توسط محمد
|
بالاخره المپیک پکن تموم نشد و ایران صاحب مدال شد.هر چند مراد محمدی مدالی خوشرنگ تر از برنز کسب نکرد اما همین مدال هم برای لشگر شکست خورده ی ما غنیمته.از فردا هم باید منتظر تکواندویی ها باشیم. آیا سارا خوش جمال فکری میتونه خودی نشون بده یا نه؟
از رضا نادریان جوون هم که در مسابقه ی انتخابی تونست بهزاد خداداد رو شکست بده نباید غافل شد. هادی ساعی امید اول کاروان تکواندو هم باید جمعه مسابقه بده که به قرعه ی نسبتا آسونی برخورده. به هر حال امید زیادی به نماینده ی شورای شهرمون داریم.امیدواریم ناامیدمون نکنه.
نکته ای که شاید بهش توجه کرده باشید خط های پیشونی ساعی هست که توی جدیت چهره اش بدجوری تاثیرگذار بوده.هادی باید نشون بده که با اینکه توی سیاست چهره ی شاخصی نیست اما هنوز ورزشکار آماده و سرحالیه.
ضمنا امروز هموطنای رونالدینیو مغلوب هم تیمیهای لیونل مسی شدند کسی به نظرم طلاییه نه مسی.
منبع:بازم باید بگم خودم نوشتم؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 23:4  توسط محمد
|
سینمای ما - روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمايش فيلمي در سينماهاي امريکا و انگلستان آغاز مي شود که به واسطه يک ويژگي مهم براي ايرانيان جذاب و مهم است. «مجموعه دروغ ها» جديدترين فيلم کارگردان کهنه کار سينماي امريکا ريدلي اسکات در اين روز به پرده سينماها مي رود که نام يک بازيگر شناخته شده سينماي ايران در ميان اسامي دست اندرکاران آن به چشم مي خورد؛ گلشيفته فراهاني.
پس از آنکه سايت سينمايي معتبر imdb حدود 10 روز پيش نام گلشيفته فراهاني را به جمع بازيگران اين فيلم اضافه کرد، کمپاني برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تريلر جديدي که از فيلم منتشر کرد تصاويري از بازي فراهاني را قرار داد تا سرانجام شايعه يي که يک سال است در محافل سينمايي و رسانه يي به گوش مي رسد، تاييد شود. سايت imdb هنوز توضيحي درباره نقش فراهاني و نام شخصيتي که او آن را ايفا مي کند ارائه نداده است اما تا پيش از اين از درج نام اين بازيگر در ليست دست اندرکاران فيلم «مجموعه دروغ ها» با نام اصلي Body of lies خودداري مي کرد.
فيلم بر مبناي کتابي به همين نام نوشته ديويد ايگناتيوس يادداشت نويس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. اين کتاب آوريل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سينمايي آن توسط کمپاني معروف برادران وارنر خريداري شد. رمان «مجموعه دروغ ها» مضموني در ارتباط با مبارزه با تروريسم دارد و داستان يک مامور سيا به نام راجر فريس است که براي پيدا کردن يک تروريست مهم از سران القاعده به نام «سليمان» به اردن مي رود. کتاب تا حدودي به نقد سياست هاي مداخله گرايانه آمريکا مي پردازد و در مجموع اثر منتقدانه يي محسوب مي شود. در برگردان سينمايي اين رمان تغييراتي ايجاد مي شود که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام «عايشه» است که در داستان اصلي با نام «آليس» وجود داشت. شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته اش مي شود. ويليام موناهان فيلمنامه نويس اسکاربرده به خاطر فيلم معروف «مردگان» مارتين اسکورسيزي که کار بازنويسي و اقتباس از داستان اصلي را برعهده داشته، شخصيت عايشه را در قالب يک پرستار تصوير کرده که البته هنوز جزئيات کامل آن مشخص نيست. گلشيفته فراهاني ايفاگر اين نقش است در حالي که نقش نخست فيلم را لئوناردو دي کاپريو بازي مي کند و راسل کرو هم بازيگر نقش مهم ديگري در فيلم است. فيلمبرداري فيلم سال گذشته آغاز شد و بخش هاي مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فيلمبرداري شده است. گفته مي شود بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه اوليه انجام داده اند تا حضور فراهاني در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني کشور در تضاد نباشد. ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي در فيلم هايش همواره تلاش داشته نگاهي چندجانبه به مضامين داشته باشد و گواه آن فيلم معروف «ملکوت آسمان» است که در آن تصويري واقع گرايانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمني از صلاح الدين ايوبي ستايش مي شود. حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي هاليوودي سابقه طولاني دارد اما در چند سال اخير تعدادي از بازيگران فعال فعلي سينماي ايران امکان حضور در چند فيلم مهم هاليوود را يافته اند که مهم ترين آنها همايون ارشادي است که سال گذشته فيلم «بادبادک باز» با بازي او در سينماهاي جهان اکران شد. او هم اينک مشغول بازي در فيلم جديد الخاندرو آمه نابار با نام «آگورا» است. با اين همه حضور فراهاني در فيلم جديد ريدلي اسکات که بسياري از اکنون آن را از شانس هاي مسلم اسکار 2009 مي دانند سرفصل جديدي در حضور بازيگران سينماي ايران در عرصه هاي بين المللي خواهد گشود.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:27  توسط محمد
|
به گزارش خبرگزاري فارس، حسين بادامكي، هافبك تيم فوتبال پرسپوليس تهران كه در بازي مقابل پاس همدان دچار مصدوميت شديدي از ناحيه رباط زانوي پاي چپ شد، پس از گرفتن MRI و بررسيهاي فراوان، به سرنوشت خليلي و معمارزاده دچار شد و رباط صليبي پاره كرد.
زرينه، پزشك اين تيم گفت: پس از درد شديدي كه در زانوي بادامكي ديده شد، زير نظر چند پزشك پس از گرفتن MRI معاينه شد، مشخص شد پارگي رباط صليبي دارد؛ اما اين موضوع بايد بيشتر بررسي شود.
وي افزود: پترويچ از فردا در تمرين گروهي شركت ميكند. عبدي نيز در تمرين امروز با سايرين تمرين كرد و هر دو، به بازي مقابل ملوان ميرسند. .
********************************************
خوب مثل اینکه مد روز برای فوتبالیست ها شده پاره کردن رباط صلیبی.ماجرایی که با محسن رفت و برگشت شروع شد و با امید رفت و برگشت ادامه پیدا کرد،چند روز بعد به میثاق معمارزاده هم رحم نکرد و آخر سر هم یقه ی حسین بادامکی رو گرفت که این فصل رو با نیمکت نشینی شروع کرده.امید وارم دیگه بقیه ی بازیکنا از این حوادث دور بمونن.
منبع:این چهار خط آخر خودم!!!
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 22:52  توسط محمد
|
مسعود حاجیآخوندزاده اولین پیروزی کاروان ورزشی ایران در المپیک 2008 پکن را به دست آورد.
به گزارش ایسنا مسعود حاجيآخوندزاده نمايندهي 60- كيلوگرم جودوي ايران در نخستين گام روك گراگ سيچ حريف اهل اسلوني خود را مغلوب كرد.
پيكارهاي جودوي المپيك شنبه 19 مرداد، رسما با رقابتهاي 60- كيلوگرم مردان آغاز شد كه حاجيآخوندزاده توانست با امتياز وازاري از سد حريف خود بگذرد.
براساس اين گزارش، با توجه به پيروزي مينهوچوي حريف كرهاي در برابر ميگل آلباركين از آرژانتين حاجيآخوندزاده دومين مسابقهي خود را برابر حريف كرهاي برگزار خواهد کرد.
منبع: همشهری آنلاین
من جدا دل نگرونم.رضا زاده که نیست. از خیلی وقت پیش هم عدم حضور یوسف کرمی مشخص بود.
بسکتبالیست ها هم که در گروه سختی هستند و به یاد آیدین میخوان سنگ تموم بذارن.
امیدم به حمید سوریانه. دیگه نمیدونم بقیه اوضاعشون چطوره؟
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 11:51  توسط محمد
|
طبق معمول روزهاي پيروزي با چهره خندان، خبرنگاران را دور زد و از لابهلاي آنها به پشتبلندگوها رسيد.
در حاليكه با چشمانش با يكي، دو نفر ميگفت و ميخنديد. براي افشين قطبي اولين مسابقه ليگامسال با خوشي به پايان رسيد. او كه بهتازگي به جمع پرسپوليسيها اضافهشده، با همان ادبيات سال گذشته بازي خود را به پايان برد.
افشين قطبي در مورد بازي با سايپا گفت: «فكر ميكنم بازي مشكلي بود. ما قهرمان ليگ بوديم و فشار رواني روي بچهها بود و طبيعي بود كه بازيكنان استرس داشته باشند. بههر حال مهم سازماندهي بازيكنانم بود كه خوب كار كردند و اين سازماندهي را در طول بازي از دست نداديم. من از بچههاي خطدفاعي راضي هستم و آنها عالي كار كردند. اين بازي شروع خوبي بود و موقعيتهاي ما بيشتر از سايپا بود و البته اين بازي خوب به حرفمان، سايپا برميگردد كه تيم خوبي بود. من به ليتبارسكي تبريك ميگويم و اطمينان دارم سايپا بهتر از اين ميشود و من خوشحالم كه در اولين بازي برنده شدم. بازيكنان خوبي دارم و احساس ميكنم جاي مازيار زارع در تيمملي خالي است و بايد او را دعوت كنند.» قطبي درباره بازيكنان غايب گفت: «من حداقل سه بازيكن خوبم را نداشتم. ابراهيم توره مريض بود، آتسو هنوز ثبت نكرده و زارعي هم محروم بود. بههر حال هدف ما قهرماني در نيمفصل است و ما بايد نيرويمان را براي همه ليگ حفظ كنيم، بهخصوص كه در نيمفصل دوم بازيها سخت و فشرده ميشود.» قطبي طبق معمول همه مسابقهها يادش نرفت كه از دل شير يادي بكند. او گفت: «در اين فصل از دل شير تا دل ببر تا هر چيز ديگر را براي قهرماني در اختيار داريم.» و اين جملهاي بود كه ميتوانست پايانبخش خوبي براي اين مصاحبه باشد.
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:31  توسط محمد
|
|
جام جم آنلاين: اين روزها اگر پروژههاي سينمايي به دنبال يافتن بازيگر مناسبي براي نقش اول خود باشند، بازيگري كه قدي بلند، چشماني عسلي و ميان مخاطبان سينما محبوبيت داشته باشد و به نوعي جزو بازيگران بفروش به شمار رود، نميتوانند به سراغ محمدرضا گلزار بروند چرا كه طبق آخرين خبرها اين بازيگر سينماي ايران ممنوعالتصوير شده است.

محمدرضا گلزار از بازيگراني است كه در سينماي ايران خيلي زود به اوج شهرت و محبوبيت رسيد. او سال گذشته حضور فعالي در فضاي رسانهاي كشور داشته است. مصاحبههاي مختلف در يك سال گذشته نام اين بازيگر را بر سر زبانها انداخت. حالا با مسائلي كه پيش آمده ظاهرا دستاندركاران سينماي ايران و علاقهمندان اين بازيگر بايد حداقل تا پايان سال 87 صبر كنند.
روز گذشته بعد از انتشار اين خبر، خبرنگار ما در تماس با يك مقام مسوول و مطلع كه مسوول رسيدگي به چنين مواردي است علت ممنوعالتصوير شدن اين بازيگر را جويا شد.
يكي از مسوولان اين اداره كه مايل به بيان نام خود نبود ابتدا با زيركي مساله را نفي اما بر اين نكته تاكيد كرد كه هيچ پروژهاي حق استفاده از اين بازيگر را بدون اجازه كتبي و رسمي اين اداره ندارد و البته پروژههايي نيز كه تاكنون چنين درخواستي داشتهاند، با پاسخ منفي اين اداره كل مواجه شدهاند حتي وقتي خبرنگار ما اين پرسش را مطرح كرد كه آيا پروژههايي كه در 6 ماه آينده آماده نمايش ميشوند امكان استفاده از اين بازيگر را دارند يا خير، با اين پاسخ مواجه شد كه تا اطلاع ثانوي هيچ پروژهاي حق استفاده از اين بازيگر را ندارد و در اين زمينه ملاك زمان حال است نه آيندهاي كه شايد در آن اين ممنوعيت رفع شود.
اين مسوول نيز به اين مساله اشاره كرد كه علت ممنوعالتصوير شدن اين بازيگر، پرونده شكايتي است كه از اومطرح است اما تحت هيچ شرايطي حاضر به ارائه اطلاعات ديگري نشد.شنيده ميشود ممنوعالتصوير شدن تا پايان امسال ادامه خواهد داشت.
درباره علت آن نيز خبرنگار ما روز گذشته جستجوي فراواني كرد و به چند روايت مختلف رسيد؛ برخي آگاهان معتقدند احتمالا او به دليل اختلاف با يك فيلمساز، با شكايت او در اداره كل نظارت مواجه شده است.
گلزار سال گذشته بعد از عقد قرارداد براي ايفاي نقش در فيلم اين كارگردان به دلايلي از حضور در اين فيلم سر باز زد و فيلم با تاخيري حدودا 7 ماهه ساخته شد. طبق شنيدهها گلزار براي ايفاي نقش در اين فيلم دستمزد بسيار بالايي درخواست كرده بود كه اين مساله بازتابهاي منفي فراواني نيز به دنبال داشت.
اما از سوي ديگر گفته مي شود علت ممنوعالتصوير شدن، اخراج وي از كشور امارات به دنبال درگيري با پليس امارات است. شنيده ميشود گلزار در يكي از سفرهاي خود به دبي، با پليس اين شهر درگير ميشود و كار به كتككاري ميكشد و او به دليل كتك زدن پليس از دبي اخراج ميشود.
البته ميتوان به اين روايتها شايعات تاييد نشده ديگري را هم اضافه كرد، اما گروه رسانه روزنامه جامجم ترجيح ميدهد به جاي انتشار اين روايتها اخبار موثق و رسمي را از طريق معاونت سينمايي دريافت كند. |
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:41  توسط محمد
|
محمد رضا گلزار:خدا را شكر كه سايه سنگين و بلندبالاي نام و ياد خسرو شكيبايي فقيد تا هميشه بر سر اين سينما پايدار خواهد ماند. چند خطي كه به بهانه درگذشت اين بازيگر بزرگ نوشتم و غم رفتنش را بهانه يادآوري از بازماندگان و زندگان هنر بازيگري كردم، بازتابهاي مثبت زيادي داشت و همين واكنشها بهانه جديتري براي رسيدن به طرحهاي اجرايي و عمليشدن موضوعي است كه در آن يادداشت آرزويش را مطرح كردم. دوستان مطبوعاتي در روزنامه اعتماد بعد از انتشار آن يادداشت خبر دادند كه انگار آن حرفها به گوش متوليان و مسوولان سينما هم رسيده و آنها هم از اين گونه طرحها و پيشنهادها استقبال ميكنند. پس حالا كه اهالي سينما در كنار مديران و مسوولان رده بالا قرار گرفتهاند و درباره موضوعي هم عقيده و همنظر شدهاند، فرصت كميابي در اختيارمان قرار گرفته تا بتوانيم درباره اين موضوع مهم و اساسي بهشكل جديتري فكر كنيم و قدم برداريم. شايد ضربه سنگين از دستدادن بزرگ و عزيزي مثل خسرو شكيبايي ديگران را هم به اين نتيجه رسانده كه كاري كنند تا بار اين غم كمي سبكتر شود و بعد از اين كمتر منتظر بنشينيم تا خبرهاي تلخ مشابهي همهمان را از بيخبريها و روزمرگيهايي كه دچارش هستيم بيرون بياورد.
اگر بخواهيم ديگر در چنين موقعيت ناگوار و دردناكي قرار نگيريم، بايد چاره جويي را از همين حالا شروع كنيم و دست روي دست نگذاريم. هنوز تا داغ فقدان عزيزي در وجودمان هست و خبر و حواشي آن در رسانهها منعكس ميشود، فرصت و موقعيتي براي اجراييكردن حرفها و ايدهها وجود دارد و تجربه نشان داده كه گذشت زمان ميتواند فرصتهاي بزرگي را از ما بگيرد. بياييم اين بار زمان را از دست ندهيم و فرصتشناس باشيم، چون تصور ميكنم بازتابهاي آن پيشنهاد كلي و خبرهايش خيلي مغتنم است.
واكنشهاي مسولان و همكاران سينمايي باعث شد تا به فكر طرح و ايدهاي بيفتم كه مدتي بود ذهنم را مشغول كرده بود و انگار دنبال موقعيت مناسبي براي مطرحكردن آن ميگشتم. افسوس و صد افسوس كه اين امكان با مرگ يكي از بهترينهاي سينما پيش آمد. ایدهای که البته پیش از این در ذهن چند تهیه کننده خوب سینما هم جریان یافته بود. طرح كلي و اصلي اين است كه كاري كنيم كه اهالي سينما از هر رشته و حرفه و صنفي در كاري كه انجام ميدهند به حق و حقوق واقعيتر و مطلوبتري برسند. وقتي مردم عزيز و علاقمندان و سينمادوستان كشورمان به هر دليل به فيلمي كه ساخته شده توجه نشان ميدهند و با تماشاي آن فيلم و صفبستن جلوي گيشههاي سينما آن فيلم را از بقيه توليدات سال متمايز ميكنند، بايد بخشي از محصول و درآمد آن فيلم خاص به همه عواملي كه در به ثمر رساندنش نقش داشتهاند تعلق بگيرد. دستمزدهاي اوليه و مشخص عوامل هر فيلم به كنار، بايد در مورد فروشهاي ويژه و سودهاي حاصل از اكران فيلمهايي كه در ردههاي بالاي جدول فروش هستند، سهم ويژهاي به دستاندركاران آن تعلق بگيرد. تهيهكنندگان و سرمايهگذاران هر فيلم ميتوانند به همه كساني كه در ساخت و توليد فيلم نقشي بر عهده داشتند، به عنوان شريكهايي هر چند كوچك نگاه كنند كه در صورت سودهي محصول، به درصدي محدود و مشخص از سود فيلم دست پيدا كنند. منظورم البته فقط افراد اصلی گروه تولید نیستند. امیدوارم این طرح شامل تمام افرادی که نقشهایی، هر چند ظاهرا کوچک در ساخت یک فیلم دارند؛ بشود. به گونهای که تک تک عوامل تولید یک فیلم را در برگیرد. اين طرح كلي براي عمليشدن و رسيدن به نتيجه نياز به كار كارشناسي و تحليل اقتصادي درست و متناسب با زمان و شرايط توليد دارد. در شكل كلي و بدون عدد و رقم مشخص، پيشنهادم اين است كه در قراردادهايي كه با عوامل فيلمها امضا ميشود، بند و مادهاي اضافه شود كه در صورتي كه فروش فيلم از يك رقم تعيينشده بيشتر شد، درصد مشخصي به اين دستمزدهاي اوليه اضافه شود و تهيهكننده و پخشكننده فيلمها هم خودشان را متعهد به پرداخت اين رقمها بدانند و به آن به چشم قسط آخر دستمزدها نگاه نكنند! دوستان و همكاران خبره و كارشناس سينما در بخشهاي اقتصادي ميتوانند اين موضوع را بررسي كنند و جزئيات اجرايي و رقمهاي معقول و متناسبي براي عمليكردن طرح به اين پيشنهاد اضافه كنند. شخصاً در مورد اين طرح آماده هر گونه همكاري و مشورت با اهالي سينما هستم و اميدوارم دوستان فعال در بخشهاي رسانهاي و مطبوعاتي هم در اين زمينه قدم جلو بگذارند و با پيگيري و انتشار اخبار و گزارشهايي در اين مورد كاري كنند كه بشود هر چه سريعتر به اين موضوع جامه عمل پوشاند و به قراردادهاي سينما اضافهاش كرد. به نظر من اما این طرح وقتی قابلیت اجرایی شدن خواهد داشت که از سوی هر نهاد و سازمانی که قابلیت و امکان قانونگذاری دارد، به صورت یک قانون دربیاید و برای سازندگان فیلمها لازمالاجرا شود. بياييم تا بار ديگر داغدار همكار و هنرمند ديگري نشدهايم و فراموشي و روزمرگي و گرفتاري روي اين موضوع سايه نينداخته، به ياري هم به نتيجه و ثمر نزديكش كنيم. گمان نميكنم كارشناسي درباره فروش سودآور هر فيلم در حال حاضر كار سختي باشد و از طرف ديگر رسيدن به رقم معقولي براي اضافه كردن به دستمزد عوامل توليد يك فيلم پرفروش هم همينطور. مطمئن هستم كه در اين صورت، همه با عشق و علاقه و كوششي بيشتر از قبل سراغ كارها ميروند و هر كس به سهم خودش تلاش ميكند تا فيلم به شكلي به نمايش عمومي برسد كه فروش آن بتواند رقمي را به دستمزد اوليه آنها اضافه كند. اگر به سينمايي پويا و تماشاگرپسند فكر ميكنيم، بايد چنين فرصتهايي را از دست ندهيم و چنين موضوعهايي را با جديت و تلاش پيگيري كنيم. بيشك متوليان و مسوولان سينمايي هم از اجرايي شدن چنين طرحي كه نتيجهاش گشايشي هر چند كوچك در اوضاع اقتصادي و معيشتي دستاندركاران سينماي ايران خواهد بود، نگاه مثبت و موافقي دارند و به سهم خودشان براي رسيدن به نتيجه مورد نظر اقدام خواهند كرد. پس به اميد رسيدن به اين موقعيت و چشم انتظار طرحهايي مشابه اين ميمانيم تا سينماي ايران هر روز بهتر و بيشتر به طرف حرفهاي شدن و توجه به وضعيت اقتصادي نيروهاي عاشق و كمتوقع خود حركت كند.
منبع:سینمای ما
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:29  توسط محمد
|
فریدون جیرانی: مسعود كیمیایی امروز بعد از 50 سال فعالیت در سینما، ساخت 25 فیلم بلند و دو فیلم كوتاه در حالی كه فیلمنامه 26 فیلم بلندش را نوشته و آماده فیلمبرداری دارد 68 ساله شد. او سومین فرزند یك پیمانكار شركت نفت بود كه در آخرین ساعات هفت مرداد 1320 در خیابان چراغ برق یا چراغ گاز در كوچه سراجالملك به دنیا آمد. مسعود كیمیایی 18 ساله بود كه با ساخت افكت، همكار شاخصترین كارگردان نسل اول سینمای ایران (ساموئل خاچیكیان) شد. فاصله سنی او در این سال با خاچیكیان 17 سال بود. 22 ساله بود كه دستیار «پرویز دوایی» در تهیه و تنظیم فصلنامه «مولن روژ» شد. بسیاری از شعارهای فیلمهای استودیو مولن روژ را در این فصلنامه مسعود كیمیایی نوشته است. همین همكاری موجب شد دستیار ساموئل خاچیكیان در فیلم «خداحافظ تهران» شود كه برای این استودیو ساخته میشد. وقتی دستیار شد 24 سال داشت. دو سال بعد از این دستیاری اولین فیلمش را با فیلمنامه خودش برای همین استودیو ساخت. وقتی «بیگانه بیا» به نمایش عمومی در آمد و پرویز دوایی بهترین منتقد آن دهه در مجله سپید و سیاه نقدی بر آن نوشت، 27 سال داشت. در همین سال به پیشنهاد بهروز وثوقی دومین فیلمنامهاش را به نام قیصر به استودیو آریانا فیلم در خیابان تختجمشید (طالقانی فعلی) برد تا عباس شباویز مدیرعامل استودیو آن را بخواند. شباویز برخلاف اخوانها فیلمنامه را پسندید و هنوز سال تمام نشده بود كه فیلمبرداری فیلم در یك ترشیخانه جنوب شهر شروع شد. دی ماه 48 با استقبال وسیع مردم و منتقدین از قیصر یكدفعه مسعود كیمیایی 28 ساله به عنوان دومین كارگردان نسل دوم فیلمسازی در ایران (داود ملاپور اولین بود) مطرح و معروف شد. در همین ماه وقتی ابراهیم گلستان و نجف دریابندری در روزنامهها از قیصر تعریف كردند، این جوان 28 ساله، ساكن جنوب شهر عاشق فیلمهای وسترن را كه تا قبل از قیصر اصلا زندگی روشنفكرانه نداشت به محافل روشنفكری نزدیك كرد. پیروزی در دو جبهه روشنفكران و مردم و جوایزی كه قیصر در ابتدای سال 49 گرفت و بهویژه شیفتگی نسل جوان و باسوادی كه در انتهای دهه 40 و آغاز دهه 70 میلادی در جستوجوی قهرمانی در سینما بود تا آرمانهایش را در عمل و حركت او ببیند، كیمیایی 29 ساله را در پایان این دهه و آغاز دهه جدید میلادی در جایگاه یك فیلمساز جامعهگرا نشاند (عنوانی كه هنوز یدك میكشد). فكر نمیكنم این موفقیت سریع و پرشتاب در این سنین و در آن سالها، سالهای بسته سینما برای فیلمسازی در سینمای ایران پیش آمده باشد، كیمیایی یك استثناست. اگر در سال 48 ما متولدین دهه 30 بعد از نمایش قیصر شیفته او شدیم در سال 58 بعد از نمایش كپیه كامل گوزنها متولدین دهه 40 بودند كه به شیفتگان او اضافه شدند و اگر در سال 68 بعد از نمایش «دندانمار» و در سال 78 بعد از نمایش اعتراض و... در جوامع سیاستزده جهان سوم كه هنر تحتالشعاع سیاست است و نسلی هنوز در جستوجوی قهرمان است و آرمانخواهی هست و آرمان خواهان هستند، این كیمیایی 67 ساله هم به عنوان فیلمساز جامعهگرا هست.
منبع:سینمای ما
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 20:7  توسط محمد
|
نامه ی محسن یگانه درباره ی پخش اینترنتی آلبوم نفس های بی هدف
مدت کمی است که از پخش آلبوم من می گذرد و در این مدت سایت های پر تلاش انتشار موسیقی در ایران از من تا جایی که در توان داشتند حمایت کردند , زیرا بنا به شرایط و محدودیت های موجود در جامعه فعلی سابقه کارهای مجاز اینگونه نبوده.
شخصا آنگونه که از دست من بر می آید به عنوان یک اطلاعیه از سوی هنرمند کوچکی از خانواده بزرگ هنر موسیقی این سرزمین از مدیران آن سایت هایی که آلبوم من را صرفا بابت تبلیغ کار و با کیفیت پایین قرار دادند تشکر نمایم و شخصا در مورد سایت هایی که بر خلاف هدف من آلبوم را با کیفیت بالا قرار دادند به احترام مشقت و زحمت فراوانی که در راه تهیه این آلبوم کشیده ام به عنوان برادر کوچکتر تقاضا دارم که آلبوم را با کیفیت بالا قرار ندهند تا مردم به صورت اورجینال آلبوم را خریداری نمایند که این خود نوعی فرهنگ سازی برای اعتلا و ارتقا هنر در این سرزمین می باشد زیرا شخصا فکر نمی کنم که این مبلغ ناچیز رقم چندان سنگینی برای عزیزان و دوستان باشد.
از آنجایی که مدت هاست تلاش می کنم که صاحب رکورد فروش شوم خواهشمندم که مرا برای رسیدن به هدفم یاری نمایید , زیرا فکر نمی کنم که کار من از کارهای پرفروش دیگر دوستان چیزی کم داشته باشد.
اگر با نظر من موافقید پیام مرا به دوستان خود برسانید. راستی هرگز فراموش نمی کنم که خود شما بودید که با وقت گذاشتن برای گوش کردن به آهنگ هایم مرا به محسن یگانه امروز مبدل ساختید. نه تنها امروز بلکه هرگز این لطف شما را فراموش نمی کنم.در پایان به نکته هم باید اشاره کنم که این آلبوم آن چیزی نبوده که من برای آن برنامه ریزی کرده بودم .ان شاءالله آلبوم بعدی آلبومی خواهد بود که نه من و نه دیگران نتوانند تکرارش کنند و در ذهن ها و قلبها به یادگار بماند.همه شما عزیزان را دوست دارم.
برادر کوچک شما , محسن يگانه
منبع: http://www.ganja2music.com/article1269.html
+
نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 11:26  توسط محمد
|
خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، صبح امروز جمعه 28 تیرماه به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.
شکیبایی صبح امروز در سن 64 سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی از مدتی پیش به دلیل ابتلا به بیماری مزمن دیابت در وضعیت جسمی مساعدی به سر نمیبرد. انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در دومین جشن خود از مرحوم شکیبایی به عنوان یکی از بازیگران برتر 30 سال اخیر تجلیل کرد.
منبع: www.cinemaema.com
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:35  توسط محمد
|
بالاخره آلبوم جدید طوفان کرمی منتشر شد.تنظیم های میلاد ترابی توی این آلبوم فرا فوق العاده س.
در هر حال میتونید این آلبوم رو از طریق سایت www.domahal.com گوش کنید.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 20:23  توسط محمد
|
دیشب در برنامه ی دو قدم مانده به صبح گوگوش سینمای ایران حضور پیدا کرد. فریدون جیرانی به عنوان کارشناس برنامه با مهناز افشار گفتگو کرد و لا به لای صحبتهاش اصرار زیادی به این داشت که حضور مهناز افشار در سالاد فصل کمک زیادی به این بازیگر برای حضورش در فیلمهای کارگردانهای معتبری مثلب کیمیایی و حاتمی کیا داشته.خلاصه اینکه گفتگوی جالبی بود...
منبع:خودم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:55  توسط محمد
|
بالاخره بعد از کش و قوس های فراوون آلبوم نفسای بی هدف با صدای محسن یگانه منتشر شد. آلبومی که مدت ها منتظر انتشارش بودیم. اما نکته ی جالب اینه که اکثر آهنگها قبلا توی اینترنت منتشر شده بود و این از تازگی آلبوم کم کرده.
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 12:29  توسط محمد
|
افشين قطبي با ابراز خوشحالي از حضور دوباره خود در ايران و پرسپوليس گفت: اميدوارم با حضور كادر فني قوي و هواداران شادي سال گذشته را تكرار كنيم.
به گزارش ايسنا، سرمربي پرسپوليس پس از تمرين عصر امروز در ورزشگاه كارگران در جمع خبرنگاران گفت: از برنامههاي خود عقب هستيم و اميدوارم با برنامهريزي بهتر به نقطهي ايدهآل نزديك شويم.
وي ابراز اميدواري كرد كه پرسپوليس به مقام قهرماني در آسيا دست يابد.
قطبي با تمجيد از كادر فني كنوني گفت: پيرواني، عابدزاده و كماسي از بهترينهاي ايران هستند و بعد از جلسهي امشب برنامهريزي براي تمرينات اصلي تيم صورت ميگيرد.
وي در مورد مربي برزيلي (كوسا) كه قرار است به كادر فني پرسپوليس اضافه شود، گفت: وي داراي مدارك بينالمللي است و از دوستان قديمي من است كه قرار است با صحبتهاي لازم به تيم ملحق شود.
افشين قطبي در مورد بازيكنان پرسپوليس گفت: من دربارهي بازيكنان حرفي ندارم و در مورد پرسپوليس صحبت ميكنم، زيرا ما به دنبال بازيكني هستيم كه وظيفهشناس و تاكتيكپذير باشد و به سيستم مورد دلخواه ما نزديك باشد.
وي ادامه داد: ما بايد در هر پست تعداد بازيكن لازم را داشته باشيم تا در سه جامي كه در پيشرو داريم و فشار زيادي كه بر تيم است، بازيكنان از نظر بدني با كمبود انرژي مواجه نشوند.
قطبي در پاسخ به سوال خبرنگاري كه پرسيد؛ «چرا افشين قطبي رفت؟» گفت: در آن زمان احساس ميكردم كه بايد بروم و چرا برگشتم؟ صحبتهاي "حسين هدايتي" (عضو هيات مديره پرسپوليس) تاثير زيادي روي من گذاشت. هدايتي به من گفت، تمام امكانات را براي برگشتنات فراهم ميكنم و من هم قبول كردم.
وي در مورد زمين تمرين پرسپوليس گفت: ورزشگاه كارگران، بهترين مكان براي تمرين است، زيرا هم داراي رختكن مناسب و هم امكانات لازم است.
افشين قطبي "مصطفوي" را يكي از مديران لايق فوتبال ايران دانست و گفت: در زمان داريوش مصطفوي، تيم ايران به جام جهاني 98 صعود كرد.
سرمربي پرسپوليس در مورد تيم ملي نيز گفت: زحمات علي دايي به ثمر نشست و اين تيم به مرحلهي بعدي صعود كرد.
وي در مورد گروه تيم ملي در دور نهايي مقدماتي جام جهاني گفت: گروه، گروه سختي است و اميدوارم هواداران فوتبال با حمايتهاي لازم باعث صعود ايران به جام جهاني شوند.
منبع: ایسنا
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 22:39  توسط محمد
|
افشين قطبي سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران شد.
به گزارش خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سرانجام پس از هفتهها بلاتكليفي بر سر انتخاب و معرفي سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران، افشين قطبي سرمربي فصل پيش اين تيم، با مسوولان باشگاه پرسپوليس به توافق رسيد و رسما هدايت قهرمان ليگ هفتم را به دست گرفت.
به گفتهي يكي از اعضاي هيات مديره باشگاه پرسپوليس، افشين قطبي امروز در دبي قراردادش را به مدت دو سال با نماينده اين باشگاه امضا كرده است و قرار است، جمعه شنبه براي ثبت قرارداد به تهران بازگردد.
باشگاه پرسپوليس شرايط قطبي را پذيرفته و حتي تمديد قراداد برخي بازيكنان اين تيم از جمله عليرضا واحدي نيكبخت، به نظر او بستگي دارد.
بر اساس توافق انجام شده بين باشگاه پرسپوليس و افشين قطبي،قرار است يك مربي برزيلي به همراه افشين پيرواني دستياران او در پرسپوليس باشند.
قطبي پيش از اين با حبيب كاشاني مديرعامل سابق باشگاه پرسپوليس به توافق نرسيد و اين تيم پرطرفدار پايتخت را ترك كرد. كاشاني نيز پس از آن به دليل مشكلاتي كه در باشگاه پرسپوليس وجود داشت از سمت خود استعفا و جاي خود را به داريوش مصطفوي داد.
در حال حاضر بازيكنان تيم فوتبال پرسپوليس زير نظر افشين پيرواني مربي موقت و جديد اين تيم تمرين ميكنند.
ضمنا ابراهيم توره بازيكن فصل گذشته تيم فوتبال پيكان با عقد قراردادي يكساله به تيم فوتبال پرسپوليس پيوست.
به گزارش سايت رسمي باشگاه پرسپوليس، ابراهيم توره مهاجم گلزن فصل گذشته تيم فوتبال پيكان بعدازظهر امروز (پنجشنبه) با حضور در باشگاه پرسپوليس طي مذاكرات لازم با عقد قراردادي يكساله به عضويت تيم پرسپوليس در آمد.

+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 20:29  توسط محمد
|
| گمانه زني هاي يک منبع آگاه درباره دلايل توقف مثلث شيشه يي |
|
|
|
|
حرف هاي عبدالعلي زاده وزير مسکن دولت خاتمي در اين برنامه به شدت به مذاق کارگزاران دولت بد آمده بود.
2- حرف هايي که آقاي کروبي در برنامه زد و اشاره صريح اش به شوراي نگهبان و جريان خواب نماندنش. (اگر کانديدا شود اصلاً خواب نمي ماند)
3- تلاش يک سري از حاميان دولت درست پس از گفت وگو با رئيس سازمان ملي جوانان براي ترويج اين قضيه که از نمادهاي شيطان پرست در برنامه استفاده مي شود، فشار را شديدتر کرد.
4- حضور آقاي محمد هاشمي رفسنجاني و انتقادهاي شديد ايشان واکنش روزنامه ايران را برانگيخت تا جايي که در يک خبر ويژه نام مديران عالي رتبه صدا و سيما را به ميان کشيد و دعوت از محمد هاشمي را برنامه ريزي شده دانست.
5- حضور داود دانش جعفري و غيرقابل پيش بيني خواندن رئيس جمهور از طرف ايشان و تاکيد بر اينکه عشق ايشان در کابينه عشق واقعي نبود، باز هم واکنش شديد طرفداران دولت را برانگيخت.
6- سوال هنگامه قاضياني از آقاي رحيم مشايي در مورد مرمت آثار تاريخي باعث شد که فرداي همان روز يک خبرنگار همين سوال را از آقاي رحيم مشايي در حضور رئيس جمهور بپرسد و همان جا آقاي رحيم مشايي به مدير روابط عمومي اش دستور داد که قرار برنامه آن شب را لغو کنند که با واکنش شديد مجري برنامه مواجه شد. آماري که از سوي علي اکبري معاون رئيس جمهور در برنامه مثلث شيشه يي ارائه شد روي آنتن توسط کارشناسي به نام دکتر رستمي به چالش کشيده شد و فرداي همان روز سازمان ثبت اسناد کشور صحت گفته هاي مثلث شيشه يي را تاييد کرد و نامه رسمي سازمان ثبت اسناد در برنامه مثلث شيشه يي خوانده شد.
7- صحبت هاي دکتر فقيه رئيس سازمان بهزيستي که معاون رئيس جمهور و از نزديکان شديد او محسوب مي شود در اين برنامه با انتقادات شديد مواجه شد.مجموعه همه اين اتفاقات باعث شد که هيچ کدام از اعضاي دولت حاضر به پاسخگويي در مثلث شيشه يي نشوند.
8-ظاهراً يک روز قبل از پخش برنامه مستقيم رئيس جمهور، ديداري با مديران ارشد سازمان صدا و سيما صورت گرفته است که تاثير مستقيمي در توقف برنامه داشته است.
گفت وگو با رضا رشيدپور
از همه ممنونم
- آقاي رشيدپور چرا برنامه «مثلث شيشه يي» متوقف شد؟الان مهم ترين وظيفه همه ما تلاش براي صرفه جويي در مصرف برق است، چون برنامه ما خيلي روشن بود، برق زيادي مصرف مي شد،
- شفاف تر توضيح بدهيد.
تمام مي شوم شبي فقط به من اشاره کن.
- يعني شايعه توقيف برنامه را تاييد مي کنيد؟من کلاً همه چيز را تکذيب مي کنم.
- آيا توقيف مثلث شيشه يي تاثيري در فعاليت مطبوعاتي شما هم دارد؟نه، مجله برق کمتري مصرف مي کند،
- از مديران صدا و سيما دلخور هستيد؟اتفاقاً از همه آنها ممنونم.
منبع: روزنامه اعتماد
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 22:7  توسط محمد
|
تماشاي ريزهكاريهاي مسعود شجاعي در فوتبال امارات و در مواجهه با مدافعاني كه حالوحوصله سختگيري ندارند، لذتي نداشت. او هر بار صاحب توپ ميشد، جمعيتي را بههم ميريخت و خيليها را به ياد عليكريمي در الاهلي مي انداخت.
مسعود شجاعي در اوساسونا... خبر غافلگيركنندهاي بود.
چرا غافلگيركننده؟ انتظار نداشتيد يك تيم اروپايي بيايد سراغ من؟
كمتر كسي در جريان مذاكره تو با اوساسونا بود. يكدفعه خبر رسيد قرارداد بستي و تمام
همهچيز را به مدير برنامههايم واگذار كرده بودم و ترجيح دادم موضوع زياد رسانهاي نشود. اروپاييهايي به قول شما «يكدفعهاي» قرارداد نميبندند. از يكسالونيم قبل با من صحبت كرده بودند.
و در اين مدت تو را زيرنظر داشتند؟
قرار بود پارسال بروم اوساسونا. فيلم بازيهايم را ديده بودند و به توافقاتي هم رسيديم، اما صلاح دانستند كه قرارداد نبندند و من هم زياد پيگير ماجرا نشدم
نقش جواد نكونام در اين نقلوانتقال چقدر بود؟
خب، مربي اوساسونا با جواد مشورت كرده بود و اطلاعات زيادي راجعبه من داشت. نكونام در مجموع خيلي كمكم كرد.
سال قبل هم چند بازيكن ايراني را به اوساسونا معرفي كرده.احتمالا تو هم در آن ليست بودي
حقيقتا خبر ندارم. شايد بودم، شايد هم نبودم. در اينباره با جواد صحبت نكردم.
هم تو،هم جواد نكونام از الشارجه به اوساسونا رسيديد.
فكر ميكنم اين قضيه كاملا اتفاقي بوده.
يعني باشگاههاي اماراتي در انتقال تو به فوتبال اروپا نقشي نداشتند؟
اينطور نيست. من در امارات به لحاظ روحي و فني تجربيات زيادي بهدست آوردم و چيزهاي ارزشمندي از مربيان بزرگي كه با آنها كار كردم، ياد گرفتم، اما بعد از دو سال،بازي در امارات ديگر برايم كافي نبود.
كلا تيم ملي بيشتر در اين انتقال نقش داشت يا الشارجه؟
بهنظر من هر دو. مربي اوساسونا فيلم بازيهايم در هر دو تيم را بررسي كرده بود.توقع نداشته باشيد زحماتي كه مديران و مربيان شارجه برايم كشيدند را فراموش كنم.
واقعا اروپاييها فوتبال باشگاهي امارات را پيگيري ميكنند؟
صددرصد از ايران بيشتر پيگيري ميكنند. دليلش هم واضح است، مربيان بزرگي به امارات ميآيند و بازيكني مثل فيليپ كوكو در امارات توپ ميزند. قرار است در فصل جديد ادگار داويدز هم به يكي از تيمهاي امارات بپيوندد. تمام اينها در مطرح شدن ليگ يك كشور نقش دارد.
از حضور در لاليگا هيجانزدهاي؟
طبيعتا خوشحالم، اما ذوقزده نيستم. من قبلا هم از آلمان پيشنهاد داشتم، اما صبر كردم تا به بهترين پيشنهاد جواب مثبت بدهم. اسپانيا را بيشتر از آلمان دوست دارم.
يك بار هم اردوي شارجه در امارات را چون با حضورت در ولفسبورگ مخالفت كردند، ترك كردي؟
اينجوري نبود. من با اجازه اردو را ترك كردم و چون تصادف كردم، ديرتر برگشتم. سوءتفاهم شده بود. البته دوست داشتم با ولفسبورگ قرارداد ببندم، اما بههرحال بازيكن الشارجه بودم و آنها اجازه ندادند.
مثل اينكه از نظر مالي هم قرارداد خوبي بستي؟
باور كن هنوز در اينباره اطلاعات دقيقي ندارم، اما ميدانم كه مثل يك بازيكن خارجي حرفهاي قرارداد بستم.
از تيمهاي اماراتي هم پيشنهاد داشتي؟
شارجهايها ميخواستند تمديد كنند. الوصل و الاهلي هم بودند. پول خوبي ميدادند، اما تصميم گرفتم حتي با پول كمتر در اروپا بازي كنم.
ما از حضور علي كريمي در فوتبال اروپا خاطره خوبي نداريم.
چطور؟
او بهعنوان يك بازيكن تكنيكي و فانتزيباز به بايرنمونيخ رفت، اما موفق نشد.
علي در مجموع بد نبود. منظورتان را نميفهمم.
اين نگراني درباره بازيكنان تكنيكي وجود دارد كه ممكن است در فوتبال مبتني بر سرعت و قدرت اروپا تاب نياورند.
چرا؟ مگر مسي و رونالدو تكنيكي نيستند؟
اما خب، از نظر قدرت و سرعت هم كم نميآورند.
من فكر ميكنم دوندگي رونالدو در منچستريونايتد از همه بازيكنان پايينتر است و فقط وقتي صاحب توپ ميشود، ميدود. منظورتان اين است كه من بازيكن تنبلي هستم؟
نه، نه... قبول داري بازيكنان تكنيكي به سختي عادتهايشان را تغيير ميدهند؟
من اينجوري نيستم. هرطور كه مربي بخواهد بازي ميكنم و مشكلي ندارم.
علي كريمي در بايرنمونيخ باب ميل فليكس ماگات بازي ميكرد، اما ديگر آن بازيكني كه ميشناختيم نبود.
علي در آلمان روزهاي خوب هم داشت. در يك جمله بگويم تمام تلاشم اين است كه در لاليگا پيشرفت كنم و بهترين باشم.
همين طوره. من واقعا كنار جواد راحتم.
و حالا حضور توامان شما در اوساسونا ميتواند به هماهنگي بيشتر تيم ملي كمك كند.
مسلما اين قضيه خيلي به ما كمك ميكند. اينطوري ميتوانيم چشمبسته يكديگر را پيدا كنيم و حتي از راه دور با هم تلهپاتي داشته باشيم. بايد تلاش كنم تا بتوانيم در تركيب اصلي كنار جواد قرار بگيرم.
آن وقت تكليف تيموريان چه ميشود؟
آندو؟... خب، او هم هست ديگه. از اين سوالها نپرس لطفا. من كه سرمربي تيم ملي نيستم
منبع:دنیای فوتبال
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:32  توسط محمد
|
سینمای ما - نادر ابراهیمی که خود را در یکی از کتاب هایش ابوالمشاغل نامیده بود، از 9 سال پیش سخت بیمار بود .نادر ابراهیمی نویسنده، تصویرگر و سینماگر ایرانی، بعد از ظهر روز پنج شنبه پس از تحمل ۹ سال بیماری در سن ۷۳ سالگی در بیمارستانی در تهران در گذشت.
كمال تبريزي کار گردان سینما، درروزهايي كه جوان بود و تازهكار و بهدنبال آموختن، سعـي مـيكــرد در كلاسهاي اساتيد ويژه آموزش هنر شركت كند. يكي از آنها كلاسي بود كه هميشه براي تبریزی جذابيت خاصي داشت و هر روز در آن مفاهيم تازه و غيرتكرارياي ميآموخت؛ كلاس درس استاد نادر ابراهيمي. نفوذ كلام ابراهیمی از نظر تبریزی عميق بود و پرمعنا و هميشه حرفهايي ميزد كه وادار به تفكر ميشد. لحن بيانش بهگونهاي بود كه اورا به ساحت ديگري از زندگي اشاره ميداد.
/ظاهر و باطن/
تبریزی از نادرابراهیمی ياد مي گیرد كه همه پديدهها ظاهر و باطني دارند، خلوت و جلوتي دارند و آشكار و پنهاني دارند. از نادر ابراهيمي يادمی گیرد كه ساحت هنر و هنرمند، يافتن باطن و خلوت و پنهان است در بستر ظاهر و جلوت و آشكار. ياد می گیرد آنچه به چشم ميآيد اورا نفريبد و هميشه رازهاي پنهان را جستوجو كند.
/تجربه شکست/
به اعتقاد تبریزی اين سرمايه عظيمي بود كه استادنادر ابراهیمی بي هيچ چشمداشتي در كف او نهاده بود . تبریزی از او يادمی گیرد كه اخلاق در كار به اندازه خود كار اهميت دارد. فروتني و اعتمادبهنفس در كار هنرمند ارزشمند است و تجربه شكست و پذيرفتن آن به اندازه شادي ناشي از پيروزي، هنر را صيقل ميدهد. تبریزی از نادر ابراهيمي می آموزد كه هنر نمايش و سينما خلاقيتي است كه در جمعيت شكل ميگيرد. باهمبودن و باهم خوببودن و به علايق و سلايق يكديگر احترامگذاشتن، قدم اول ابداع و نوآوري است.
/پهلوانی وجوانمردی /
تبریزی امروز كه به كلاسهاي درس او فكر ميكند، يك نوع نگاه متفاوت در نظرش جلوه ميكند؛ شايد نادر ابراهيمي ميخواست پهلواني و جوانمردي را در عرصه هنر زنده كند و به ما بياموزد كه به جاي حسادت، غبطه بخوريم، به جاي بدگويي، نقد كنيم، به جاي خودپسندي، همفكري كنيم و به جاي غرور، تواضع كنيم. به قول يكي از دوستان، قدرت زنجير را هميشه ضعيفترين حلقه آن تعيين ميكند. نادر ابراهيمي از هنرمنداني است كه غصهدار حلقههاي ضعيف در ساحت مقدس هنرند و براي تقويم و تحكيم اين رشته ميكوشند.
/نادر ابراهیمی به روایت پوراحمد/
سال 1382کیومرث پور احمد درنشستی ،با یادآوری خاطرات خود از آثار مختلف ابراهیمی همچون مجموعه رمان آتش بدون دود ، آثاروی را شایسته تقدیر دانسته و با بیان اینکه نوشته های ابراهیمی تا سالها در ذهن و جان مردم ایران با قی خواهد ماند تاکید کرده بود : برخی افراد پس از گذشت یک مقطع زمانی تمام نمی شوند ، بلکه سیر اندیشه شان ادامه می یابد و ابراهیمی از زمره این افراد است .
/ابوالمشاغل/
نادر ابراهیمی که خود را در یکی از کتاب هایش ابوالمشاغل نامیده بود، از 9 سال پیش سخت بیمار بود .نادر ابراهیمی نویسنده، تصویرگر و سینماگر ایرانی، بعد از ظهر روز پنج شنبه پس از تحمل ۹ سال بیماری در سن ۷۳ سالگی در بیمارستانی در تهران در گذشت.
نادر ابراهیمی چنان که خود نوشته است پیش از این که نوشتن را به عنوان کار اصلی خود برگزیند کارهای زیادی انجام داده است که کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجره فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران شناسی عملی و چاپ مقاله های ایران شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتاب های کودکان، مدیریت یک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس و تدریس در دانشگاه ها بخشی از کارهای اوست.
/خانه ای برای شب/
نادر ابراهیمی یکی از چهره های پرکار هنر و ادبیات ایران بود که از سال ۱۳۴۲ در سن ۲۷ سالگی با انتشار نخستین کتابش با نام "خانه ای برای شب" به جرگه نویسندگان ایرانی پیوست و خیلی زود با کتاب هایی که پشت سر هم نوشته و به بازار کتاب ایران عرضه می شدند، برای خود جایی ویژه در میان نویسندگان ایرانی یافت. او هم چنین در ساخت سریال برای تلویزیون نیز فعال بود و از میان آثار او می توان به سریال تلویزیونی "آتش بدون دود" به نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی اشاره کرد که به زندگی ترکمن های ایران می پرداخت و در مدتی کوتاه به یکی از پر بیننده ترین برنامه های تلویزیون ایران دوره پیش از انقلاب تبدیل شد. او رمانی هفت جلدی هم به همین نام دارد.
/پوراحمد و نادر ابراهیمی /
کیومرث پوراحمد، کارگردان شناخته شده امروز ایران، در آن زمان از دستیاران نادر ابراهیمی در ساخت آتش بدون دود بود و خود بر نقش نادر ایراهیمی در فیلمساز شدنش تاکید دارد. ابراهیمی هم چنین سریالی با نام "سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن" ساخت که هدفشمعرفی ایران بود. این مجموعه در آخرین سال های پیش از انقلاب ایران به یکی از پر بیننده ترین مجموعه های تلویزیونی تبدیل شد. نادر ابراهیمی در زمینه سینما نیز فعالیت داشت و کارگردانی فیلم "صدای صحرا" در سال ۱۳۵۴ ومشاور فیلمنامه فیلم معروف "مغول ها" به کارگردانی پرویز کیمیاوی از جمله فعالیت های او در سال های پیش از انقلاب است.
نادر ایراهیمی تا پیش از انقلاب داستان ها و رمان های زیادی برای بزرگسالان و کودکان نوشت که از میان آن ها می توان به آتش بدون دود، مصابا و رویای گاجرات، بار دیگر شهری که دوست میداشتم، تضادهای درونی، رونوشت بدون اصل، غزل داستانهای سال بد را برای بزرگسالان و کتاب های کلاغ ها، سنجاب ها و دور از خانه برای کودکان اشاره کرد که هر سه این کتاب ها از کتاب های تقدیر شده در زمان خود بوده و موفق به دریافت جوایزی شده اند.
/ نادر ابراهیمی و حاتمی کیا /
نادر ابراهیمی در دوره جنگ ایران و عراق به همراه ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز جوان و گمنام آن زمان، سفری به مناطق جنگی کرد و کتابی درباره این سفر نوشت نادر ابراهیمی هم چنین در نوشتن کتاب های نظری و آموزش ادبی نیز فعال بوده و کتاب های "براعت استهلال" درباره ساختار و مبانی ادبیات داستانی، "مقدمه ای بر فارسی نویسی برای کودکان"، "مقدمه ای بر مصورسازی کتاب های کودکان"، "مقدمه ای بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودکان" و "مقدمه ای بر آرایش و پیرایش کتاب های کودکان" از جمله آثار اوست.
/چهل نامه کوتاه /
نادر ابراهیمی با نوشتن دو کتاب "ابن مشغله" و "ابوالمشاغل" تجربه ای تازه در زندگینامه نویسی ارائه کرد. از دیگر آثار او که از آن می توان به تجربه ای جدید در عاشقانه نویسی تعبیر کرد، "چهل نامه کوتاه به همسرم" است. نادر ابراهیمی علی رغم استقبالی که از سوی خوانندگان از آثارش به عمل آمده و اغلب آثارش بارها تجدید چاپ شده، از سوی محافل روشنفکری چندان با استقبال رو به رو نشده و در مجله های مشهور روشنفکری ایران به آثارش توجهی نشده است. این بی توجهی بعد از انقلاب سال 1357 ایران تشدید نیز شده است.
نادر ابراهیمی که مثل خیلی از روشنفکران در آغاز با انقلاب همراه شده بود و مجموعه ای چند جلدی با عنوان "قصه های انقلاب" نوشته بود، همراهی اش را بیش تر از نویسندگان دیگر با انقلاب ادامه داد و برگزاری کلاس های آموزش داستان نویسی و فیلمسازی در حوزه علمیه قم و بازدید از مناطق جنگی همراه هنرمند گمنام آن زمان و کارگردان مشهور این دوره ابراهیم حاتمی کیا که گزارش سفرش را در کتابی به نام "با سرودخوان جنگ، در خطه نام و ننگ" منتشر کرد و نیز نوشتن زندگی نامه ای از امام خمینی (ره )رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران از فعالیت های این دوره اوست.
/ "مردی در تبعید ابدی"/
او پس از انقلاب نیز آثار زیادی از خود بر جای گذاشت که از آن جمله می توان به "مردی در تبعید ابدی" درباره زندگی ملاصدرا فیلسوف ایرانی، "صوفیانه ها و عارفانه" بخشی از تاریخ تحلیلی ادبیات داستانی ایران و آخرین کتابش "برجاده های آبی سرخ" بر اساس زندگی میر مهنای دوغابی یکی از عرفای ایرانی اشاره کرد. گرایش او به عرفان و فلسفه ایرانی در سال های آخر عمرش از آثارش پیداست. با این همه او در سال های پس از انقلاب در زمینه نوشتن برای کودکان فعال تر بود و با تاسیس انشتارات "همگام با کودکان و نوجوانان" با همکاری همسرش دست به انتشار آثار خودش و برخی از نویسندگان از جمله شاعر مشهور و نویسنده کودکان احمدرضا احمدی زد. آثار منتشر شده توسط این انتشارات توانست جوایز محتلفی کسب کند و دو بار از سوی دوسالانه آسیایی و بین المللی تصویرگری تهران به عنوان ناشر برگزیده انتخاب شد.
/نادر ابراهیمی /
نادر ابراهیمی بعد از انقلاب پس از سال ها دوری از فضای سینما، فیلمی با عنوان "روزی که هوا ایستاد" با موضوع آلودگی هوا ساخت که تقریبا همه کار فیلم را خودش انجام داده بودنادر ابراهیمی یکی از برندگان جایزه پر سرو صدای ادبیات داستانی در ۲۰ سال بعد از انقلاب بود که در دوره وزارت ارشاد عطاء الله مهاجرانی برگزار شد. او پس از انقلاب در زمینه آموزش نیز فعال تر بود و برخی از چهره های داستان نویسی و سینما بر نقش نادر ابراهیمی در زندگی هنری خود تاکید کرده اند از آن جمله می توان به کمال تبریزی، کارگردان سینما و تلویزیون ایران، اشاره کرد. سال ۱۳۸۴ بزرگداشتی برای نادر ابراهیمی از سوی نهادهای غیر دولتی مربوط به ادبیات کودک در خانه هنرمندان برگزارشد که با استقبال بسیاری رو به رو شد.
/رنج ،خمیر مایه نوشته های نادر/
پدرام اکبری - مستندساز - سال گذشته در نشست رونمایی و نقد "بر جاده های آبی سرخ" با خواندن بخشی از یادداشت نادر ابراهیمی درباره نوشتن و چرایی نویسندگی گفته بود : نادر می گوید نوشتن برای او درد است اما نه درد جسمی. احمدرضا احمدی گفته است خمیرمایه نوشته های نادر رنج است. اما من باید اضافه کنم که اگرچه خمیرمایه آثار او رنج و درد است اما درآمیخته است با آردی که گندم آن در سراسر بوم ایران زمین پرورش یافته و عصاره های دلچسب آن از فرهنگ مردم همین دیار برآمده است. به بیان دیگر نادر ابراهیمی از این منظر مردم و جامعه اش را خوب شناخت و به درستی دریافت و به همین دلیل است که آثار او سالها و دهه ها بر دلها می نشیند و در تاریخ ادبیات معاصر ایران می درخشد.
/تجلیل از کیارستمی/
وی افزوده بود : اگر بخواهیم از ابراهیمی پژوهشگر و محقق و متخصص ادبیات کودک حرف بزنیم در دو وجه قرار می گیریم؛ یا در زمره مخاطب عام و یا میان اهالی ادب. او در گفتارش همیشه از مرتضی ممیز، اکبر رادی، عباس کیارستمی، ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی و احمدرضا احمدی تجلیل کرده و این بزرگان نیز از او به نیکی یاد کرده و کارش را متفاوت تشخیص داده اند.
/نادر ابراهیمی و سختکوشی/
سید علی ميرفتاح سردبير هفتهنامه مهردر اوائل دهه هشتاددر مراسم بزرگداشتی در مورد دلايل برپايي بزرگداشت و نادر ابراهيمي گفته بود : به پاس 50 سال خدمت به فرهنگ و ادب و هنر سرزمين و تلاش و مطالعات در مورد نشر فارسي و اين كه دوستان امروزي نادر ابراهيمي دوستي و رفاقت خود را به ايشان اثبات كنند اين همايش بر پا شد. وي در ادامه گفت: آن چه از او ديده ميشود، سختكوشي ميباشد و اين كه او راحت طلب نبود.
/نادر ابراهیمی و هنر دفاع مقدس/
اما نادر ابراهيمي، در اوائل دهه هفتاد در پيامي به سمينار كانون دانشجويان دانكشدههاي هنر و معمادري دانشگاه آزاد، به اظهار نظر درباره هنر دفاع مقدس پرداخته بود.نادر ابراهيمي در اين پيام آورده بود : در سراسر جهان امروز، نه هنر وجود دارد، نه آن گونه كه هفت هنر شايع شده و “دفاع مقدس“ به هر صورت ـ ضمن جنگ يا پس از جنگـ از هنرها به شمار نميآيد و هيچ يك از ويژگيهاي هنرها را هم ندارد. وي افزوده بود: دفاع، طبيعي است كه مقدس است ـ در هر صورت، در برابر تجاوز كه نامقدس است، تقديس دفاع، ربطي به هنر بودن آن ندارد. نادر ابراهيمي در اين پيام همچنين گفته بود : اصولا ضرورت آن كه “پس از جنگ“ به “دفاع مقدس“ بپردازيم روشن نيست؛ اگر مقصود، طرح مسايل گوناگون پس از به پايان رسيدن جنگ است، نميتوان گفت چه تفاوتي ميان “طرح مسايلي در زمان جنگ“ و “طرح مسايلي بعد از جنگ“ وجود دارد. وي اضافه كرد: هنرمند نقاشي كه جنگ را تصوير ميكند، در واقع، احساس ، عاطفه و انديشههاي خود را در باب جنگ، صورت ميبندد ـ چه هزار سال از جنگي گذشته باشد (مانند جنگهاي صدر اسلام و اعصار اسلامي ) چه جنگي در آستانهي وقوع باشد.
منبع: راه فیروزه
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 14:0  توسط محمد
|
گروه فرهنگي، بابک غفوري آذر؛ «سلام، صبح بخير، اسم من کريس دي برگ، فارسي من بد است. من بايد فارسي را بيشتر تمرين کنم.» اينها اولين جملات خواننده مشهور انگليسي تبار زاده آرژانتين و ساکن فعلي ايرلند است که ديروز صبح در مواجهه با خبرنگاران ايراني و خارجي بيان کرد. کريس دي برگ که از دوشنبه شب به منظور «آشنايي با مردم ايران و بررسي امکان اجراي يک کنسرت مشترک با گروه آريان» به تهران سفر کرده است ديروز مقابل خبرنگاران ايراني و خارجي مستقر در تهران قرار گرفت تا پاسخگوي سوالات آنها درباره سفرش به تهران، اجراي مشترکش با گروه آريان و امکان برگزاري کنسرت در ايران باشد. او در سراسر اين نشست رسانه يي بارها از علاقه اش به ايران و آرزوي سفر به اين کشور صحبت کرد و گفت که از زمان کودکي روياي سفر به ايران و ديدار از اين سرزمين قديمي را داشته و حالا خوشحال است که اين آرزو به وقوع پيوسته است. مسوولان شرکت ترانه شرقي که مديريت گروه آريان را بر عهده دارند مدت دو روز گذشته مقابل سوالات خبرنگاران درباره حضور کريس دي برگ در ايران سکوت و حتي آن را رد کرده بودند و ظاهراً در اين مدت قصد داشتند در سکوت خبري امکان مواجهه مستقيم دي برگ را با مردم عادي و ديدار از شهر تهران بدون جنجال هاي رسانه يي فراهم کنند. هر چند از چند روز قبل، حضور دي برگ در تهران براي بسياري قطعي شده بود اما ظاهراً به مانند ديگر چهره هاي فرهنگي و هنري مشهور جهان کنجکاوي و پيگيري هاي قبلي درباره قطعيت حضور او در ايران ميان خبرنگاران وجود نداشت. اين چنين بود که در دو روز گذشته دي برگ فرصت داشت با خيال آسوده به «موزه ملي ايران» برود يا در «رستوران ياس» همراه مردم غذا بخورد و با استقبال آنها هم مواجه شود. اين نکات در صحبت هاي ديروز او هم منعکس شد، وقتي خبرنگاران از ديدارش از ايران و نظرش درباره آن سوال مي کردند و دي برگ تهران را از لس آنجلس و لندن امن تر معرفي مي کرد و مي گفت احساس حضور يک دولت قدرتمند و ناظر را ندارد. او درباره دلايل آمدنش به تهران و اجراي مشترک قطعه يي با گروه آريان با نام «The Words I love you» گفت؛ «من طرفدار بشريت هستم و وقايع را از ديد رسانه ها نگاه نمي کنم. سياست جدا از مردم است. بسياري قبل از آمدن به ايران مرا از اين سفر نهي مي کردند اما من به آنها مي گفتم شما براي ايجاد تغيير در شرايط فعلي چه کاري انجام مي دهيد. من براي مردم ايران به اين کشور آمده ام. همان طور که پس از جنگ هاي داخلي لبنان هم به آن کشور سفر کردم.» او گفت مي داند طرفداران زيادي در ايران دارد و اين را از انبوه مراجعه کنندگان ايراني به سايتش و نامه هاي آنها فهميده است. محسن رجب پور مدير گروه آريان و ميزبان کريس دي برگ در سفر به ايران در اين نشست رسانه يي در مقابل سوالات انبوه خبرنگاران درباره احتمال برگزاري کنسرت دي برگ در تهران و اجازه مسوولان وزارت ارشاد توضيح داد که ابتدا قصد داشتند کنسرت را همزمان با عرضه آلبوم جديد آريان که در آن دي برگ قطعه يي را به طور مشترک با اين گروه اجرا کرده، برگزار کنند، اما انتشار آلبوم به تاخير افتاد و همين برگزاري کنسرت را هم در زمان پيش بيني شده بر هم زد. به گفته رجب پور بخشي از سفر دي برگ و مدير برنامه هايش براي بازديد از امکانات سالن ها و محل هاي مستعد تهران براي برگزاري کنسرت بوده و بعد از بازگشت دي برگ و مشخص شدن قطعي زمان کنسرت فعاليت ها براي اخذ مجوز آغاز خواهد شد. به گفته رجب پور زمان احتمالي برگزاري اين کنسرت در پاييز امسال (اکتبر و نوامبر 2008) خواهد بود و در آن گروه آريان و کريس دي برگ به طور جداگانه هشت قطعه را اجرا خواهند کرد و در بخش پاياني هم قطعات مشترک کريس دي برگ و گروه آريان اجرا خواهد شد. رجب پور در مقابل اين سوال خبرنگار اعتماد که آيا نهاد يا شخص خاصي در راستاي سفر کريس دي برگ به تهران فعاليت يا توصيه يي داشتند، صرفاً مقامات مسوول در دفتر موسيقي وزارت ارشاد را به عنوان مقامات رسمي طرف مذاکره معرفي کرد و گفت اين افراد هم هيچ کدام توصيه يا فعاليتي در آوردن دي برگ به تهران نداشتند و وي صرفاً با دعوت شرکت ترانه شرقي به تهران آمده است. او البته درباره احتمال صدور مجوز کنسرت، خبرنگاران را به صحبت محمدحسين احمدي مديرکل دفتر موسيقي وزارت ارشاد با يکي از خبرنگاران در چند ماه پيش ارجاع داد که در آن احمدي گفته بود مشکلي براي اجراي کنسرت کريس دي برگ با گروه آريان در ايران وجود ندارد. کريس دي برگ درباره دلايل همکاري با گروه آريان گفت بعد از دريافت پيام دعوت شرکت ترانه شرقي براي همکاري به موسيقي آنها گوش داده و احساس کرده اين نوع موسيقي يک حوزه جديد در فعاليت هاي او خواهد بود. کريس دي برگ تاکيد کرد در مدت حضورش در تهران با موسيقي سنتي ايران هم در زمان ترافيک هاي سنگين شهري برخورد داشته و کارهايي از شجريان، عليزاده و کلهر را گوش داده و لذت برده است. او هنر موسيقي را منشاء رشد و نمو انسان در تمام مراحل زندگي دانست و گفت اجراي احتمالي کنسرتش در تهران يکي از شب هاي رويايي اش خواهد بود و ممکن است مانند ترانه هايي که درباره شب هاي بيروت داشته درباره شب هاي تهران هم آهنگ بسازد. کريس دي برگ و رجب پور هر دو تاکيد کردند در کنسرت احتمالي شان رعايت قوانين و مقررات را خواهند کرد و اجرايي متناسب با اين موضوع خواهند داشت، به همين دليل ممکن است تعدادي از قطعات معروف او امکان اجرا در تهران را نداشته باشند. کريس دي برگ برگزاري کنسرت در تهران را «اقدامي براي ايجاد تغيير» دانست و گفت از 1979 به بعد مردم دنيا درباره ايران صرفاً نکات منفي شنيده اند. در صورت برگزاري کنسرت آريان و کريس دي برگ براي نخستين بار بعد از انقلاب اسلامي خواهد بود که يک خواننده معروف غربي در ايران کنسرت اجرا مي کند. همين نکته موضوع سوال ديگر خبرنگار «اعتماد» از کريس دي برگ بود که از او پرسيد نگران نيست چنين اجراي خبرسازي باعث اتهام به او براي مطرح کردن نامش در دنيا و قرار گرفتن در صدر خبرها باشد، به ويژه که او ديگر محبوبيت دهه هاي 80 و 90 را ندارد. دي برگ پاسخ داد اين بدبيني پيراموني را درک مي کند و اين کنسرت بخشي از آرزوي قديمي او بوده و حاصل فکر اين چند سال اخير نبوده است. ضمن آنکه اعتبارش را در گذشته کسب کرده و نيازي به خبرسازي هاي اينچنيني ندارد. کريس دي برگ البته زوال جريان موسيقي پاپي که او اجرا مي کند را در کل جهان قبول کرد و گفت ورود کامپيوتر و دور شدن از احساسات دليل اين موضوع است. او جريان کپي غيرمجاز آثار موسيقايي در دنيا را هم در اين زمينه تاثيرگذار دانست.
وي تصريح کرد؛ زماني که من شروع به کار کردم با گيتار ساز مي زدم اما در حال حاضر مردم کامپيوتر را جايگزين ساز کرده اند و به همين دليل آن احساس خوب موسيقي که از قلب انسان برمي آيد از بين رفته است. البته نظر شخصي من بر اين واقعيت است که هنرمندان پاپ نمي توانند به تنهايي کار کنند بلکه سياستمداران نيز بايد کمک کنند. با وجود توضيحات مکرر کريس دي برگ و رجب پور درباره چگونگي حضور اين خواننده معروف در ايران باز هم عمده سوالات با نگاهي بدبينانه درباره دلايل اين اتفاق مطرح مي شد و همين موضوع در لحظاتي جو نشست را ملتهب کرد؛ زماني که رجب پور با عصبانيت حضور اين هنرمند را افتخاري براي موسيقي پاپ کشور و زمينه يي براي شنيدن صدايي متفاوت از ايران به دنيا دانست. اين موضوع تا پايان جلسه هم ادامه داشت تا جايي که جمله پاياني کريس دي برگ اين بود؛ «من سياستمدار نيستم، هنرمندم.» کريستوفر جان ديويسون ملقب به کريس دي برگ در 15 اکتبر سال 1948 در آرژانتين متولد شد. پدرش «چارلز ديويسون» ديپلمات انگليسي و مادرش «ماوي اميلي دي برگ» منشي ايرلندي بود. کودکي کريس دي برگ به خاطر شغل ديپلماتيک پدر به مسافرت و کسب تجربه در اين راه گذشت و به اين خاطر در کشورهاي مختلفي مثل مالت، نيجريه و زئير بزرگ شد. هنگامي که 1² ساله بود خانواده اش به شهري در ايرلند رفتند؛ جايي که هنوز هم کريس دي برگ با همسرش دايان و سه فرزندش رزانا، هوبي و مايکل زندگي مي کند. کريس نواختن گيتار را با روش سعي و خطا، يعني بدون هيچ نت از پيش نوشته شده يي ياد گرفت. نواختن موسيقي را از کار به عنوان گيتاريست در يک رستوران شروع کرد. در سال 1974 کريس با کمپاني M&A قرارداد امضا کرد و گروه سوپر ترمپ را در تور جديد ترين آلبومشان به نام «Crime of the Century» همراهي کرد. در اين زمان بود که نامش را به کريس دي برگ تغيير داد و در سال 1975 آماده انتشار اولين آلبومش به نام
«Far Beyond These Castle... Walls» شد.اولين موفقيت بين المللي کريس در سال 1975 با آهنگ «Turning Round» که بعدها به اسم «Flying» تغيير نام داد رقم خورد. اين آهنگ براي 17 هفته در صدر جدول بهترين ها در برزيل قرار گرفت و بيش از نيم ميليون نسخه از آن به فروش رفت. آلبوم بعدي کريس دي برگ به نام «Spanish Train & Other Stories» آهنگي به نام « Spaceman Came Travelling A» داشت که در انگلستان جزء بهترين آهنگ هاي کريسمس شناخته شد. آلبوم هشتم کريس دي برگ شامل يکي از معروف ترين آهنگ هاي کريس به نام «High On Emotion» بود که در آن زمان در ده کشور اروپايي به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد. در سال 1986 آلبوم «Into The Light» را که آهنگي به نام «The Lady In Red» داشت منتشر کرد. اين آهنگ در سراسر دنيا باعث شهرت کريس شد و در انگلستان و ²4 کشور ديگر به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد، ولي در امريکا رتبه دوم را کسب کرد. درباره آهنگ جنجالي «The Lady In Red» شايعات بسياري رواج يافت که کريس دي برگ اين آهنگ را براي پرنسس دايانا ساخته است.آلبوم بعدي کريس دي برگ به نام «Flying Colours» در سال 1988 منتشر شد. اين آلبوم پرفروش ترين آلبوم کريس دي برگ تا به حال بوده است. در طول 28 سال فعاليت، کريس دي برگ بيش از 200 جايزه طلايي و پلاتينيوم دريافت کرده است.کريس دي برگ تورها و کنسرت هاي زيادي در سراسر دنيا از جمله در آلمان، انگلستان، ايرلند، ژاپن، لبنان، کانادا، آفريقاي جنوبي، اروپاي شرقي، اروپاي مرکزي و خاور دور اجرا کرده است.محبوبيت کريس دي برگ از نيمه دوم دهه 90 در اروپا و امريکا کاهش يافته اما او به واسطه سفر به کشورهاي خاورميانه و امريکاي لاتين در اين کشورها بسيار محبوب است آنچنان که در يکي از آخرين آلبوم هاي او قطعه «شب هاي بيروت» وجود داشت که در کشورهاي عربي با موفقيت بسيار زيادي مواجه شد.
منبع: http://www.etemaad.com/Released/87-03-09/150.htm
+
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 20:44  توسط محمد
|
سالهاست که به چند بازيکن پيله کردهاند. از خداداد عزيزي گرفته تا بقيه بازيکنان. اتهام کمکاري به مهدويکيا زدند. آنوقت به دنبال چه چيزي بودند؟ با هاشميان آن برخوردها را کردند از کريم باقري که در اوج فوتبال را کنار گذاشت حرفي نزنم بهتر است؛ حالا هم نوبت رسيده به من.
* خوشحالم که بهخاطر انتقاد دلسوزانه اينگونه مورد محبت مسئولان قرار گرفتم. من به کسي بياحترامي نکردم، بلکه بهطور کلي به ضعفهاي موجود اشاره کردم. سالهاست که در تيم ملي بازي ميکنم و خود را مديون اين پيراهن مقدس ميدانم. من به مردمي که هميشه در کنار تيم ملي بودهاند مديونم و اگر نتيجه موفقيتآميزي بهدست آمده، فقط بهخاطر حضور آنان و تشويقهايشان بوده است. همه مرا ميشناسند و ميدانند که نه باندباز بودهام و نه اهل سياهکاري. هيچوقت در زمان هيچ رئيس فدراسيوني سوگلي نبودهام. سوگليهايي که همه آنها را ميشناسند. من منافع ملي را به منافع شخصي ترجيح ميدهم و به همين دليل پس از مطرح کردن آن انتقادات زير بار نرفتم تا حرفم را پس بگيرم. مطمئنم اگر اين انتقاد هم نبود همه چيز طبق روال گذشته پيش ميرفت. گفتند حرفهايت را پس بگير تا همه چيز ناديده گرفته شود، اما قبول نکردم، چراکه براي خودم حرف نزده بودم. نه دنبال قراردادم و نه پاداش بلکه به موفقيت تيم ملي کشورم فکر ميکنم. من دلم براي تيم ملي ميسوزد و نگران نتايج تيم ملي هستم. براي همه مسئولان و زحمتکشان فدراسيون و سازمان تربيتبدني ارزش و احترام قائلم اما من براي خشنودي کسي حرف نميزنم. انتقاد درست و سازنده ميکنم تا تيم ملي به موفقيت برسد. من براي اولين بار بود که از فدراسيون انتقاد کردم. بازيکني نيستم که بگويند اين آقا سابقه اعتراض کردن دارد. ميخواهم بدانم مگر نميگويند انتقاد بجا و سازنده را با جان و دل ميپذيريم پس چرا درعمل بهگونهاي ديگر رفتار ميکنند. بودن يا نبودن علي کريمي مهم نيست بلکه مهم تيم ملي است. از تصميمي که گرفته شده به هيچوجه ناراحت نيستم. من هم مثل همه مردم براي موفقيت تيم کشورم دعا ميکنم. تيم ملي ارث پدري من نيست که ناراحت شوم. چند سال در جايگاه بازيکن انجام وظيفه کردهام حالا در کنار مردم براي موفقيتش دعا ميکنم. اگر قرار است براي يک انتقاد کوچک و بجا که از سر دلسوزي بوده، اينگونه با من برخورد کنند، بايد پيش از من سرمربي محترم تيم ملي را محروم ميکردند. آقاي علي دايي پيش از شروع جلسه هياترئيسه فدراسيون که در هتل المپيک برگزار شد، مگر انتقاد نکرد. اين مصاحبه از طريق تلويزيون هم پخش شد، اما چرا به کسي برنخورد. مگر قانون فقط براي من اجرا ميشود؟ يک ايراد من اين است که بلد نيستم تغيير موضع دهم. آن هم در جايي که پاي منافع ملي وسط باشد. البته يک سوال هم دارم؛ آيا من تنها بازيکني بودهام که از فدراسيون انتقاد کردهام؟ مگر نکونام بعد از مصدوميتش از مسئولان فدراسيون انتقاد نکرد؟اميدوارم تمامي تصميمات مسئولان کارشناسي شده و در جهت بهبود وضعيت فوتبال ملي باشد. مثل تصميمي نباشد که بعد از جامجهاني در خصوص دکتر دادکان گرفته شد! قطعا همگان بعد از برکناري دادکان همه شرايط را بهخاطر دارند. با من تماس گرفتند، گفتند بيا برويم پيش دادکان، اما من قبول نکردم. هرچند براي او احترام ويژهاي قائلم، اما دليل نداشت در چنين شرايطي با او ملاقات کنم. اين کارها مختص افرادي خاص است؛ افرادي که بهخاطر منافع شخصي خود سريع تغيير مسير ميدهند. فکر ميکنم دادکان بعد از گذشت دو سال و اندي متوجه خيلي چيزها شده است. سالهاست که به چند بازيکن پيله کردهاند. از خداداد عزيزي گرفته تا بقيه بازيکنان. اتهام کمکاري به مهدويکيا زدند. آنوقت به دنبال چه چيزي بودند؟ با هاشميان آن برخوردها را کردند از کريم باقري که در اوج فوتبال را کنار گذاشت حرفي نزنم بهتر است؛ حالا هم نوبت رسيده به من. يک ماه پيش اعلام کردم به محض صعود تيم ملي به جام جهاني از تيم ملي خداحافظي ميکنم. بايد قبول کرد که ميدان را در اختيار جوانترها بگذاريم اما مثل اينکه مصلحت بر اين بود که زودتر بروم. در حقيقت سناريو به اين ترتيب بود که خودم هم نتوانم تاريخ دقيق خداحافظيام را مشخص کنم. همه بايد به تيم ملي فکر کنيم. از رسانهها گرفته تا کارشناسان کاري کنيم که باعث خوشحالي مردم و سربلندي کشور شود، چراکه افتخار همه ما سرافرازي ايران است.در کسب موفقيتها خودشان را همهکاره معرفي ميکنند تا همه چيز به اسم آنها تمام شود اما در شکستها يا غيبشان ميزند يا به دنبال توجيهکردن هستند. ميگويند وقت نداشتيم، امکانات لازم فراهم نبود، بازي تدارکاتي نداشتيم، قرار بود اينطوري شود آنطوري شد. درست مثل نوشدارو بعد از مرگ سهراب! رکوردشکني در روحيه من نيست. الحمدالله خدا به من لطف داشته و محبوبيتي به من داده تا نزد مردم از جايگاه ويژهاي برخوردار باشم. فکر ميکنم اين بالاترين رکورد است که محبوب مردم هستم. هم استقلاليها به من لطف دارند و هم پرسپوليسي ها. از شما يک سوال دارم چرا مردم ميگويند حرف دل ما را زدي؟ هر روز زير نظر دکتر زرينه فيزيوتراپي ميکنم تا به شرايط مطلوب برسم که از ايشان و همکارانشان تشکر ميکنم. البته حرفهاي زيادي براي گفتن دارم که به وقتش خواهم زد. در حالحاضر شرايط مناسب اينگونه حرفها نيست و بهعنوان يک ايراني به موفقيت تيم ملي فکر ميکنم.تيم ملي نه متعلق به من و نه کفاشيان و نه دايي و نه هرکس ديگري است. تيم ملي متعلق به مردم ايران است که هرکس در هر سمتي بايد وظيفهاش را به نحو احسن در جهت موفقيت تيم ملي انجام دهد.
منبع: http://www.donyayefootball.com/mosaheb.aspx?id=145
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:9  توسط محمد
|
سينماي ما- نيما حسنينسب: اين روزنوشت را چهارشنبه نوشتم، اما تا ديشب وقت نشد بگذارمش روي سايت، تا اينكه شنبه شد و حس كردم بايد بعد از بيست سال استقلاليبودن (كه هنوز با تمام وجود پابرجا مانده است) بايد همراه بچهها بروم استاديوم تا بازي پرسپوليس - سپاهان را از نزديك ببينم؛ راستش بيشتر ميخواستم ببينم «پيروزي اراده»، اين ارادهي معطوف به قدرت، كه افشين قطبي - اين جنتلمنِ آدمحسابي - را يك فصل در باشگاهي مثل پرسپوليس حفظ كرده بود، چه سرنوشتي پيدا ميكند. رفتم ببينم معجزهاي در كار هست يا واقعيت قيافهي نحساش راباز هم نشانمان ميدهد... از خودم، همباشگاهيهايم، آبيهاي عزيز، شرمندهام ولي موقع وقوع معجزهي گل دوم پرسپوليس بياختيار نيم متر روي هوا پريدم و نگاهم رفت به افشين قطبي كه از من و ما - از همهي ما - بلندتر پريده بود. وقتي داور سوت پايان بازي را زد، از پشت ديوار گرد استاديوم آزادي يك هواپيما داشت رو به آسمان پرواز ميكرد و من تا جايي كه چشم كار ميكرد، اوجگرفتنش را تماشا كردم...
ادامه ی مطلب:
http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-5-pid-499.html
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:13  توسط محمد
|
سینمای ما - اسماعيل داورفر بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ظهر امروز در سن 76 سالگي درگذشت.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، او كه طي سالهاي اخير از بيماري رنج ميبرده است، صبح امروز ـ 14 ارديبهشت ماه ـ بر اثر عارضهي قلبي در گذشت.
داورفر در سال 49 با بازي در فيلم «آقاي هالو» به كارگرداني داريوش مهرجويي فعاليت هنري خود را آغاز كرد و با بازي در فيلمها و مجموعههايي تلويزيوني چون «صادق كرد»، «سرايدار»، «دايي جان ناپلئون»،
«دليران تنگستان»، «سلطان صاحبقران»، «غبارنشينها»، «تاتوره»، «وكيل اول»، «سايه همسايه»، «آقاي دلار»، «افسون»، «لنگرگاه»، «زير بامهاي شهر»، «آقاي بخشدار»، «مهريه بيبي»، «تحفه هند»،
«روزهاي خوب زندگي» و «تعطيلات تابستاني» به فعاليت خود ادامه داد.
او همچنين در نمايشهاي زيادي به ايفاي نقش پرداخت كه از آن جمله ميتوان به «بازرس»، «چشماندازي از پل»، «سياهزنگي دايره زنگي» و «مرد فرنگي»، «مرگ در پاييز» و «دشمنان» و «دست بالاي دست» اشاره كرد.
داورفر در سالهاي اخير بيشتر در آثار تلويزيوني حضور داشت كه با بازي در «آقاي دلار» در ميان مخاطبان مطرح شد و «آژانس دوستي» از آخرين كارهاي او در تلويزيون محسوب ميشود.
داود رشيدي رييس انجمن بازيگران سينماي ايران با اظهار تاسف از درگذشت اين هنرمند، گفت: صبح امروز از طرف خانواده ايشان با من تماس گرفته شد و اعلام كردند حالشان خوب نيست و ظهر در تماس ديگري خبر درگذشت او را اعلام كردند.
وي ادامه داد: اسماعيل داورفر از همدورههاي ما در تئاتر بود و از بدو تاسيس ادارهي هنرهاي دراماتيك در آنجا حضور داشت و جزو هنرپيشههاي پركار بود كه در صحنه شيريني خاصي داشت.
زمان تشييع اين هنرمند هنوز مشخص نشده است.
منبع خبر : ایسنا
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:52  توسط محمد
|